کدخبر:
52754
تاریخ انتشار:
۱۲ خرداد ۹۷
چاپ
چاپ
|
0 نظر
چاپ
نام نویسنده
:

چالش اصلی ورزش گیلان چیست؟ مشکل فنی است یا مدیریتی!!

در نوع مدیریت فنی، فرد مدیر در حوزه مدیریت خود باید شناخت فنی داشته باشد و بطور مستقیم از جنس موضوع است. مثلا در حوزه ورزش، مدیر فنی کسی است که حتما باید ورزشکار یا قهرمان ورزشی باشد؛ در حوزه نظامی حتما باید ارتشی باشد یا در حوزه رسانه حتما خبرنگار بوده باشد.

در کشورهای توسعه یافته دنیا، دو نوع مدیریت برای دستگاه های اجرایی کشور متصور هستند: مدیریت فنی و مدیریت استراتژیک.

در نوع مدیریت فنی، فرد مدیر در حوزه مدیریت خود باید شناخت فنی داشته باشد و بطور مستقیم از جنس موضوع است. مثلا در حوزه ورزش، مدیر فنی کسی است که حتما باید ورزشکار یا قهرمان ورزشی باشد؛ در حوزه نظامی حتما باید ارتشی باشد یا در حوزه رسانه حتما خبرنگار بوده باشد.

در نوع مدیریت استراتژیک، فرد مدیر نیازی به تجربه مستقیم با حوزه فنی تحت مدیریت خود ندارد. یعنی مثلا مدیر ورزش حتما نباید قهرمان ورزشی بوده باشد یا مدیر نظامی حتما نباید سوابق نظامی داشته باشد. آنچه مدیریت استراتژیک بدنبال آن است نگاه برنامه محور و دارای چشم انداز است. مدیر استراتژیک کسی است که کارش «طراحی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و نظارت» است. برای این موضوع البته باید از حوزه تحت مدیریت خود سررشته داشته باشد اما نیاز ندارد حتما از آن حوزه تجربه عملی پیشه کرده باشد.

در عرصه واقعیت همواره ترکیبی از این دو نوع مدیریت فنی و راهبردی وجود داشته است که با موفقیت ها و شکست هایی همراه بوده اند. نمونه های مدیریت های فنی را می توان شامل حضور هاشمی قاضی زاده در وزارت بهداشت، ظریف در وزارت خارجه، آخوندی در وزارت راه و شهرسازی، بطحایی در آموزش و پرورش، جهرمی در وزارت ارتباطات، اردکانیان در وزارت نیرو، صالحی در انرژی اتمی، و چیت چیان در وزارت نیرو دانست.

اما حضور آقایان صالحی امیری و جنتی در وزارت فرهنگ و ارشاد، آقایان متکی و ولایتی و صالحی در وزارت خارجه، حجتی با مدرک عمران و سابقه وزارت راه دولت اصلاحات در وزارت کشاورزی، مونسان در میراث فرهنگی و گردشگری، زنگنه با مدرک راه و ساختمان و سوابق معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد و جهاد سازندگی به وزارت نیرو و بعد نفت آمد، صالحی امیری در وزارت ورزش، و واعظی در وزارت ارتباطات نمونه هایی است از مدیرانی که تخصص فنی در آن حوزه کاری نداشته اند.

وقتی این دو دسته مدیران مورد تحلیل قرار می گیرند می بینیم در میان هر دوی آنها مدیران قوی و ضعیف وجود دارد. کسی نمی تواند بر توانایی و تسلط زنگنه در وزارت نفت ایراد بگیرد و اصولا او فعلا بدیلی ندارد یا مدیریت جنتی در وزارت ارشاد یا حضور چندین ساله حجتی در وزارت کشاورزی در دولت های مختلف که حتی باعث می شود نگذارند از دولت بیرون برود. اینها نمونه مدیران غیر متخصص اما موفق هستند. ظریف در وزارت خارجه یا قاضی زاده در وزارت بهداشت و اردکانیان در وزارت نیرو هم نمونه های مدیران متخصص و موفق هستند.

از آن طرف، حضور بطحایی در آموزش و پرورش و چیت چیان در وزارت نیرو کارنامه های موفقی حساب نمی شود در حالی که مدیران متخصص حوزه مدیریتی خود هستند یا صالحی و متکی در وزارت خارجه نمونه های مدیران غیر متخصص غیر موفق حساب می شوند.

پس در بحث مدیریت نمی تواند قاعده کلی را بر اصل تخصص یا راهبرد قرار داد. این که از کدام باید استفاده گردد بستگی به ماهیت خاص آن حوزه مدیریتی دارد. برای مثال، نگاهی به دولت جدید امریکا بیاندازیم: رکس تیلرسون مدیر اجرایی شرکت نفتی است، بن کارسون وزیر مسکن و شهرسازی یک متخصص مغز و اعصاب است، اندرو وزیر کار مدیر رستوران‌های زنجیره‌ای سی‌کی‌ئی است، و الین چاو وزیر ترابری دو دوره وزیر کار بوش پسر بود. اینها مدیران غیر متخصص در حوزه وزارتی هستند. در سمت دیگر، وزیران بهداشت، دادگستری، دفاع و خزانه داری نمونه مدیران متخصص هستند. همینطور وقتی تیلرسون برکنار می شود بجایش رییس سازمان سیا می آید. این نمونه ها نشان می دهند که شرایط موجود و مقتضیات هر حوزه کاری تعیین کننده متخصص یا استراتژیک بودن نوع مدیریت در آن حوزه هستند.

در بحث مدیریت ورزشی در ایران هم نمونه های فراوانی از مدیران موفق و ناموفق متخصص و استراتژیک وجود دارد. هاشمی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد نساجی از دانشگاه امیر کبیر تهران و متخصص سیستم آنالیز از سازمان مدیریت صنعتی کسی بود که بعنوان وزیر صنایع دولت زمان جنگ در دولت اصلاحات به ریاست سازمان ورزش رسید. محمد عباسی با سابقه وزارت تعاون و شریعتمداری با سابقه وزارت بازرگانی و سلطانی فر با سابقه ریاست سازمان گردشگری کشور بر کرسی وزارت ورزش تکیه زده اند. از آن طرف، حمید عباسی و سجادی برای وزارت ورزش تعرفه شدند که رأی نگرفتند. گودرزی دارای تحصیلات ورزشی که که پس 3 رأی عدم اعتماد به وزارت رسید نه کارنامه ای داشت و نه دیگر کسی یادی از او کرد. در ضمن، چه کسی می تواند بگوید موفقیت های گودرزی ورزشی از هاشمی طبای غیر ورزشی بیشتر است.

در زمینه فدراسیون های ورزشی محمود مشحون در بستکبال و پولادگر در تکواندو نمونه های مدیران متخصص موفق هستند و موفقیت های یزدانی خرم و سپس داورزنی در فدراسیون والیبال نمونه های مدیران غیر ورزشی موفق یا همان مدیران استراتژیک است. به همین ترتیب، نمونه مدیران ورزشی و غیر ورزشی غیر موفق در فدراسیون های ورزشی وجود دارد.
در حوزه ورزش گیلان هم محمد بابایی و مسعود رهنما با سوابق ورزشی و مدیریت ورزشی سراغ داریم که اولی کارش به بازداشتگاه رسید و دومی با حرف و حدیث های فراوان برکنار شد.

با این شرایط، باید گفت چالش اصلی ورزش استان گیلان را در کدام قسمت دانست؟ آیا ورزش گیلان از فقدان متخصص ورزشی رنج می برد یا فقدان مدیر مدبر که بتواند حواشی را مدیریت کند و بر اصل بیفزاید. ورزش گیلان مدیر ورزشی و مدیر قهرمان ورزشی به خود دیده، اما موفقیت ندیده است! ورزش گیلان اکنون اسیر حاشیه هاست. معلوم نیست که هیات های ورزشی گیلان بر چه اساسی واگذار می شوند و چگونه مدیریت می شوند! حرف و حدیث های فراوان پیرامون مدیریت آن وجود دارد. پرسنل اداره کل خسته از رابطه بازیها چشم انداز امیدبخشی ندارند. آری ورزش گیلان به امید نیاز دارد و این امید تنها در پرتو تدبیر حاصل می شود.
مدیر فنی یا استراتژیک؟

اما پاسخ به سوال اصلی نوشتار حاضر این است که ورزش گیلان به "مدیری استراتژیک" نیاز دارد که سیاست را بفهمد اما سیاسی کاری نکند. اداره کل ورزش جایی نیست که آن را به یک آدم صرفا ورزشی واگذار کرد تا زیر انبوهی از مطالبات سیاسی و غیر سیاسی غرق شود و له گردد.
.
مدیرکل ورزش گیلان باید برنامه محور باشد. در دنیای رقابتی امروز، دیگر تمسک به شیوه های سنتی مدیریت پاسخگو نیست بلکه باید با داشتن چشم اندازهایی وسیع و استراتژی محور به دنبال تحقق رسالت های سازمان ها بود. مدیرکل ورزش گیلان باید برای ورزش گیلان یک برنامه استراتژیک تدوین کند. یک سازمان برای آنکه بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقیقا کجا قرارگرفته است. پس از آن باید آنچه میخواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرایند برنامه راهبردی آن سازمان می نامند. مدیریت راهبردی ورزش یعنی «هماهنگی همه امكانات و منابع از طريق برنامه ریزی، سازماندهی، هدايت و نظارت، به طوری كه هدف های مشخص تحقق پذيريد».

ورزش گیلان به چنین مدیری نیاز دارد: مدیر استراتژیک؛ وگرنه مدیر ورزشی به خود دیده است.




چالش اصلی ورزش گیلان چیست؟ مشکل فنی است یا مدیریتی!!
#چالش اصلی ورزش گیلان چیست؟ مشکل فنی است یا مدیریتی #یادداشت وارده


مطالب مرتبط

پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
پربیینده ترین عناوین
پربحث ترین عناوین
آخرین خبرها
پربازدیدترین خبرها
تازه ترین خبرها
پربحث ترین ها

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي خزرآنلاین مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
52754 2