چگونه شورانشینان استیضاح می شوند ؟
چگونه شورانشینان استیضاح می شوند ؟
استعفای سید محمد علی ثابت قدم شهردار پیشین رشت ، همان شهرداری که در دوره های پیشین علوی رای به موافقت با استیضاحش نوشته بود ، برای علوی پیام هایی داشت. از اینرو علوی همانطور که پس از حضورش در شورای چهارم قطعا بلندای نگاهش فقط همان شورا نبود. همتایانش در شورای پنجم با ترفندی باعث شدند که وی نتواند به موقع استعفا دهد و در انتخابات مجلس شرکت نماید. که متناسب با رای نفر سوم رشت آنچنان هم از شانس کمی برای حضور در بهارستان برخوردار نبود. عدم استعفا به موقع وی از شورا ، شِگِرد اصلاح طلبان شورا برای آخرین تلاش ها در مورد قوت بخشیدن به آرای کاندیدای مورد حمایتشان بود. حضور علوی در بهارستان آنقدر هم دور از دسترس نبود.

استیضاح یک واژه نزدیک به واژگان عربی ، که از نظر معنای واژه به معنای (درخواست توضیح) است اما در اصطلاح سیاسی به معنای (پرسش رسمی نمایندگان مجلس از رئیس‌جمهور، هیئت وزیران یا یک وزیر) است. که پس از ارائه توضیحات آن‌ها باید برای ادامه کارشان از مجلس مجدداً رأی اعتماد بگیرند. این واژه در دستور کاری اعضای شورای شهر نیز در مورد درخواست توضیح از شهردار استفاده میشود که پس از ارائه توضیحات شهردار ، اعضای پارلمان یا از توضیحات شهردار قانع می شوند و دستور ادامه کار می دهند و یا با قانع نشدن اعضای شورا ، شهردار از سِمَت خود برکنار خواهد شد. فرض مان اگر بر معنای واژه استیضاح باشد که معنای درخواست توضیح را قلمداد می کند. این واژه را صرفا میتوان در قالب واژگان تخصصی مدیریت ، برنامه ریزی و توسعه لحاظ نمود.

اِرنست تا قبل یافتن آن جفت کفش های جادویی هیچ گاه فکر نمی کرد که بتواند در تیم فوتبال آنچنان بدرخشد، دوستانش هم هیچ گاه به فکر شان نمی رسید که روزی اِرنست آن جفت کفش های جادویی را پیدا کند، و بتواند پله های درخشش در زمین فوتبال را طوری طی نماید،که همه امیدشان به پاهای اِرنست باشد. این مرا یاد یکی از دوستانم در محمد شهر می اندازد که چندی پیش می گفت: چه کسانی عضو شورای شهرشان نشده اند! راه یابی برخی از نفرات در شورای شهر آنقدر دور از ذهن اش بود، همانند دوستانِ اِرنست که هیچ وقت گمان نمیبردند روزی اِرنست فوتبالیست ماهری شود ! اِرنست روزهای متوالی با آن کفش ها بازی می کند و همچنین به پیروزی هایی دست می یابد تا جایی که به یکی از فوتبالیست های معروف مدرسه شان تبدیل می شود، اما تا آن زمان که به محبوبیتی دست نیافته بود هیچ گاه اصل این موضوع که این کفش ها برای چه کسی هست ؟ برایش مهم نبود ، حتی آن زمان که فهمیده بود، بدون آن جفت کفش های جادویی قدرت بازی خوب را ندارد.

عصر جدید شهری شدن نیازمند یک سیستم توانمند مدیریت شهری
همین چند سال پیش یکی از اعضای شورای شهر رشت آنقدر عزمش را جزم استیضاح شهردار نموده بود، که روزهای قبل استیضاح می گفت: حتی اگر عزراییل هم بیاید ، قانعش می کنم که برود و چند روز دیگر بیاید تا هر طور شده ثابت قدم را استیضاح کنم. از شما و ما چه پنهان، شهردار رشت در آن دوره عادت کرده بود به اعلام وصول های استیضاح از سوی شورانشینان.که از اینرو سعی بر رجز خوانی و مقابل مثل هایی داشت.انصافا هم نمی توان گفت: در مقابلشان کم آورد.حتی اگر در نظربگیریم؛ در فاصله اندکی دو بار شهردار شد و دو بار استیضاح!

ایران در شش دهه گذشته با تغییرات سریع در جمعیت شهرنشین مواجه شده است. به گونه ای که سهم شهرنشینی کشور در سال ۱۳۳۵ از ۴/۳۱ درصد به بیش از ۷۴ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده که این امر حاکی از افزایش قریب به ده برابری جمعیت شهرنشین در کشور است. که در واقع این سهم از جمعیت شهرنشین در ایران باعث بوجود آمدن مرحله ی جدیدی در کشور شده است که از سوی پژوهشگران شهری به (عصر جدید شهری شدن) خوانده می شود. این امر به تنهایی میتواند مدیران سطوح ملی ، منطقه ای و محلی را وادار به تهیه یک برنامه ریزی راهبردی منسجم نماید که بتوانند از طریق آن این آمار افزایش جمعیت را که همراه با تهدید و خطراتی ست ، بطوری مدیریت و کنترل نمایند.

ثابت قدم در شهر قبل استیضاح
استیضاح شهردار وقت رشت پس از سه دوره ناکامی شورانشینان، بیست و شش ماه از تصدی وی بر مسند شهرداری می گذشت، شورانشینان که عمر شورایی شان هم در حال اتمام بود و بیشتر نفرات برای شورای پنجم رای نیاورده بودند و به نوعی ناکام مانده بودند، طرح استیضاح را اعلام وصول نمودند. این در حالی بود که شهردار وقت در ادامه همان رجز خوانی ها گفته بود: بی صبرانه منتظر برگزاری این جلسه هستم. این امر برای بنده یک عادت است و ترک عادت موجب مرض است.

در ادامه؛ دوشنبه باشد بهتر از سه شنبه است. تا وقت مردم را کمتر بگیریم و شهر را بلاتکلیف نگذاریم. وی حتی برای آنکه انضار عمومی را به سمت خود بکشاند؛ سعی بر آن داشت که علنا طوری قلمداد نماید، که هرچه سریعتر مرا استیضاح کنید و از این بیشتر وقت شهر و مردم را نگیرید. این مقابل مثل ها به نحوی ادامه داشت،با اینکه وی در فرایند اجرای طرحی در سطح شهر با مخالفانی مواجه بود ، اما در آن دوره همان مخالفان هم در سَمت یارانش نقش ظاهر شدند. شهردار سابق که در اروپا شهرسازی و برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری خوانده بود، از سیاستهای این امر میان رشته ای و جوسازی خبری در مسند مدیر بسیار آگاه بود. اختلافات وی با شورانشینان در مسیر اجرایی اموراتش کارشکنی هایی صورت داد اما با همه ناهمواری های مسیر به مقاصدش رسید و در آن دوره به عنوان یک رکُن مدیریت شهری هنوز آوازه اش به گوش میرسد و اگر روزی روزگاری نظرسنجی صورت بگیرد قطعا نام شهردار وقت بیش از اعضای شورای چهارم در سطح جامعه شهر رشت خوانده خواهد شد.

محمد علی ثابت قدم بدون شک در دهه ای که گذشت و حتا دهه پیشین، با همه حرفها، حدیثها و انتقادات وارده به جرات میتوان گفت: جز شهرداران متخصص و با قابلیت اجرایی بالایی بود که شهر رشت به خود می دید. هرچند که بار هولناک استیضاح که حق شورانشینان است، دست از سر وی برنداشت اما آنچنان هم در مسند شهرداری بی ثمر و بی اثر نبود. حتا از جهاتی انتقادات شورا و طرح سوال های پیاپی، بیشتر وی را برای انجام امورات بدنه اجرایی مدیریت شهری مصمم نمود. اما قطعا طرح سوالات و خطر استیضاح اثرات منفی در اجرای وی داشته است که نمونه بارز آن اجرای طرح پیاده راه رشت بود که خطر استیضاح باعث شد در اجرای آن تسریعی ببخشد که بیشتر به ضرر طرح شهری شد تا منفعت شهری.

از آن دوره تا به امروز بیش از چهار سال می گذرد، عمر یک دوره شورایی به پایان رسید و شورایی تازه نفس هم بر سر کار آمد. اما هنوز وقتی در مدیریت شهری رشت گمانه زنی هایی از استیضاح شهردار وقت می آید ، ناخودآگاه حواس شهر به آن دوره پرت می شود. انگار رشت را با استیضاح های پی در پی شهرداران خواهند شناخت.

هرچند که از آن دوران چند سالی گذشته است اما شرایط فوق نسبت به عدد و ارقام سالهایی که گذشته، بیش از آن دستخوش تغییر بوده است. استیضاح شهردار وقت رشت در سال یکهزار و چهارصد آنچنان هم متفاوت و جدا از آن دوره نیست ، هرچند تفاوتهایی وجود دارند اما شباهت های جالب تر و قابل پرداختی وجود دارد. شهردار وقت(علوی) یکی از همان منتقدین و استیضاح کنندگان ثابت قدم شهردار معروف دهه پیشین است. برخلاف عده ای که خودشان را ثابت قدم می دانسته و هشتگ های تنها نیست، تنها نیست. در اینستاگرام راه انداخته و در خبر رسانی های عوام فریبانه شرکت جسته بودند. علوی(عضو شورای چهارم) که امروزه شهردار است، انتقادات جدی نسبت به شهردار معروف آن دوران که به راحتی در بازار و شهر قدم می زده و در بین شهروندان طرفدار هم داشته است ، داشت. که اگر رای های استیضاح ثابت قدم را یادآور شویم ،آنچنان پربیراه نیست ، گمان اینکه علوی رای موافق استیضاح ثابت قدم را نوشته است.

شورای پنجم آنقدر توسط برخی از نفرات برجسته سیاسی اش در سطح استان که توسط جناح سیاسی خود هم بالا آمده بودند ، صحبت از مدیریت ملی می نمودند ، که یادشان رفته بود در دهه هفتاد که شروع به کار شوراها در کشور بود ، هدف اصلی شوراها مدیریت محلی بود که بتوان توسط یک سازمان اجتماعیِ محلی مسیر مدیریت ملی صرفا هموار شود.

برنامه ریزی ضرورتی در سیستم مدیریت شهری
ساماندهی فعالیتها و ایجاد هماهنگی بین آنها از رایج ترین و پیچیده ترین تلاش های انسان از آغاز تمدن بشری تاکنون بوده است برنامه ریزی یکی از پنج وظایف اصلی مدیریت است که بر سایر وظایف اولویت دارد. کیفیت برنامه ریزی در کشورهای مختلف فراز و نشیب هایی را طی نموده تا به وضعیت برنامه ریزی حال حاضر جهان رسیده که امروزه مشاهده می کنیم. برنامه ریزی در ملل مختلف هر کدام با درجه بندی انجام می شود. نوعی تفکر و حرکت رو به جلو درباره مسایل اجتماعی ، اقتصادی و محیطی است که جهت گیری و آینده نگری از اهداف اصلی تدوین برنامه ها بود و به گفته فریدمن از جامعیت و یکپارچگی برخوردار است. در واقع برنامه ریزی؛ با انتخاب گزینه ای از میان راه حل های مختلف ، برای آینده و حصول اطمینان از اجرای آن به تخصیص منابع دست می زند. عمل برنامه ریزی در سیستم مدیریتی؛ تصمیم گیری و تخصیص منابع قلمداد میشود.. بنابراین فعالیت برنامه ریزی یک فعالیت سیاسی تلقی خواهد شد.

طی سالهای اخیر در امر برنامه ریزی منطقه ای و شهری صحبت هایی از سناریو نویسی به میان آمده است، که میتوان توسط آن سناریو های تدوین شده در برنامه ریزی ، کمک حال مدیران برای اصلاح نگرش آنها نسبت به واقعیت های پنداری و نزدیک کردن دیدگاه آنها به واقعیت های موجود و یا در حال ظهور شد. سناریو نویسی در برنامه ریزی همیشه در معنای آن تناقضاتی در امر فهم درست و بکارگیری آن دیده می شود که انگار هنوز معنای اصلی سناریونویسی در برنامه ریزی حل و فصل نشده است. بارها در باب معنای اصلی تهیه سناریو در برنامه ریزی به این امر اشتباه برخورده ایم که عملا ترسیم یک نقشه درست از آینده را با سناریو اشتباه می گیرند، و به همان صورت اشتباه مسیر مدیریت و برنامه ریزی مناطق شهری را پیش می برند. فعالیت در جهانی با عدم قطعیت های گوناگون؛ مدیران و برنامه ریزان باید فرضیه های خود را درباره پیشرفت و توسعه منطقه با پرسش های فراوان (اگر اینطور بشود چه؟) به چالش بکشند تا بتوانند جهان آینده را واضح تر ببینند. در تهیه و تدوین سناریو در امر برنامه ریزی ؛ اصلاح، ترمیم و بهبود نظام مند تصمیم گیری در هدف های مربوط به آینده باید در نظر گرفته شود.

در جوامع دانشگاهی، علمی استان بارها اشاره شد؛ که شهرهای استان گیلان علل خصوص کلانشهر رشت به عنوان مرکز استان با عدم برنامه ریزی مدون مواجه هستند و بیشتر معضلات و ناهماهنگی های حوزه مدیریت شهری در استان تحت شعاع این ضعف و فقدان رقم میخورد.

برنامه راهبردی – عملیاتی در رشت گُریزی از این حجم بی برنامگی
در یکی از مصاحبه های شهردار اسبق رشت قبل از شروع بکار شورای پنجم در مورد ارایه برنامه راهبردی – عملیاتی برای رشت صحبت شد. شهر برنامه ی مطالعاتی دارد که توسط مراجع رسمی علمی تهیه و قانونی تصویب شده است. در واقع این برنامه راهبردی-عملیاتی یک نقشه راه راست است که قوانین ، اسناد بالادست ، طرح جامع ترافیک ، طرح جامع شهرسازی ، طرح تفصیلی ، نیازهای شهر و سایر موضوعات در آن دیده شده است و برایند آنها مورد توافق عمومی است. نیاز اجرای این برنامه راهبردی و عملیاتی در شهر حس می شود که بتوان توسط آن در یک مسیر درست همراه با نقشه پیش رفت و از این سردرگمی شهر را نجات داد. در طی صحبت های شهردار اسبق از سال ۹۶ تا ۱۴۰۰ گویا توسط شورای پنجم نگاه خاصی به اجرای این برنامه صورت نگرفت و ترتیباتی توسط آن دوره مدیریت شهری انجام نشد.

در تازه ترین اخبار مدیریت شهری رشت باز هم اعلام وصول استیضاح را می شنویم ، این بار با نُه نفر و نُه امضا. از مرحله قبل که چهل روز قبل بود، جدی تر است. علوی در این مدت کوتاه در مسند شهردار رشت این بار دوم است که به صورت جدی خطر استیضاح را حس می کند. این در شرایطی است که طی این چند ماه از عمر شهرداری وی مخالفان جدی تری هم نسبت به قبل دارد. در همین مدت کوتاه از احکام انتصابی وی در بدنه شهرداری رشت که در خروجی رسانه های محلی گیلان آمده، حاکی از آن است؛ که برخی از انتصابات شهرداری آنچنان دور از اعضای شورای شهر نبوده است. حتی برخی از انتصابات ارتباطات مستقیم نزدیکی با شورانشینان دارد. هرچند که برخی از این احکام در راستای تغییرات جدید در مدیریت شهری در هر دوره قابل وضوح است و تغییرات در بدنه های مدیریتی لازم الاجرا است، قطعا این انتصابات هم بنا به تخصص صورت گرفته است. چون غیر از این نگاهِ صرفا تخصصی به این عامل مهم، ضرر آن به مدیریت شهری و شهر خواهد رسید.

استیضاح های شهرداران رشت به تغییر مدل سیستم مدیریت شهری کشور منجر خواهد شد ؟
شورای ششم از ابتدا خواست؛ در بدنه اجرایی مدیریت شهری با بقای شهردار وقت ثبات را حاکم نماید. اما نشد و با یک استعفا زود هنگام، شهر باز به مسیر پیشین بازگشت. شورای ششم هرچقدر تلاش نمود؛ از این استعفا جلوگیری کند، اما نتوانست. نفرات محدودِ باتجربه شورای ششم میدانستند این استعفا در مسیر شورایی شان که در ابتدای کار هم بودند، دردسر میشود. اما اینکه چگونه میشود؛ همان نفرات محدودِ باتجربه در شورای ششم، در سال آغازین کار شورا نمی توانند در مقابل برخی از نظرات عجولانه و به ظاهر انتقادی عده ای که از تجربیات کافی برخوردار نیستند ، به شهردار منتخب شورا که هنوز عمر آنچنانی از تصدی اش در مسند شهرداری رشت نگذشته ، نظر مصمم و مدبرانه ای ابراز نمایند، خود جای تامل دارد! بطوریکه پس از چهل روز از اولین طرح سوال جدی شان مجدد نوک پرگار انتقادشان به سوی بدنه اجرایی بازگشته و مجدد تب و تاب استیضاح در شهر خبرساز شده است.

اگر فرض بر این باشد که این دوره هم همانند چهل روز قبل استیضاح علوی به خیر بگذرد ، قطعا میتوان پیش بینی نمود؛ بعد از تعطیلات نوروز مرحله سوم این گروه برای ایجاد تب و تاب استیضاح مجدد به راه خواهد افتاد. و با تامل بر جو اینگونه انتقادات (بخوانیم اختلافات) در ادوار پیشین قطعا گروه مخالفین شهردار که عزمشان جزم است ، شهردار استیضاح شود، در سال آینده استیضاح علوی صد در صد تضمین شده است. و در این مورد که همیشه این عجولانگی ها بر شهر صدمه وارد می نماید ، وزارت کشور بایستی تدابیری انجام دهد.

از آنجا که سیستم مدیریت شهری در کشور ما شورا – شهردار است ، یعنی اعضای پارلمان شهر توسط مردم و انتخاب شهردار توسط اعضای شورا که در نهایت با تایید نهایی وزارت کشور شهردار آغاز بکار می نماید. از این حیث همانطور که چند سال پیش هم در این باره صحبت هایی شده بود که حتی المقدور اگر لازم شد، با وضع قانونی مصوب ، شهردار مستقیم توسط وزارت کشور انتخاب شود و شورای شهر همان بدنه نظارتی سیستم مدیریت شهری را از سر گیرد. البته در برخی از کشورها با انتخابات سراسری محلی شهرداران همچون نمایندگان پارلمانی شهر در سیستم مدیریت شهری اروپا با رای مردم انتخاب می شوند. به این صورت که برخی از اختلافات در میان بدنه نظارتی و اجرایی مدیریت شهری منجر به این شده است که در برخی از شهرها، شهرداران عمر کوتاهی را در مسند مدیریتی داشته باشند و این عامل خود جز معضلاتی است که به دلیل عدم اطمینان از بقا در یک بازه زمانی ثابت و مثمر ثمر که بتوان موثر و با عملکرد قابل دفاع حاضر شوند ، جز موارد یاد شده در سیستم مدیریت شهری کشور است که جا دارد این موارد در سطوح ملی بازنگری شود. و مورد دیگر هم میتوان به این اشاره داشت که آیا اعضای پارلمان شهر که توسط آرای مردمی انتخاب می شوند ، و به عنوان نماینده مردم در سطح محلی ایفای نقش می نمایند ، آنچنان موثر و پابرجا بر شعارهای خود استوار مانده اند یا که خیر؟

با توجه به عمر مدیریتی چهارساله شورای شهر در کشور ما ، چگونه میتوان شهروندان انتقادات خود را نسبت به اعضای شورای شهر و عملکردشان دقیق و مفصل روا دارند ، همانطور که شورانشینان با اعلام طرح سوال و استیضاح شهرداران میتوانند عملکرد شهردار را مورد مواخذه قرار داده و حتی در برخی از موارد بدون در نظر گرفتن نظر شهروندان نسبت به شهردار استیضاح شده که با استیضاح از سوی آنها مخالف بوده اند ، همانطور بی توجه رفتار نمایند. به زبان ساده در مقابل عملکرد ضعیف شورانشینان اینطور میتوان گفت: که چگونه شهروندان میتوانند اعضای شورا را استیضاح نمایند.

علوی در شورای ششم مدت کوتاهی را کنار همتایانش گذراند ، پس از نامزدی در انتخابات شهرداری که کاندید شد، توانست با نُه رای شهردار شود ، همان عددی که دوبار باعث شده تا علوی خطر استیضاح را حس نماید. در دوران انتخاب شهردار رشت از نفرات نهایی تنها رقیب جدی اش که تخصص و رزومه ی قابل قبولی داشت ، استعفا داد. تا علوی نفس راحتی بکشد و به راحتی بتواند شهردار شود.

در واقع علوی مسیر شهرداری رشت را به آسانی طی نمود ، حتا در دقایق نود دو نامزد دیگر شهرداری هم استعفا دادند تا علوی بدون رقیب با نه رای شهردار شود. هرچقدر علوی مسیر آسان و بدون دردسری را برای رسیدن به شهرداری طی نمود ، اما در حال حاضر برای تداوم در آن سِمت آنچنان مسیر را هموار حس نمی کند. با تجربه ای که در کار شورایی در دو دوره قبل داشته است، میداند وقتی جناج مخالف شهردار بخواهند به سوی استیضاح گام بردارند ، هرچند از حرف تا عمل فاصله وجود دارد ، اما استیضاح شهرداران در رشت امری شدنی است. بدین معنی است؛ که در مراحل مختلف از شکست استیضاح اول تا پیروزی در مراحل دیگر تنها عامل مهم نیرومند تر شدن جناح مخالف خواهد بود و نه تجدید نظر در انجام اصل عمل. علوی با شناختی که از شورا دارد ، حال و هوای جناح مقابل شهردار را به خوبی لمس کرده است ، به نحوی که میتوان اشاره داشت؛ تعداد مخالفین شهردار به حداقل ترین نفرات هم باشند ، همان حداقل نفرات منتقد میتوانند حداکثریت اعضا را به سمت خود بخواهند.

استعفای سید محمد علی ثابت قدم شهردار پیشین رشت ، همان شهرداری که در دوره های پیشین علوی رای به موافقت با استیضاحش نوشته بود ، برای علوی پیام هایی داشت. از اینرو علوی همانطور که پس از حضورش در شورای چهارم قطعا بلندای نگاهش فقط همان شورا نبود. همتایانش در شورای پنجم با ترفندی باعث شدند که وی نتواند به موقع استعفا دهد و در انتخابات مجلس شرکت نماید. که متناسب با رای نفر سوم رشت آنچنان هم از شانس کمی برای حضور در بهارستان برخوردار نبود. عدم استعفا به موقع وی از شورا ، شِگِرد اصلاح طلبان شورا برای آخرین تلاش ها در مورد قوت بخشیدن به آرای کاندیدای مورد حمایتشان بود. حضور علوی در بهارستان آنقدر هم دور از دسترس نبود.

حرفه ای بودن استعفای ثابت قدم و عدم برنامه عملیاتی در رشت
ثابت قدم پس از استعفا در همین دوره که علوی شهردار شد به نکات حایز اهمیتی اشاره داشت : وی در ابتدا با این جمله که (لطفا من را از شهرداری رشت معاف کنید) شروع نمود و کار کردن در شهر را ناممکن خوانده بود. بدون یک برنامه عملیاتی شورا نمیداند از شهردار منتخب چه می خواهد؟ و شهردار نیز به عنوان نفر اول مدیریت شهری نمیداند از کارمندان و پرسنل شهرداری چه میخواهد؟ و نمیداند که باید چه خدمتی به مردم ارایه دهد ؟ و از آن جهت شهر به روزمرگی دچار می شود. که بزرگترین روزمرگی شهردار به حقوق دادن کارمندانش بر می گردد. و در این صورت است که هیچ کار بزرگ مقیاسی صورت نمی گیرد.

پیوستگی جغرفیایی شهرهای گیلان و نقش دولت در سیاستگذاری های شهرداری ها قطعا بین استان گیلان و سایر استان که شهرهایشان با فاصله از هم قرار گرفته اند ، میزان جمعیت پذیری شهر مادر و میزان مهاجرت روزانه ؛ همه این موارد باعث میشود که مدل اداره مرکز استان گیلان با مرکز استانی مانند کرمان بسیار متفاوت باشد. ثابت قدم شهرداری را آخرین خط سرویس دهی به مردم خطاب می کند. در واقع شهرداری چون بخش آخر قضیه است دیگر نمی تواند به کسی بگوید باید. و این تکثر بایدها موجب بی عملی صرف و انداختن تقصیر بر یکدیگر شده است. ترک فعل های متعدد رخ داده و ساختار و منابع انسانی بخاطر بلاتکلیفی بی ثمر شده اند که از راس دولت قبل تا اجزا آن شاهد این امر در کل کشور بودیم و در استان گیلان فاجعه بارتر.

در واقع زمانی که یک برنامه عملیاتی مبنا دستور کار قرار نگیرد ، کار کردن شهرداران در شهرها چهارچوب مشخصی نخواهد داشت. پیوستگی شهرهای استان گیلان که این پیوستگی جغرافیایی به لحاظ مبانی برنامه ریزی منطقه ای و آمایش منطقه ای نسبت به سایر استان ها در مرکز کشور(اصفهان) و جنوب شرقی( سیستان و بلوچستان) تفاوتهایی را شامل میشود. این پیوستگی جغرافیایی در سیاستهای دولت هم بی تاثیر نخواهد بود. تاثیرات دولت در شهرداری های کشور به صورت گوناگون است.که شهرداری در آن هم تاثیرگذار و هم تاثیر پذیر است. یعنی یک عمل و عکس العمل دو طرفه آن هم در امور مختلف روزانه و به دفعات.

توقع مردم از مدیریت شهری؛ عملگرایی و اجرای کارهای بزرگ مقیاس
شهردار به عنوان نفر اول بدنه اجرایی مدیریت شهری همچنان که طی یک برنامه راهبردی-عملیاتی که استراتژی آن توسط بدنه نظارتی مدیریت شهری ( شورای شهر) چیده شده است که در دستور کار اجرا قرار می گیرد، بایستی هماهنگ شود و پرسنل خود را هماهنگ با آن برنامه عملیاتی ترتیب داده و آرایش نماید.

شورای شهر میبایست در راستای انتخاب شهردار آن برنامه عملیاتی که استراتژی اش از پیش تعیین شده را مقابل نامزدهای تصدی این پست قرار دهد، و هر یک از نفرات پس از تشریح کامل به این نتیجه برسند که آیا می توانند از پس این برنامه مدون عملیاتی بر آیند یا که خیر ؟ و اگر این برنامه عملیاتی را میتوانند در شهر اجرا نمایند در طی چند سال به نتیجه خواهند رسید؟ طی آخرین گفتگوهای برخی از اعضای شورای ششم یک برنامه مفقود شده داریم که هنوز مشخص نیست ، تکلیف آن چه شد؟

در راستای انتخاب علوی به عنوان شهردار نیز شورا هیچ برنامه عملیاتی را مبنا کار تا به امروز قرار نداده است، و در واقع میتوان گفت:در خروجی رسانه و روابط عمومی شورا وشهرداری از برنامه ای عملیاتی اطلاع دقیقی داده نشده است. در شرایط فوق کارکردن برای هر شهرداری میسر نخواهد بود و به نحوی شهرداری دچار روزمرگی خواهد شد. و در مقابل شهروندانی که در موضوع شهر مستقیم اشاره شان به شهرداری بر می گردد ، هیچ تغییراتی در شهر مشاهده نکنند و نسبت به میزان مالیاتی که پرداخت می نمایند و در آمدی که شهرداری کسب می نماید ، شهروندان مدام در شهر توقع کارهای بزرگ مقیاس دارند. یکی از صحبت های شهروندان رشت در طی سالهای اخیر پس از ساخت واجرای پل های غیر هم سطح این بوده است که اشاره به دوره های مدیریت شهری داشته اند که در آن دوره این پل ها افتتاح شده اند و در مقابل به دوره های دیگر را نیز اینگونه در خاطرشان ثبت شده است که اینها حتا یک پل هم نساخته اند. به این خاطر است که مردم از شهرداری توقع کارهای بزرگ مقیاس دارند. و در کل ادای این مطلب مردم توقع دارند مدیریت شهری عملگرا باشد و نه اینکه در بطن اخبار ریز و درشت حوزه مدیریت شهری استیضاح شهرداران تکرار شود.

مدیریت شهری برای ارتقای اقتصاد شهر نیاز به سرمایه اجتماعی دارد.
ثابت قدم و علوی دو شهردار پیشین و کنونی رشت که در دو بازه زمانی به عنوان نفر اول بدنه اجرایی مدیریت شهری رشت؛ شهری که علی رغم تمام پتانسیل ها و ظرفیت های بالقوه خود در طی این سالها بدلایل مختلف از فرصت های در اختیارش آنچنان باید و شاید به نفع توسعه بهره نبرده است. گرچه در میان دوره های مختلف پیشرفت هایی داشته است اما نسبت به معضلاتی که حال حاضر در این شهر وجود دارد ، اصلا در این قیاس گنجانده نمی شود.

شهر اکنون چند معضل اساسی دارد که قدمت انباشت شدن این معضلات به بیش از سی سال خواهد رسید. آلودگی آبی رودخانه های این شهر که در هر نقطه دیگری وجود داشت از آن موهبت بهترین استفاده ها میشد اما تبدیل به نقطه سرطان زا و بیماری های گوارشی مردم شده است که در آمارهای علوم پزشکی استان مردم شهر رشت در صدر مبتلایان به بیماری های گوارشی حضور دارند. در بخش جنوبی شهر انباشت سی ساله زباله ها را داریم که نیاز به یک بودجه کلان ملی برای ادامه فرایند ساخت سایت سراوان است. وضعیت ورود فاضلاب کل شهر و علل خصوص بیمارستان به دو رودخانه شهر رشت یکی از دغدغه های اساسی شهروندان رشت است که این موضوع نیز به یک نگاه بودجه ای کلان ملی نیاز دارد.

موضوع دیگر بدلیل شرایط جغرافیایی و مرکزی شهر رشت در طی سالهای اخیر سرریزی جمعیت مهاجر خارج استان را شاهد هستیم که به صورت ساکنین غیر دایمی، بهترین زمین های این شهر را خریداری نموده و با تغییر کاربری و ساخت وسازهای غیرمجاز باعث تغییر در بافت جمعیتی و فرهنگی رشت که این مورد در سراسر شهرهای استان به چشم می آید. این موارد تنها گزینه های اندک و قابل ملاحظه ای از معضلات شهر بوده است که همراه با اینها هزاران از این دست موارد خطرآفرین نیز در سطح شهر وجود دارند.

مدیریت شهری ؛ یکی از فرایند های قابل توجه این سیستم گفتگو با مردم در جهت افزایش سرمایه های اجتماعی است. در واقع یکی از وظایفی که شهرداری در مورد اقتصاد شهر دارد ، گفتگو با مردم در جهت افزایش سرمایه های اجتماعی است. چون سرمایه های اجتماعی در شهرها باعث ارتقا سطح اقتصاد شهر خواهد شد. و فقدان سرمایه اجتماعی مورد مهمی است که در سیستم مدیریت شهری رشت نادیده گرفته میشود. در شرایطی که استان گیلان جز استان های مولد بیکاری محسوب می شود ، به همین خاطر مهاجرت بومی ها به خارج استان و شهر امری طبیعی شده و در این شرایط مدیریت شهری قدر سرمایه های اجتماعی را بداند و ضرورت آنها را درک نماید ، با گفتگو و تعامل میتواند در ارتقا اقتصادشهر اثر بخشی داشته باشد.

اعمال این گونه رفتارهایی که جز هویت سیستم است ، چه بسا مفید تر از دامن زدن اختلافات عجولانه در بدنه سیستم مدیریت شهری است. رشت نیازمند یک برنامه عملیاتی برای اجرا از سوی شهرداری است تا بتواند طی چهارچوب آن برنامه راهبردی-عملیاتی و استراتژی نظارتی پارلمان شهر در یک مسیر یکپارچه که دارای جامعیت است ، حرکت نماید.

 

  • نویسنده : محمد صالح زاده