کدخبر:
42618
تاریخ انتشار:
۸ بهمن ۹۶
چاپ
چاپ
|
0 نظر
چاپ
نام نویسنده
:

چالش های پیش روی توسعه در ایران

در جامعه ایران، شاهد افکار مدرن با شخصیت های غیرمدرن همراه با ناهنجاریهای شخصیتی فراوان در عرصه فعالیت جمعی و اجتماعی هستیم و تا زمانی که نظام آموزشی ما کاربردی نشود نخواهیم توانست شخصیت های انتقاد پذیر، حد شناس، منصف، خود اتکا، مسئولیت پذیر، بدون هیاهو و خودشناس با افکاری متعادل و قاعده پذیر تربیت کنیم.

در پی رشد و توسعه‌ای که در جوامع غربی اتفاق افتاد کشورهای توسعه نیافته سعی کردند با یک جهش مصنوعی، فاصله ایجاد شده را کمتر کنند اما به این نکته مهم دقت نکردند که توسعه غرب از قرن ۱۴ شروع و در قرون ۱۷ و ۱۸ با رشد گرایش های پوزیتویستی، راسیونالیسم (خردگرایی) و سکولاریسم، به اوج شکوفایی رسید در حالی که جوامع خواهان توسعه میخواستند در طول سالهایی به مراتب کمتر به این نقطه از رشد و توسعه دست پیدا کنند که گرچه برخی به رشد اقتصادی بالا هم دست پیدا کردند اما از نظر توسعه هنوز هم نمیتوان آنها را هم ردیف با ایالات متحده، آلمان، انگلستان، ژاپن و فرانسه قرار داد. چرا که توسعه در اینگونه کشورها نهادینه شده است و میزان ضربه پذیری آنها از تحولات و بحرانهای اقتصادی و بین المللی به مراتب کمتر از کشورهای نوتوسعه یافته ای چون کره جنوبی، مالزی، سنگاپور و… می باشد.

در باب توسعه کشورهای جهان سوم، نظریه و مقالات بی شماری به رشته تحریر درامده است؛ اما نکته ای که برای علاقه مندان و اندیشمندان این حوزه شاید مشترک و مورد توافق می تواند باشد این است که جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان در چارچوب این نظریه ها قرار داد یا خوش بینانه که بنگریم قرار گرفتن در آنها به سختی برای این نظام سیاسی ممکن است؛ اما مشکل کجاست؟

در اغلب نظریات سیاسی توسعه، چالش های پیش روی توسعه را به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم میکنند که سهم بخش داخلی که مربوط به برنامه ریزی و انسجام و عقلانیت داخلی می باشد حدود ۷۰ درصد و سهم بخش خارجی که مربوط به اتصالات خارجی و مسائل بین المللی می باشد را تنها حدود ۳۰ درصد می دانند و جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این نوشتار سعی میکنیم در حد توان و برداشت شخصی به آن بپردازیم.

چالش های خارجی:
اصل ۱۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تاکید بر سلطه ناپذیری و حفظ استقلال همه جانبه کشور در همه ابعاد را دارد. در مقابل یکی از اصول بین المللی برای کشورهای خواهان توسعه این است که نباید به دنبال استقلال اقتصادی باشند و میبایست اقتصاد خود را با تار و پود اقتصاد جهانی بویژه اقتصاد غرب پیوند بدهند.

در حقیقت جمهوری اسلامی با ۲ قانون متمایز و مخالف هم در راستای توسعه خود مواجه است. از طرفی باید بر اساس قانون اساسی خود، استقلال همه جانبه خود را حفظ کند و از طرف دیگر هم غرب اعلام می کند که ایران نمی تواند با بخشی از آن ارتباط برقرار کرده و با بخش دیگر ارتباط نداشته باشد یا حتی در مواقعی با بخشهایی از آن مبارزه هم نماید؛ به عبارت دیگر نظم اقتصادی موجود در جهان که بر پایه های کاپیتالیسم (سرمایه داری) بنا شده است با ساختار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همراه نیست و حتی یکدیگر را به چالش می کشند. به عنوان مثال تا سال ۱۹۹۵، بیش از ۳۲ درصد از خریداران نفت ایران را شرکت های آمریکایی تشکیل می دادند اما با تصویب قانون داماتو در همان سال، امکان تفکیک مسائل سیاسی با اقتصادی ابتدا با ایالات متحده و به مرور با اغلب کشورهای توسعه یافته غرب از ایران گرفته شد. از طرفی با توجه به سیاست های اقتصادی تاکید شده از جانب مقام معظم رهبری بر اجرای اقتصاد مقاومتی، به دنبال داخلی کردن اقتصاد و عدم وابستگی خارجی است و از طرف دیگر هم می خواهد از تکنولوژی و علم روز دنیا در این بخش نیز بهره برد. نظام سرمایه داری اعتقاد دارد کسانی که درگیر مبارزه سیاسی اند و به دنبال اثبات حقانیت و ایدئولوژی خود می باشند، در پی توسعه یافتگی و ایجاد مزیت نسبی و افزایش ثروت ملی نمی توانند باشند و این موضوع را به دولتمردان ایران مربوط می دانند اما هیچگاه از این منظر نگاه نکرده اند که جمهوری اسلامی در هیچ برهه زمانی از ناحیه غرب احساس امنیت برای عدم تضعیف و ضربه زدن به استقلال و ایدئولوژی خود نداشته است و به گواه تاریخ، همواره در حال مبارزه با عوامل خارجی برهم زننده ثبات و امنیت خود بوده است. فلذا یک دیوار بلند بی اعتمادی بین دو طرف به وجود آمده است که تا به فروپاشی نینجامد نمیتوان به همکاری گسترده دو طرف امیدوار شد.

چالش های داخلی:
در ابعاد داخلی چالشهای فراوانی همچون اقتصاد تک محصولی، حجم بدهی ها، اقتصاد دولتی، وضعیت نامساعد آموزشی و درآمدها و… داریم که هرکدام در جای خود بسیار مهم و جای بحث فراوان دارد اما به نظر نگارنده تحول در آموزش و تثبیت شخصیت شهروندان ایرانی شاید مهم ترین مسئله در بین این چالشها باشد. با نگاهی به کشورهایی چون سنگاپور، کره جنوبی و مالزی در میابیم که بافت فرهنگی آنها تفاوت آشکاری با غرب دارد اما در همه آنها تا حد زیادی نظام فرهنگی، در اختیار تولید و سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی گذاشته شد. هرچند مردم این کشورها سیر فکری جوامع غربی را نداشته اند ولی خصوصیات فرهنگی آنها با نیازهای اجتماعی رشد و توسعه اقتصادی به مفهوم غربی آن تجانس پیدا کرد و در کشور مسلمانی مانند مالزی، تقریبا دین، در حد یک موضوع شخصی تقلیل پیدا کرد که با اصول ایدئولوژیک و آموزشی و شخصیت جامعه ایرانی منافات داشت چون در جامعه ایرانی _ اسلامی، همه چیز، اقتصاد نیست و سیاست و اقتصاد و فرهنگ باید در خدمت به سعادت رساندن انسان باشند اما نکته اصلی اینجاست که سعادت انسان بدون جامعه سالم و کارآمد از هر نظر، به سختی امکان پذیر می شود. طبق یک قاعده تاریخی، افراد جامعه ای که با همدیگر همکاری بهتری نموده و در کشاکش ها، نحوه برخورد و حل اختلاف را به خوبی آموخته و آنها را در جامعه نهادینه کرده باشند دارای حرکت و پیشرفت سریعتر و مثبت تری در حیطه اقتصاد و سیاست خواهند بود. به معنای دیگر، ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باید تقویت کننده و حامی توسعه اقتصادی باشند؛ اما چقدر ساختارهای منتهی شده به شخصیت سازی در جامعه ایرانی به درستی وظایف خود را انجام می دهند؟

در جامعه ایران، شاهد افکار مدرن با شخصیت های غیرمدرن همراه با ناهنجاریهای شخصیتی فراوان در عرصه فعالیت جمعی و اجتماعی هستیم و تا زمانی که نظام آموزشی ما کاربردی نشود نخواهیم توانست شخصیت های انتقاد پذیر، حد شناس، منصف، خود اتکا، مسئولیت پذیر، بدون هیاهو و خودشناس با افکاری متعادل و قاعده پذیر تربیت کنیم. تا زمانی که نتوانیم یک استراتژی ملی مورد تایید و اجماع همه نخبگان و گروهها و جناح های سیاسی داشته باشیم به رشد فکری و شخصیتی شهروندان، بالا بردن سطح آموزش و رفاه عمومی، به کارگیری مناسب شایستگان و نخبگان به دور از هیاهوهای تبلیغاتی و جناحی و داشتن سیستم متجانس فرهنگی _ اقتصادی و سیاسی، دست پیدا نخواهیم کرد؛ به عبارت دیگر، برای توسعه ابتدا باید ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر داد که در غیر اینصورت، ساختارهای سیاسی و اقتصادی تغییر نخواهند کرد و برای نیل به آن، همه دستگاهها باید اهتمام به تحول در تربیت شخصیت ایرانی را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند.

یادمان باشد چه بخواهیم اقتصاد مقاومتی را در پیش بگیریم و در این فضای بین المللی سراسر بی اعتمادی و بحرانهای اقتصادی احتمالی، بر خود متکی باشیم و به دور از نظریات رایج توسعه در جهان به سوی رشد و تعالی کشور گام برداریم یا در مقابل بخواهیم با استفاده از متد بین المللی توسعه که در پاره ای از اصول با ایدئولوژی و مبانی فکری جمهوری اسلامی ایران منافات دارد به سوی پیشرفت حرکت کنیم باید به سمت تحول شخصیت ایرانی و تغییر در فضای آموزشی فعلی برویم تا همانطور که گفته شد، افکار مدرن ایرانی را با شخصیت های مدرن ایرانی تکمیل کنیم.

محمد حسین (امیر) شکری
*دانشجوی دوره دکتری سیاست گذاری عمومی




چالش های پیش روی توسعه در ایران
#محمد حسین شکری #چالش های پیش روی توسعه در ایران


مطالب مرتبط

پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
پربیینده ترین عناوین
پربحث ترین عناوین
آخرین خبرها
پربازدیدترین خبرها
تازه ترین خبرها
پربحث ترین ها

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي خزرآنلاین مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
42618 2