بررسی اثرگذاری لیست ها در انتخابات شورای شهر رشت؛ وقتی لیست ها معجزه نمی کنند!
بررسی اثرگذاری لیست ها در انتخابات شورای شهر رشت؛ وقتی لیست ها معجزه نمی کنند!
خزر: در شورای پنجم شهر رشت بارها دیده شد که چگونه برخی کاندیداهای حاضر در لیست انتخاباتی اصولگرایان، در بزنگاه های سیاسی همچون انتخاب شهردار به سمت اصلاح طلبان غش کرده و هیچ وقت خود را موظف به ارائه پاسخ به افکار عمومی ندیدند.

به گزارش خزرآنلاین، چندی قبل، خبر انتشار لیست انتخاباتی یکی از تشکل های سیاسی برای انتخابات شورای شهر رشت، سر و صدای زیادی در فضای مجازی به پا کرد. اگرچه مسئول روابط عمومی این تشکل سیاسی، ضمن تکذیب لیست منتشر شده، انتشار لیست نهایی را منوط به اعلام نتیجه تایید صلاحیت ها دانست اما همین موضوع بهانه ای شد تا به نقد این گونه لیست ها بپردازیم و آن ها را از دو منظر اساسی مورد بررسی قرار دهیم. 

لیست ها معجزه می کنند؟ 

هر چه به روز برگزاری انتخابات نزدیک تر می شویم، فشار بر روی کاندیداهای ورود به شورا، بیشتر و بیشتر می شود. یکی از تبعات این افزایش فشار مالی و روانی، تشخیص اشتباه اهمیت برخی فاکتورهای موثر در روند انتخابات است. لیست های انتخاباتی را هم می توان یکی از همین فاکتورها دانست. 

اگرچه حضور نام کاندیداها در لیست های انتخاباتی به خصوص در انتخابات شورای شهر رشت می تواند در سبد رای آنان تاثیرگذار باشد اما اصلا نباید این تاثیر را در حد و اندازه های یک فاکتور بسیار مهم و تمام کننده تلقی کرد. رشت علیرغم وسعت جغرافیایی خود و به یدک کشیدن نام کلانشهر، همچنان یک شهر سنتی محسوب و بسیاری از ساکنان آن، مستقیم یا غیرمستقیم با یکدیگر آشنایی دارند. بر خلاف انتخابات شورا در تهران که لیست های انتخاباتی می توانند بسیار ثمربخش باشند، در رشت همچنان سبقه آشنایی، مهمترین نقش را در سرازیر نمودن آرا به سبد کاندیدایی مشخص ایفا می کند. 

حتی در برهه های زمانی مختلف، چه در زمانی که مردم روی خوش به اصلاح طلبان نشان می دادند و چه در ایامی که نظرسنجی ها حکایت از پیروزی اصولگرایان داشت، لیست های اصولگرایی و اصلاح طلبی در رشت نتوانستند موفقیت های صد در صدی کسب نمایند و در بهریتن حالت، تنها نیمی از افراد حاضر در این لیست ها توانستند راهی پارلمان محلی شورا شوند. 

با این اوصاف باید پذیرفت که لیست های انتخاباتی قرار نیست معجزه کرده و کاندیدایی را از فرش به عرش یا برعکس برسانند! رشت علیرغم همه بزرگی اش، هنوز کوچک است و این کوچکی در انتخابات شورا، بیش از همیشه خود را به رخ می کشد! 

لیست های یک بار مصرف؟!

تنور انتخابات شورا که گرم می شود، لیست های انتخاباتی یکی پس از دیگری سر بر می آورند و با ترکیبی از اسامی مختلف، راه خود را به هیاهوی انتخاباتی باز می کنند. عمر این لیست ها که معمولا از سوی تشکل های سیاسی و اجتماعی تهیه می شوند، با برگزاری انتخابات و مشخص شدن برندگان، به پایان می رسد و با فروکش کردن تب و تاب انتخاباتی، به سختی می توان ردی از آن ها حتی در فضای مجازی پیدا کرد. توگویی این لیست ها فقط به وجود آمده اند تا در لیست قرارگرفتگان را به کرسی شورا برسانند و بس! 

این در حالی است که در جوامع مدرن از منظر سیاسی و به خصوص در همین شهرهای بزرگ کشورمان، بانیان تهیه یک لیست به نوعی ضامن عملکرد افراد حاضر در لیست هم هستند. وقتی نام کاندیدایی در یک لیست قرار می گیرد یعنی بانیان تهیه آن لیست، عملکرد این کاندیدا را تایید کرده و از مردم خواسته اند به اعتبار نام نیک شخصیت حقوقی آن تشکل سیاسی و خوشنامی شخصیت حقیقی دست اندرکاران لیست، به این کاندیدا رای دهند. حالا اگر همین کاندیدا پس از ورود به شورا، منافع فردی را به منافع جمعی ترجیح دهد، حامیان وی نباید در محکمه افکار عمومی پاسخگوی این حمایت خود باشند؟ 

در شورای پنجم شهر رشت بارها دیده شد که چگونه برخی کاندیداهای حاضر در لیست انتخاباتی اصولگرایان، در بزنگاه های سیاسی همچون انتخاب شهردار به سمت اصلاح طلبان غش کرده و هیچ وقت خود را موظف به ارائه پاسخ به افکار عمومی ندیدند. این در حالی است که برای مردمی که به اعتبار لیست اصولگرایی به این قبیل کاندیداها رای داده بودند، فرصت مطالبه گری از مسئولان تهیه لیست اصولگرایی هم وجود نداشته چرا که عملا عمر لیست با تمام شدن پروسه انتخابات به پایان رسیده بود و نه کوزه ای مانده بود و نه کوزه گری! 

پر واضح است وقتی که یک کاندیدای حاضر در لیست اصولگرایی برای به دست آوردن منافع شخصی به سمت اصلاح طلبان غش می کند و خود را موظف به پاسخگویی به افکار عمومی نمی بیند، ضربه اصلی به حیثیت و اعتبار آنانی وارد می شود که نام این فرد را در لیست اصولگرایان جا داده اند. 

به نظر می رسد چاره کار در چنین مواقعی، حفظ موجودیت تشکل سیاسی و مطالبه گری از کاندیداهایی است که در ایام انتخابات، مورد حمایت آن تشکل سیاسی قرار گرفته اند. به عنوان مثال بارها پیش آمده که فلان عضو اصولگرای شورا ضمن توافق پشت پرده با اصلاح طلبان و دادن امتیازاتی به آنان، به دنبال کسب آرای اصلاح طلبان شورا برای منافع شخصی خود و بستگانش بوده است. در چنین مواقعی، تشکل های اصولگرایی که نام این عضو شورا را در لیست خود جا داده و از وی برای ورود به پارلمان محلی شورا حمایت نموده، می بایست با مطالبه گری از این عضو شورا بپرسد که در قبال اعطای چه امتیازاتی به اصلاح طلبان، حمایت آنان را به دست آورده است. حتی اگر پاسخ قانع کننده نباشد هم می تواند با صدور بیانیه ای از اقدامات این عضو شورا تبری جسته و در انتخابات بعدی از او حمایت نکنند. 

با این حال، متاسفانه آن چه که هم اکنون در انتخابات شورا در جریان است ظهور تشکل های سیاسی در ایام انتخابات، ارائه لیست و سپس خاموشی یا انحلال این تشکل هاست. 

بی تردید تا زمانی که در بر این پاشنه بچرخد، لیست های انتخاباتی هیچگاه جایگاه اصلی و کارکرد واقعی خود را نخواهند یافت. کما اینکه در دوره پیشین انتخابات شورا، نتایج نظرسنجی های صورت گرفته در یکی از شهرستان های نه چندان بزرگ، نشان می داد درصد بسیار کمی از مردم به لیست های انتخاباتی اعتماد و بر اساس آن رای خود را به صندوق می اندارند.