طالبان و امنیت ملی ایران
طالبان و امنیت ملی ایران

طالبان نام گروهی از شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید بنیادگرایانه و جبری مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی دیوبندی و وهابی ابن تیمیه و باورهای قبیله ای خاص هستند. طالبان در افغانستان و جهان عرب به کسانی گفته می شود که در مکاتب و مدارس دینی تعالیم اسلامی را فرا می […]

طالبان نام گروهی از شبه نظامیان مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید بنیادگرایانه و جبری مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی دیوبندی و وهابی ابن تیمیه و باورهای قبیله ای خاص هستند.

طالبان در افغانستان و جهان عرب به کسانی گفته می شود که در مکاتب و مدارس دینی تعالیم اسلامی را فرا می گیرند.

طالبان محصول فرایند و حوادث سیاسی دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی افغانستان و از طرفی سیاست و دخالت قدرتهای خارجی همچون پاکستان، عربستان و آمریکا می باشد.
چنانچه بعدا هم توسط مسئولین و مقامات این کشورها به این مسئله اعتراف شده است.

عدم وجود امکانات آموزشی_تحصیلی در افغانستان، ناامنی ، جنگهای متوالی و فقر حاد جامعه افغانستان ، شرایط را برای پذیرش دیدگاه این گروه فراهم کرده است.

این گروه از زمان پیدایش در سال ۱۹۹۴ تاکنون از طرف‌های درگیر در جنگ افغانستان بوده‌ است و پس از تصرف افغانستان، از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ با نام امارت اسلامی افغانستان بر این کشور حکومت کرده‌ است.

طالبان از آغاز حمله آمریکا به افغانستان که موجب برکناری آنان از قدرت شد، با نیرو‌های آمریکا و ناتو نیز در جنگ هستند.

رهبر کنونی طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور،  هبت‌الله آخوندزاده(آخُندزاده) است.

در مورد تاریخچه پیدایش طالبان می توان گفت که:
در دهم اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در اوج جنگ‌های داخلی افغانستان گروهی وارد ولایت قندهار در جنوب افغانستان شدند و نام خود را «تحریک اسلامی طلبای کرام» نهادند. آن‌ها با شعار‌های دینی اسلام مانند جهاد با شرک و کفر و اینکه هر کس کشته شود به بهشت خواهد رفت، به زودی پیروان زیادی از افغانستان و پاکستان پیدا کردند.

در بدو امر مردم افغانستان به این گروه خوشبین بودند و گمان می‌کردند، آن‌ها می‌توانند به جنگ‌های داخلی افغانستان پایان دهند.

همچنین شیوه حکومت طالبان بدین شکل بوده است که:

طالبان با دیدگاهی بسته و با بازگشت به نگرش‌های مذهبی و زیر فشار قرار دادن مردم موجب نارضایتی قشر زیادی از مردم افغانستان شدند. آن‌ها نام حکومت افغانستان را از جمهوری اسلامی به امارت اسلامی افغانستان تبدیل نموده و اولین رهبر خود، ملا محمد عمر، را به عنوان امیرالمؤمنین معرفی کرده بودند. طالبان قطعنامه‌های پیاپی شورای امنیت را نادیده می گرفتند.
حکومت طالبان با رادیو،  تلویزیون، موسیقی، نقاشی،  مجسمه‌سازی و آثار هنری مخالف بودند و مجسمه‌های بودا در بامیان را که از جمله غنائم فرهنگی و باستانی افغانستان بود را منهدم ساختند. در دوران حکومت طالبان،  کریکت تنها ورزش مجاز در افغانستان به شمار می‌رفت.

آنان به زنان اجازه نمی‌دادند تا بدون مرد محرم یا بدون حجاب از خانه‌هایشان بیرون روند و دست کسانی که دزدی می‌کردند، قطع می‌شد. مردم را برای ادای نماز، به زور به مساجد می‌فرستادند. ریش مردان در نظام طالبانی باید بلند می‌بود و مو‌های سرشان را می‌بایست کوتاه می‌کردند.

 همانطور که می دانیم افغانستان همسایه و هم مرز شرقی ایران می باشد و هرگونه تحولات داخلی این کشور می تواند برای همسایگان خود تاثیر گذار باشد.

در آستانه خروج امریکا از افعانستان پیشروی سریع طالبان صورت گرفته و شهرها و روستاها را یکی پس از یکی اشغال کرده اند و حدود ۷۰ درصد خاک این کشور در دست طالبان می باشد.

به نظر اینجانب نه سقوط دولت مرکزی با ریاست جمهوری اشرف غنی به نفع ایران است نه قدرت گرفتن طالبان، به همین دلیل است که حکومت ایران با هر دو اینها در بحث دیپلماسی فعال شده است که ورود هیات طالبان به ایران در همین راستا بوده است.(متاسفانه در افکار عمومی دو کشور جنبه منفی پیدا کرده که باید شفاف سازی بیشتری توسط وزارت امور خارجه ایران صورت پذیرد)

با توجه به وجود قدرت های جهانی و منطقه ای و دخالت هر کدام بر اساس منافع خود، ایران هم باید فعالیت گسترده ای داشته باشد، هم با طرفین درگیر افغانستانی و هم با سایر کشور ها…

با این شرایط موجود فعلی باید پذیرفت طالبان می بایست بخشی از قدرت این کشور باشد و در امورات دخیل شود. باید تا جایی که می شود مانع جنگ و خونریزی داخلی افغانستان شد.

زیرا در این اوضاع بهم ریخته، گروه هایی نظیر داعش نیز رشد می کنند یا از مناطق تحت خلافت داعش(عراق و سوریه و لیبی …) به این منطقه مهاجرت می کنند، زیرا حدود چهل هزار نیرو که بسیاری به آسیای مرکزی تعلق دارند مایل هستند در افغانستان و در کنار مرزهای کشور خود ساکن شوند و و بجنگند و به داخل کشورهای آسیای مرکزی رسوخ کنند و …و حکومتهای خود را ساقط کنند و این مساله را نوعی فرصت تلقی می کنند.

با توجه به سقوط ولایت هم مرز با ایران توسط طالبان این خطر ناامنی بیش از پیش احساس می شود.

پدیده های قاچاق مواد مخدر و سلاح و رشد ورود مهاجرین غیرقانونی و انواع بیماری از جمله کرونا و …از عوامل بی ثباتی افغانستان قلمداد می شود. همچنین سناریوی ضربه به ایران از طریق تروریست های تحت فرمان عربستان نیز قابل پیش بینی می باشد.(عربستان جز حامیان مالی و تسلیحاتی جریان های بنیادگرا در جهان می باشد)

بنابراین باید سعی شود دولتی با مسئولیت پذیری در مقابل امنیت و منافع ایران تشکیل شود، بعنوان مثال ترکیبی از همین دولت قانونی دموکراتیک و گروه مجاهدان و طالبان… زیرا قدرت کامل اگر در دست صرفا طالبان باشد ممکن است از طریق حامیان مالی و معنوی آنها(برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس) براحتی تحریک و عامل بی چون چرا ضربه به ایران شوند که در نهایت منجر به هزینه تراشی شود.

اشترکات زبانی و فرهنگی و تاریخی ما میتواند نکات قابل توجه ای برای رابطه ای جدی باشد. طبق آمارها صادرات ما به افغانستان حدود ۳ میلیارد دلار بوده و جای رشد بسیار هم دارد.

امروزه با نفوذ اقتصادی و دیپلماسی بر مبنای منافع مشترک اقتصادی میتوان به اهداف دیگر نیز رسید.(همانند کشور ترکیه که در آسیای مرکزی بدین گونه نفوذ پیدا کرده است)

صابر صلاح کار

بیشتر بخوانید:
شانتاژ!
  • نویسنده : صابر صلاح کار