«سراوان» وحکایت باورنکردنی ناتوانی ما در حل بحران
«سراوان» وحکایت باورنکردنی ناتوانی ما در حل بحران

این یادداشت را دو سال و سه ماه و بیست و پنج روز پیش از این در دی ماه سال ۹۸ نوشته ام و با کمی تغییر خدمتتان ارائه می کنم. دیباچه : صدها هزارتن زباله‌های رشت و اطرافش، بیش از سی سال است که در جنگلهای سراوان در پانزده‌کیلومتری رشت دفن می‌شوند و همچون […]

این یادداشت را دو سال و سه ماه و بیست و پنج روز پیش از این در دی ماه سال ۹۸ نوشته ام و با کمی تغییر خدمتتان ارائه می کنم.

دیباچه : صدها هزارتن زباله‌های رشت و اطرافش، بیش از سی سال است که در جنگلهای سراوان در پانزده‌کیلومتری رشت دفن می‌شوند و همچون طاعون جنگل، خاک و آب گیلان و متعاقبا انسانها و دیگر موجودات زنده را آلوده می سازند‌.ابعاد این جنایت زیست – محیطی هر روز بیشتر از گذشته بر ما آشکار می شود ولی هیچ گام عملی برای رفع این بحران برداشته نشده است.

تاملات شماره ۱ :

آقای استاندار !
نمایندگان محترم …
ریاست سازمان محیط زیست
شهردار و شورای شهر رشت….

در هر دولتی و با هر گرایشی و با هر نامی ؛

گفته اید و می گویید وضعیت اسفناک سراوان و نابودی اکوسیستم‌ های گیلان را دریافته اید و به فکر راه حل هستید.مهم نیست چقدر ناراحت هستید و یا ما چقدر عصبانی ولی درک اینکه شما چقدر در گفته های خود صادق و در ارائه راه حل نهایی توانمند و ما برای مطالبه گری پایمرد هستیم دیگر دور از دسترس نیست.‌نگاه همه نسل های آینده به ما و شماست.نسل های آینده خواستار تغییر در این وضعیت هستند چیزی که ما باید آنرا مطالبه می کردیم و هنوز هم که هنوز نکرده ایم.

تاملات شماره ۲ :

آقای د‌کتر ….

زمانی گفتید :”برای نجات سراوان از زیر سنگ هم شده اعتبار بدست می آورید”! ولی سراوان راه حلی فراتر از تصویب ردیف های بدون بودجه می طلبد.بقول مانفرد مکس-نیف:«مشکل این است که اقتصاددانان در دفتر شیک و تمیز خود به بررسی و تحلیل مسئله‌ی فقر می‌پردازند. آنها تمامی آمار و ارقام را جمع‌آوری می‌کنند، بر اساس آنها الگوهای بی‌شماری می‌سازند و بر این باورند که همه چیز را درباره‌ی فقر می‌دانند. اما در حقیقت، آنها فقر را «درک» نکرده‌اند و بزرگ‌ترین اشکال قضیه نیز در همین است! درست به همین علت است که فقر هنوز از بین نرفته است. این تجربه، زندگی مرا به عنوان یک اقتصاددان به کلی عوض کرد. بنابراین، زبانی اختراع کردم که مناسب آن اوضاع و احوال باشد.»

جناب آقای …

ما و شما به طرز فجیعی در بیخبری به سر می‌بریم. ما به طور سیستماتیک در جهت عکس اصول مورد قبول خود و حرفها و قول های سخت خویش گام برمی‌داریم. ما به خوبی‌ می‌دانیم که چه کارهایی را نباید انجام داد. همه این را می‌دانند، به‌ویژه سیاست‌مداران. اما در کمال تعجب، آنها کارهایی می‌کنند که نباید کرد .حداقل در طول سه سال گذشته نیاز شدیدی به تغییراتی اساسی و بنیادی در مساله محیط زیست سراوان بود زیرا همه دیدند که الگوی حل بحران موجود کارساز نیست. این الگو حتی از دید کارشناسان مضر هم بود. اما حاصل نشست ها و وعده های مکرر شما و سیاستمداران چه بوده است؟ آنها بیش از پیش بر سر همان اصول باقی‌ ماندند. به همین علت می‌توان مطمئن بود که بحران شدید دیگری در راه است که شدت آن چند برابر بحران قبلی خواهد بود و این بار، هیچ قدرت مالی‌ای برای حل آن کافی‌ نخواهد بود. وقتی گفته می شود ما و شما نیازمند زبان تازه ای برای فهم بحران سراوان هستیم منظور دقیقا همین است.‌

تاملات شماره ۳ :

ما همگی دچار روزمرگی هستیم تاکید هزار باره بر این موضوعات تاثیری ندارد. درست مثل بیماری که پزشکان نمی‌توانند جلو پیشروی‌اش را بگیرند و فقط به آن مورفین و مسکن تزریق می‌کنند که تنها درد را احساس نکند.آیا سیاستمداران ما سیاست‌گذاری کلان وسندهای کلان و سند چشم انداز باور دارند ؟ آیا جامعه آکادمیک ما و دلسوزان استان بزرگ گیلان نگرانند؟ آیا با این وضعیت محیط زیستی ۵۰ یا ۱۰۰یا ۱۰۰۰ سال دیگر تمدنی به نام گیلان زمین وجود خواهد داشت که از حالا به فکر بحث‌های دیگر باشیم؟

سیاستمداران ما ،
در هر دوره ای و با هر تابلویی و نامی ؛

درگیر منازعات روزمره خود هستند ، درحالی که امروز در کشورهای اروپایی و آمریکایی برای مقایسه دو دولت، به این نکته توجه می‌کنند که هر دولت چقدر دغدغه زیست محیطی داشته یا چقدر توانسته به خواسته‌های محیط زیستی جامه عمل بپوشاند. درحالی که اصلا ما وزارتخانه‌ای برای محیط زیست نداریم و توقع داریم سازمان محیط زیست معجزه کند. واین درحالی است که در موقعیت اقلیمی مثل ایران هیچ موضوعی مهمتر از محیط زیست نیست،چون اگر محیط زیست نابود شود دیگر نه اقتصادی هست نه فرهنگی، نه نفتی و نه هیچ چیز دیگری.

تاملات شماره ۴ :

مسئولان باید بدانند به قول یک ضرب المثل سرخ‌پوستی ما زمین را از گذشتگان به ارث نبرده‌ایم بلکه آن را از آیندگان امانت گرفته‌ایم پس فقط نباید به این فکر کرد که تا زمانی که من در ایران مسئولم آب باشد، بعد از من دیگر به من ارتباطی ندارد، طرز تفکری که متاسفانه در جامعه ما و در بین مسئولان حکمفرماست.

شما ببینید با توجه به سوره یس- آیه ۳۳ نشانه خداوند این است که زمین مرده را زنده می‌کند و از آن دانه که قوت و روزی مردم است را می‌رویاند. این آیه نکته جالبی دارد؛ اینکه زمین یا محیط زیست یک آیه خداوندی است تا انسان به آفرینش و جهان خلقت و پروردگار ایمان بیاورد حال کسانی که محیط زیست را تخریب می‌کنند فقط رزق و روزی مردم را نابود نکرده‌اند بلکه از نظر دینی آیه و نشانه وجود خالق را پاک می‌کنند. وقتی ما صحبت از سکولاریسم می‌کنیم همه حواس‌ها به سیاست جلب می‌شود و اینکه سکولار کسی است که دین را از سیاست جدا بداند اتفاقا آن نمونه کوچکی از سکولاریسم است. سکولاریسم واقعی این است که آیه و نشانه‌های خداوند و معنویت روی زمین را پاک کنیم. کسانی که با محیط زیست و اکوسیستم رفتار تخریبی دارند مانند آنچه در سراوان اتفاق افتاده است آیه‌های خداوندی را از بین می‌برند. اینها نشانه ظهور سکولاریسم آن هم از نوع بسیار شدید و عمیق‌اش است که انسان را مسخ می‌کند. و باید نگران آن شد…

  • نویسنده : علی دادخواه