یک بام! دو هوا!!
یک بام! دو هوا!!

در این یادداشت به دنبال دو قطبی سازی جامعه نیستم، ولی تصمیمات دوگانه ی کشورداری در عصر کرونا با هیچ معیاری جور در نمی آید. تجمع، سفر، تردد بین شهری به هر بهانه ای، جلسات و … براساس نظر ستاد ملی مبارزه با کرونا خطر آفرین تلقی شده و هر گونه گردهمایی را به تعطیلی […]

در این یادداشت به دنبال دو قطبی سازی جامعه نیستم، ولی تصمیمات دوگانه ی کشورداری در عصر کرونا با هیچ معیاری جور در نمی آید.

تجمع، سفر، تردد بین شهری به هر بهانه ای، جلسات و … براساس نظر ستاد ملی مبارزه با کرونا خطر آفرین تلقی شده و هر گونه گردهمایی را به تعطیلی کشانده است.

خوب تا اینجا وظیفه ی همه ما تمکین از دستورات صادره است و تمرد یعنی نافرمانی مدنی.

پرسش اینجاست که چرا در اولین واکنش به موج های تا کنون سه گانه حمله ی کرونا دست به تعطیلی نهاد های دینی و اجتماعی می زنیم؟! چرا دنبال آن بخش از جامعه می رویم که علایق مذهبی شدیدتری دارند؟ چرا اماکن مورد احترام را تعطیل می کنیم؟

ولی در مقابل پس از پایان فروردین که همه به دستورات و محدودیت های سفر و تعطیلی کسب و کار فارغ از آثار منفی اقتصادی آن تمکین کردیم و حتی به دیدار پدر و مادران هم نرفتیم، دیگر خبری از این محدودیت‌هایی که مورد مطالبه اغلب مردم، به ویژه ساکنین شهرهای گردشگر پذیر است، دست نمی زنیم؟

پاسخ این پرسش ها شاید اینجاست: برآورد درستی از انتظارات و توقعات جامعه به دست تصمیم گیران نمی رسد! قدرت نفوذ یک‌ قشر معدود و محدود سودجو و بی اعتنا به نظر اکثریت آسایش ظاهری شان مهم تر از رفع نگرانی همه ی جامعه است!
تا آنجایی که می دانیم این ویروس مرموز که منشا آن هنوز معلوم نیست، صاحب ایدئولوژی خاص مذهبی یا لائیک نیست که فقط با بخش خاصی از جامعه بخواهد ضربه بزند!

البته نکته اصلی و مهم به زعم نگارنده این است که تصمیم گیر، خیالش از تمکین قشر متدین جامعه راحت است که هم براساس باورهای خود اجرا می کند و هم سرکشی مدنی نمی کند.

ولی به نظر، برآورد نهاد تصمیم گیر از لایه های جامعه کاملا اشتباه است، چرا که فقط خبر احتمالی ممنوعیت مسافرت در تعطیلات پیش رو، مردم را پیش از موعد عادی و روال معمول به سطح جاده ها کشانده است، که نکند پشت دروازه ی تصمیم احتمالی ممنوعیت سفر به شهرهای خوش آب و هوا بماند.

پس اگر تصمیم گیر فرمان بدهد قطعاً مردم گردن می گذارند، چون یکی از وظایف از هزاران وظایف دولتها حفظ جان مردمش است.

پس اینکه قشر خاصی را مجبور به اطاعت کنی و قشر محدود دیگر را با این فرض که سرکشی می کند رها کنی تا به همه جامعه آسیب بزند، دور از مدیریت واحد است. و این می شود یک‌مبنا با دو تصمیم متفاوت.

اتفاقاً اگر نبود فتوای شرعی و دستور صریح نهاد بالاتر از دولت قطعاً سرکشی در بین قشر پر مخاطب دینی در مقابل این تصمیم های عجیب بیشتر بود.

چرا که تصمیم گیر یک تصمیم واحد و مشخص نمی گیرد و حتی از هیچ قوه قهریه ای حتی در حد تذکر زبانی برای اجرای فرامین خود در سطح جامعه نمی خواهد به کار بگیرد، و فقط اماکنی که دولتی هستند از دستوراتش اطاعت می کنند و بخش خصوصی او را به سخره می گیرد و راه خود را می رود. این به جزء تضعیف نهاد حاکمیت هیچ منفعت دیگری نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:
وام ویروس کرونا؛ شرایط ضامن برای دریافت وام
  • نویسنده : امین کمالوندی؛ فعال فرهنگی