برای تاج شهرستانی و شرافتی که از دست نخواهد رفت
برای تاج شهرستانی و شرافتی که از دست نخواهد رفت
خزر:  حالا صاحب آن اصطلاح معروف "شیمی آرامِشَ حفظ بُکُنید" خودش آرام نمی شد! به دنبال بهانه ای بود که بفهماند شرف و مردانگی نه ربطی به نام دارد و نه ربطی به نان!

به گزارش خزرآنلاین، جلسه طرح سوال از شهردار رشت، بی تردید یکی از فراموش نشدنی ترین جلسات طول تاریخ این پارلمان محلی بود. جلسه ای که به لطف عدم اجرای طرح صیانت، در مقاطعی بیش از ۵۰۰ بیننده داشت. جلسه ای مرکب از شادی، خشم، سکوت، بُهت و حتی تا اندازه ای ترحم!

 برای تاج شهرستانی شاید این متفاوت ترین ایستادن در برابر دوربین بود. سخت ترین سکانس و طبیعی ترین بازی از هنرپیشه محبوبی که پس از مدت ها توانسته بود از پشت نقاب، قد علم کند و فریادی بزند و از درد دل هایی بگوید که مدت ها در پشت آن چهره خندان و البته غیرواقعی جلوی دوربین، فرو خورده بود.

 حالا صاحب آن اصطلاح معروف “شیمی آرامِشَ حفظ بُکُنید” خودش آرام نمی شد! به دنبال بهانه ای بود که بفهماند شرف و مردانگی نه ربطی به نام دارد و نه ربطی به نان! که بفهماند به اندازه تمام ساعت هایی که دیگران را خندانده، برای خودش گریسته است! که بفهماند بین نماینده مردم بودن و درد آن ها را فریاد زدن، از پشت دوربین صدا و سیما تا پشت دیدگان مردم، فرسنگ ها فاصله است.

 تاج شاید به زعم برخی بی ربط حرف میزد، بی ربط به دستور جلسه، بی ربط به طرح سوال و بی ربط به استیضاح اما باز هم سخت ترین نقش را بر عهده گرفته است. نقشی که می بایست در مقابل چشمان حیرت زده بینندگان و رویارویی بی رحمانه شان با واقعیت، همان شیشه ترک برداشته اعتماد را ترمیم کند.

 گفت که ۲۰ سال است دغدغه اش، دغدغه کسی نبوده! گفت که بر خلاف خیلی ها با نان و ماست خوردن به اینجا رسیده. گفت که دهن کسی را نگاه نمی کند، گفت تمام آن چیزهایی را که خیلی ها از گفتنش ابا دارند.

 برخواستن از کف جامعه و حضور در میان مردم اگر قرار بود به رشته فیلم دربیاید، همان یک دقیقه صحبت های تاج شهرستانی می شد. مردی که صدایش نه از بابت بی احترامی به جمع بلکه از سر دردی که می کشید بلند شد. بی تفاوت به قضاوت دیگران بود و حرف هایی را زد که شاید مخاطبین اصلی اش ندیدند و نشنیدند! چون احتمالا پول خرید یک گوشی هوشمند و مشاهده لایو اینستاگرامی را نداشتند!

 تعصب و غیرت تاج شهرستانی مثال زدنی است. جایگاه نمایندگی مردم، بزرگتر از آنی است که زیر بیرق کسی برود، حالا چه شهردار باشد، چه همکار!

 اگرچه به علوی گفت که محبوب تر شده اما خودش را ندید. حتما حالا خودش هم محبوب تر شده. محبوب تر از تمام آن روز و شب هایی که همشهریان و هم استانی هایش را در برابر جعبه جادویی میخکوب می کرد. حالا همه می دانند غیرت و تعصب تاج شهرستانی را. ایستادگی اش در برابر تهدید و کرنش نکردنش در مقابل وسوسه!

 آخرین جلسه شورا، اولین روز از شروع فصلی تازه از هنرنمایی هنرمندی مردمی خواهد بود. آن روز، ولی شکوفه سرایی، ولیِ همیشگی نبود.