کدخبر:
188927
تاریخ انتشار:
۱۶ آبان ۹۶
چاپ
چاپ
|
0 نظر
چاپ
دسته خبر
:

آخرین شنیده های خواندنی از فضای سیاسی!

خزر: بسته شنیده های خزرآنلاین این بار به مسایل جالبی می پردازد که خواندنش خالی از لطف نیست. از مدیری که به واسطه نسبت سببی اش با نفر اول سازمان یک شبه ره صدساله را پیمود تا مدیرکل یک نهاد حمایتی که برای والده خود وام حمایتی اخذ نموده است.

به گزارش خزر، گفته می شود یکی از مسئولان مدت ها قبل از آن که به افتخار خدمت به مردم گیلان نائل شود، سفری را به گیلان داشته و قول و قرارهایی را با برخی چهره های سیاسی و رسانه ای استان می گذارد. این حضور در غرب استان گیلان البته در آن زمان به شدت از رسانه ها مخفی می ماند. این سکوت رسانه ای اما زیاد طول نمی کشد و آقای مسئول برای رسیدن به هدفی که در پی آن بوده مبلغی را در قبال حمایت به یکی از رسانه ها پرداخته و وعده هایی هم می دهد. البته از حق نگذریم این مدیر به وعده وفا می کند که این خود یکی از خصیصه های شایسته آقای مسئول است!

نسبت فامیلی جه کارها که نمی کند! چه کسی فکر می کرد مسئول اسکن اوراق پرونده ها به علت تغییر و تحول در راس یک سازمان عریض و طویل ره صدساله را یک شبه بپیماید و با تکیه بر وابستگی سببی اش با نفر اول سازمان، بتواند به جایگاهی دست یابد که با سواستفاده از آن و انجام معاملات صوری، تبدیل به میلیاردی شود که تنها یکی از زمین های تحت مالکیت وی در بر اصلی یکی از خیابان های بالای شهر بیشتر از یک میلیارد ارزش داشته باشد! راستی آقای مدیر! جریان آن زمینی که در مسیر خیابان جدیدالاحداث .... خریداری کردی و بعد از افتتاح خیابان، خیلی اتفاقی سه بر شده است، چیست؟ جریان رپرتاژهای میلیونی که از سبد بیت المال به یک هفته نامه خاص که از قضا نام خانوادگی صاحب امتیازش با شما یکی است، می دهی، چیست؟ راستی! جریان آن شرکت پیمانکاری چیست که به افرادی که به اداره تحت امرت مراجعه می کنند، معرفی می کنی تا مشکلاتشان حل شود و البته خود در آن شرکت جز مدیران و سهامدارانی؟ جریان به کار گیری دو خانمی که نسبت نسبی با شما و نام خانوادگی مشترک با جنابعالی دارند و هر دو به طور کاملاً اتفاقی!! در دو مرکز درمانی خصوصی مشغول به کار شده اند که مدیرانشان از مراجعه کنندگان به اداره تحت امر شما بوده اند، چیست؟! باز هم بگوییم یا کافی است؟!

صدور احکام مشاوره بر مبنای همسویی سیاسی و آن هم تنها برای آقازاده ها حربه ای است که این روزها جناب مدیر به شدت برای بقای خود به آن چنگ می اندازد. وی که حالا دستش از فرمانداری یکی از شهرستان های شرقی کوتاه مانده است، تصور می کند با جا زدن خود به عنوان یک اصلاح طلب دوآتشه می تواند برای همیشه منصب مدیریتی اش را حفظ نماید. شنیده ها از عملکرد این مدیر دولتی حکایت از آن دارد که وی نه تنها متقاضیان اخذ مجوز از سازمان خود را به صورت گزینشی انتخاب می کند بلکه برای آن ها با توصیه خود سابقه کار سه ساله هم تهیه می نماید! تنها در یک نمونه، در روند اعطای مجوز فعالیت به خانمی به نام س.ت.ف وی اقدام به اخذ گواهی کار سه ساله از دفتری می نماید که حتی یک روز هم در آن جا مشغول به کار نبوده است. این گواهی کار سه ساله به سفارش جناب مدیرکل توسط دفتر ز.گ در حالی صادر می شود که خانم س.ت.ف هیچگاه حتی برای یک روز هم در این دفتر فعالیت نداشته و گواهی صادره کاملاً صوری بوده است. اخذ گواهی فعالیت برای خانم ف.پ.ن از شرکتی در یکی از استان های همجوار، اخذ گواهی فعالیت سه ساله برای آقای الف.گ، اخذ گواهی فعالیت سه ساله برای فردی که سال ها سابقه کار مطبوعاتی داشته و ... هم موارد دیگری از این دست می باشد.

داستان انتصاب شهردار یکی از شهرهای کوچک غربی هم جالب است. منتقدان شهردار جدید، وی را شریک تجاری فردی می دانند که تا یک قدمی تصدی بر شهرداری پیش رفت اما در روزهای آخر به علت انتشار اسنادی از انواع و اقسام تخلفات! نتوانست بر کرسی شهرداری تکیه زند. اعضای شورا هم گویا حسابی دل به کرامات احتمالاً مالی این فرد بسته بودند از او می خواهند تا شهردار بعدی را معرفی کند و این چنین می شود که این فرد، شریک خود در یکی از اماکن عرصه غذا را که سال ها با او فعالیت مشترک اقتصادی داشته به اعضای شورا تعرفه می نماید تا حوزه فعالیت مشترک اقتصادی از رستوران به شهرداری انتقال یابد!

مدتی است که یکی از نهادهای حمایتی کشور وام هایی را به برخی از افراد نیازمند پرداخت می نماید. اگرچه حرف و حدیث های فراوانی در خصوص پرداخت این وام ها وجود دارد و گفته می شود بخشی از این وام ها به دست افرادی می رسد که بعضا هیچ احتیاج مالی هم ندارند، اما در یکی از نادرترین موارد، جناب مدیر وامی از این دست را برای والده خود اخذ کرده است! البته این احتمال را باید در نظر گرفت که والده این مدیر، علیرغم اینکه فرزندش به پست مدیرکلی رسیده است واقعا نیازمند بوده و می بایست مورد حمایت قرار گیرد اما نکته قابل تامل دیگر اینجاست که گویا والده ایشان کلا در یکی از استان های همجوار زندگی می کند و جناب مدیر برای والده شان که در استان دیگری سکونت دارد، وام اخذ کرده است و البته هفت خوان را هم رد کرده است!

چندی پیش بود که مشاور سابق یکی از مدیران استان در گفتگو با خبرنگار یکی از رسانه های چاپی به شدت نسبت به عملکرد آقای مدیر انتقاد کرد. فارغ از درستی یا نادرستی این انتقادات، باید گفت حتماً آقای مشاور سابق که حالا در نقش منتقدی تمام عیار ظاهر شده است، فراموش کرده بود که در مصاحبه خود به قضیه وام یک میلیارد تومانی که پیش تر با حمایت همین اداره کل و برای توسعه یک مکان فرهنگی، ورزشی اخذ نموده بود، اشاره کند. یک میلیاردی که قرار بود صرف توسعه این مکان و احداث استخر و ... شود اما باید ردپای آن را در خرید ویلا در یکی از مناطق خوش و آب و هوا دنبال کرد.




آخرین شنیده های خواندنی از فضای سیاسی!
#شنیده های خزرآنلاین #اخبار استان


مطالب مرتبط

پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
پربازدیدهای سیاست
تازه های سیاست
پربحث ترین ها

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي خزرآنلاین مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.