کدخبر:
219527
تاریخ انتشار:
۲۲ اسفند ۹۷
چاپ
چاپ
|
0 نظر
چاپ
دسته خبر
:

در واکنش به اظهارات یک عضو شورا؛

یادداشت مدیرمسئول: بی‌نقاب خیانت کردن برتر از با نقاب خدمت کردن!

خزر: خوب می دانم که فضای مجازی بر سر تو و امثال تو چون بلای خانمان سوزی نازل شده و خدشه بر چهره زیبایی که با دست انداختن به پوپولیسم برای خود ساخته ای، می اندازد! البته که چاره ای جز چنگ انداختن به سیاست نخ نمای باج گیر خواندن منتقدانت که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد، باقی نمانده است.بارها خطاب به تو و قبلی های قبل از تو و بعدی های بعد از تو گفته ایم که اگر تنها و تنها یک سند دال بر باجگیری خزرآنلاین از هر فرد حقیقی یا حقوقی دارید، منتشر کنید تا سیه رو باشد هر که در او غش باشد.

 

 

اظهارات اخیر یکی از اعضای شورای شهر در خصوص باج گیر خواندن منتقدانش و اینکه بعضی از صاحبان رسانه توانسته اند از طریق رسانه شان به مال و منالی دست پیدا کنند، بنده را بر آن داشت تا برخلاف میل باطنی ام پاسخی را در در واکنش به این سخنان ارائه دهم:

 

  1. جناب مستطاب؛ هرچه گشتم و گشتیم رسانه ای جز خزرآنلاین را ندیدیم که در انتقاد از عملکرد شما و نشان دادن چهره واقعیتان به مردم قلم بزند. عصبانیت تان از این رسانه کاملا برایمان قابل درک است چراکه نتوانسته اید این یکی را برخلاف سایر ثناگویانتان با چند کارت هدیه و وعده و وعید با خود همراه سازید. خوب می دانم که فضای مجازی بر سر تو و امثال تو چون بلای خانمان سوزی نازل شده و خدشه بر چهره زیبایی که با دست انداختن به پوپولیسم برای خود ساخته ای، می اندازد! البته که چاره ای جز چنگ انداختن به سیاست نخ نمای باج گیر خواندن منتقدانت که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد، باقی نمانده است. بارها خطاب به تو و قبلی های قبل از تو و بعدی های بعد از تو گفته ایم که اگر تنها و تنها یک سند دال بر باجگیری خزرآنلاین از هر فرد حقیقی یا حقوقی دارید، منتشر کنید تا سیه رو باشد هر که در او غش باشد.

 

  1. دوستی تعریف می کرد که برای خرید منزل به مشاور املاکی دریکی از مناطق مرفه نشین شهر مراجعه کرده است و با یکی از پرسنل آن جا راهی شده تا از منزلی نوساز و به قول بنگاهی ها «صفر» بازدید کند. کلید آپارتمان در نزد صاحبخانه بوده و بنگاهی طی تماسی از صاحب خانه که خودش سازنده ملک هم بوده، می خواهد تا دم درب حاضر باشد و در را برای بازدید ملک باز کند. وقتی که با بنگاهی به مقابل منزل می رسند و از این آپارتمان زیبای 8 واحده که هر واحدش قریب به دو میلیارد تومان ارزش داشته است، بازدید می کنند، شاگرد بنگاه برای خوشامد صاحب ملک رو به همین دوست ما می کند و می گوید: ایشان را که می شناسید! سلیقه شان محشر است. فرزند حاج .... است. همان عضو شورای شهر! دوستمان زیر لب زمزمه می کند: البته که می شناسم. همانی که می گفت تمام فرزندانش بیکار هستند. ای کاش همه بیکاران این مملکت مثل فرزند برومند ایشان بودند!

 

  1. مردم دیگر تو و امثال تو را شناخته اند. آن یکی هم مسلک تو صرافی تاسیس می کند و میلیاردها تومان از پول بیت المال را با رانت به صرافی خود سرازیر می کند و وقتی هم که خبرنگاری از او می پرسد نماینده مجلس را چه به دایر کردن صرافی، می گوید سهم خود را از سفره انقلاب برداشته! فرزند آن دیگر همفکر تو با بی شرمی تمام خود را ژن خوب و برتر می داند و با افتخار می گوید که در 25 سالگی ایرانسل را به کشور آورده است. البته نمی گوید پدرش در همان سال وزیر ارتباطات بوده و بعدها به پاس خدمات شایسته اش معاون اول رییس جمهور هم شده است. رییس جمهور مورد حمایت تان هم که دیگر مشخص است با تدابیر برجامی اش چه بر سر اقتصاد آورده است.
    حضرت استاد! چه شده که از شعار "زنده باد مخالف من" به فحاشی و تهمت زنی به منتقدانتان رسیده اید؟ آماری از بازداشت مدیران همسو و همفکر با خودتان دارید؟ می دانید همان شهرداری که با او در اتوموبیل لوکس تان عکس یادگاری می گرفتید، مجددا دیروز بازداشت شده است؟ یادتان می آید که یک بار در حمایت از مدیری که اخیراً  به 14 سال حبس تعزیری محکوم شده است، پیامکی برایم فرستادید و خواستید تا از این مدیر جوان اصلاح طلب حمایت کنم! البته احتمالاً از نظر شما همه این افراد به خاطر آن که چون شما اصلاح طلبند، مورد غضب قرار گرفتند وگرنه هیچ سواستفاده مالی نداشته و از آب روان هم پاک ترند.

 

  1. نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی وظیفه سنگین و شریفی است. سواستفاده از جایگاه نمایندگی هم به همان اندازه ناشایست و مستوجب عقوبت! از شما چه پنهان نماینده ادواری را می شناسم که در زمان نمایندگی اش در مجلس شورای اسلامی، در شبکه هرمی گلدکوییست که چون ماری بر جان اقتصاد این مملکت چنبره زده بود، سرمایه گذاری می کرد. بعدها که این شبکه هرمی در کشور متلاشی شد به جای قانونگذاری برای بازگرداندن سرمایه مردم، با اهل و عیال و طی یک سفر کاری و با هزینه مجلس، به مالزی رفته بود تا با مراجعه به دفتر گلدکوییست بتواند سهم خود را از سفره گلدکوییست برداشت کند! احیاناً شما که آن نماینده را نمی شناسید؟ همان نماینده ای که بعدها برای داشتن حداقل سهمی از قدرت به جای جوانان اما با شعار حمایت از آنان وارد شورا شد تا شاید بتواند مرهمی بر زخم چرکین قدرت طلبی اش ضماد کند. حضورش در شورا اما از همان ابتدا با تحمیل یک زن و شوهر که وابسته به اسپانسر انتخاباتی اش بودند، به شهردار وقت همراه شد! بعدها در پاسخ مردمی که نالان از بیکاری فرزندانشان از او می خواستند تا دست فرزندشان را حداقل در شهرداری بند کند، بادی به غبغب می انداخت و می گفت بدنه متورم شهرداری بیش از این ظرفیت نیرو ندارد اما کسی نمی دانست خودش به محض ورود به شورا دو همراه همیشگی را به پاس خدمات شان، به عنوان مشاور به شهردار تحمیل و برای هر کدامشان حقوق ماهیانه 4 میلیون تومانی از شهرداری برقرار کرده است!

 

  1. کارشناس بزرگ و یا به قول یکی از دوستان کارشناس ترین فرد ایران! باقیمانده روزهای کاری تان را به دلالی تهاتر زمین با آن دوستی که قرارداد محضری با هم منعقد کرده اید، بگذرانید و چوب در لانه زنبور نکنید که بدجوری نیشتان می زند! هر زمان که بر اعصابتان فشار آمد و خواستید در مصاحبه با سایت های دم دستی تان بر خزرآنلاین بتازید تا از این طریق هم کمی خود را از زیر بار فشار عصبی برهانید و هم به تصور خودتان خزرآنلاین را در نزد افکار عمومی بدنام کنید، این دو بیت از مثنوی معنوی حضرت مولانا را به یاد آوردید که می فرماید:

 

کی شود دریا ز پوز سگ نجس        کی شود خورشید از پف منطمس

مه فشاند نور و سگ عو عو کند             هر کسی بر طینت خود می‌‏تند

 

 




یادداشت مدیرمسئول: بی‌نقاب خیانت کردن برتر از با نقاب خدمت کردن!
پاسخ دهید
نشانی پست الکترونیک شما محفوظ خواهد ماند - وارد کردن نام، پست الکترونیک و وبلاگ اختیاری است

 
نام
پست الکترونیک
وبلاگ
پربیینده ترین عناوین
پربحث ترین عناوین
آخرین خبرها
پربازدیدهای سیاست
تازه های سیاست
پربحث ترین ها

کليه حقوق اين سايت متعلق به وبسايت خبري-تحليلي خزرآنلاین مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.
219527 1