«آقای مکوندی»؛ شهروندی که «استثنا»ست یا «استثنائا» دیده شده؟!
«آقای مکوندی»؛ شهروندی که «استثنا»ست یا «استثنائا» دیده شده؟!
خزر: پاداشی که شرکت وعده داده به این فرد بپردازد در قیاس با آن چیزی که وی در این ساعات کسب کرده، حتما قابل عرض نیست، چون حالا جمعیت بزرگی از ایرانیان آقای مکوندی را می‌شناسند و تحسینش می‌کنند و با وجود امثال او به شکست کرونا و بازگشت به زندگی عادی، امیدوارتر از هر زمانی هستند؛ به یمن وجود اویی که وزیر و نماینده برای ستایشش از هم گوی سبقت می‌ربایند.
«هموطن گرامی، جناب آقای مکوندی به قلب بزرگ شما، مهربانی بی‌حدوحصرتان و به انسانیتی که از تک‌تک واژه‌های شما می‌جوشد، افتخار می‌کنیم. وجود انسان‌های نازنینی مثل شما، همان پنجره‌ای است که نور‍ِ امید و خوشبختی را به آینده این مرزوبوم می‌تاباند. پاینده و سلامت باشید.»
به گزارش خزرآنلاین به نقل از تابناک، جملات فوق را رئیس دفتر رئیس جمهور خطاب به یک راننده تاکسی به رشته تحریر درآورده است. اتفاقی که شاید یافتن نمونه مشابه آن در سال‌های اخیر و حتی فراتر از آن، در دو سه دهه اخیر راه به جایی نبرد و برعکس، کند و کاو پیرامون واکنش مسئولان به سخنان مردم، به حکایت‌هایی مانند «خودت بمال!» منتج شود که بسیاری مان از شنیدنش سر به نشان تاسف تکان داده ایم.
اما ماجرای این راننده تاکسی چیست و آقای مکوندی چه کرده که قلب بزرگش مایه افتخار خوانده شده است؟ احتمالا اغلب تان از ماجرا خبر دارید، اما برای آن‌هایی که نمی‌دانند باید گفت که همه چیز از انتشار یک فایل صوتی شروع شد که در آن مکوندی، راننده یکی از شرکت‌های ارایه‌دهنده خدمات تاکسی اینترنتی با اپراتور شرکت صحبت می‌کند و خواستار پس دادن کرایه‌ای است که در سفر آخرش از مسافر دریافت کرده است.
1280282_825 «آقای مکوندی»؛ شهروندی که «استثنا»ست یا «استثنائا» دیده شده؟!وی علت این درخواست را اینگونه مطرح می‌کند: «ایشون [یعنی مسافری که تازه به مقصد رسانده و پیاده کرده]پرستار بخش کرونا هستن و من از پرستارانی که در بخش کرونا کار می‌کنن، کرایه نمی‌گیرم؛ ایشون آنلاین پرداخت کردن و من می‌خوام این کرایه رو برگردونم.» تقاضایی که با انتشار فایل این مکالمه کوتاه، به این راننده لقب «سفیر مهربانی» سنجاق می‌کند.
البته این لقب و همچنین پاداشی که شرکت وعده داده به این فرد بپردازد در قیاس با آن چیزی که وی در این ساعات کسب کرده، چندان قابل عرض نیست، چون حالا جمعیت بزرگی از ایرانیان آقای مکوندی را می‌شناسند و تحسینش می‌کنند و با وجود امثال او به شکست کرونا و بازگشت به زندگی عادی امیدوارتر از هر زمانی هستند. به یمن وجود اویی که وزیر و نماینده برای ستایشش از هم گوی سبقت می‌ربایند.
اما دلیل این همه محبوبیت این شهروند چیست و به راستی چرا جامعه برای ستایش اینچنینی وی به تکاپو افتاده است؟ آیا به این دلیل است که آقای مکوندی از نوادر روزگار است و کاری که کرده، استثنایی است و به ندرت رقم می‌خورد؟ آیا این همه جامعه از انسانیت تهی شده که این حکایت تا این اندازه شایسته تقدیر و تشکر باشد و حتی برخی مسئولان عالی رتبه را مجاب کند که از این شهروند بابت پس دادن کرایه پرستار بخش کرونا تقدیر کنند؟
بیایید قبل از تامل بیشتر درباره این ماجرا و سوالات مطرح، روایت متفاوتی را مرور کنیم که چندی پیش یکی از پرسنل درمانی در یکی از شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته بود و از قضا حکایت از برخورد زشت یکی از تاکسی‌های اینترنتی داشت که وقتی فهمیده بود مسافرش از زمره پرستاران و کارکنان بخش کروناست، سفر را لغو کرده و آن فرد را نیمه شب در خیابان تنها گذاشته بود.
داستانی که سر و صدایی به پا نکرد، شاید از این رو که بسیاری از خوانندگان داستان، خودشان را جای راننده گذاشتند و نتیجه گرفتند که دوری جستن از ریسک ابتلا به کووید ۱۹، آن هم در زمانه‌ای که تورم و بیکاری به اوج رسیده، اتفاقی عاقلانه است. افرادی که چه بسا از شنیدن داستان آقای مکوندی خرسند می‌شوند و سوت و کف هم می‌زنند، اما تمایل ندارند که جای مکوندی باشند، بلکه ترجیح می‌دهند از دور نظاره گر ماجرا بمانند.
البته این توضیحات پاسخ مناسبی برای سوالات مطرح شده نیست، چون هنوز نمی‌دانیم این فرد، شهروندی استثنایی بوده که ترجیح داده از خودگذشتگی کرده و سهمی در مبارزه با کرونا ایفا نماید یا امثال مکوندی زیاد و حتی پرشمارند، اما کمتر فرصت برای مطرح کردن اسم و رسم شان به وجود می‌آید و در اختیارشان قرار می‌گیرد. گزینه‌هایی که اگر اولی شان درست باشد، باید از وخامت حال و روزمان خون بگرییم؛ هرچند برخی بر این باورند که این گونه نیست و امثال مکوندی پرشمارند، اما کمتر دیده می‌شوند.
شما چه فکر می‌کنید؟!
بیشتر بخوانید:
موردی از ویروس جهش یافته بریتانیایی در استان مشاهده نشده است