در نخستین هفته پس از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها , آمار ها نشان از کاهش مصرف حامل های انرژی در کشور دادند . اگرچه این موضوع  در نگاه اول  یک دستاورد مثبت و امیوار کننده برای جامعه پرمصرف و اصراف گر ما محسوب می گردد و نوید رسیدن به استانداردهای جهانی الگوی مصرف […]

در نخستین هفته پس از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها , آمار ها نشان از کاهش مصرف حامل های انرژی در کشور دادند . اگرچه این موضوع  در نگاه اول  یک دستاورد مثبت و امیوار کننده برای جامعه پرمصرف و اصراف گر ما محسوب می گردد و نوید رسیدن به استانداردهای جهانی الگوی مصرف حامل های انرژی  را به مردم و دولت می دهد اما  بعلت روش خاص حاکمیت در رسیدن به این امر ظاهرا موفقیت آمیز, یعنی  گران کردن و در واقع گرو کشی برای رسیدن به هدف مورد نظر قدری تامل برانگیز و قابل بحث است و حتی نمونه بارز رفتارهای غیر علمی و افزایش اختلاف طبقاتی در جامعه محسوب می گردد.

اندکی دقیق شدن در وضعیت اقتصادی جامعه و بررسی میزان افزایش قیمت حامل های انژی نشان می دهد که مبلغ افزایش یافته در قدرت خرید قشر مرفه جامعه کوچکترین تاثیری نداشته و صاحبان ثروت در جامعه مطمئنا بعلت افزایش قیمت بنزین و یا حامل های پرمصرف  دیگر از میزان مصرف خود نمی کاهند بلکه با استفاده ااز قدرت خرید و نقدینگی موجود میزان مصرف خود را حفظ  و رقم ناچیز اضافه پرداخت خود را از محل افزایش قیمت کالا و یا خدمات تولیدی در شغل و پیشه خود تامین می نمایند.

از طرفی قشر آسیب پذیر و کم درآمد جامعه که معمولا  در تامین گرمایش و سرمایش اماکن ,سوخت وسایل نقلیه فرسوده و پرمصرف خود که عمدتا ابزار کار و امرار معاش آنان نیز محسوب می گردد ,از حامل های مورد نظر بهره می جویند و اتفاقا بر عکس قشر مرفه جامعه مقدار افزوده شده بر قیمت حامل های انرژی برای آنان سنگین و کمر شکن می باشد, در نهایت مجبور به کاهش مصرف و حفظ میزان مخارج و پرداخت های خود می شوند و این امر بعلت بالا بودن تعداد جمعیت با سطوح درآمدی پایین تر در جامعه و  در نهایت منجر به صرفه جویی در مصرف انرژی و ارائه آمارهای به ظاهر خوشحال کننده می شود.

اندیشیدن در این موضوع به آسانی غیر اصولی بودن استفاده از  ابزار غیر منطقی افزایش قیمت ها برای مجبور نمودن مردم به کاهش مصرف را نشان می دهد و همچنین ناعادلانه بودن شیوه هایی از این دست که درنهایت تنها قشر آسیب پذیر جامعه را مجبور به کاهش مصرف می کند ,برای همگان آشکار می نماید.

اگرچه موضوع هدر رفتن انرژی و لزوم چاره اندیشی برای رفع آن امری منطقی است اما این امر به هیچ وجه ساده اندیشی و برگزیدن راحت ترین و پیش پا افتاده ترین راهکار توسط دولت را توجیه نمی کند و شاید نوعی پاک کردن صورت مسئله محسوب می گردد.

در سال های گذشته بحث آلودگی هوای کلانشهر های  کشور و و همچنین بالا بودن مصرف سرانه انژی دولتمردان را به چاره اندیشی در این خصوص واداشت .اما  حاکمیت همواره تلاش نمود تا با افزایش قیمت و کاهش مصرف مسئله را حل نماید در حالیکه استاندارد سازی دستگاههای مصرف کننده انرژی مانند لوازم گرمایشی ,خودروها ,کارخانه ها و ناوگان حمل و نقل عمومی ,رعایت استانداردهای تولید بنزین در کشور که بدنبال افزایش تحریم ها و تولید بنزین ناسالم دخلی به آلودگی هوا دامن زده است ,اصلاح ساخت و سازها و همچنین اصلاح روش های گرم کردن اماکن و تغییر آن از روش سنتی به روش های مدرن به هیچ وجه بصورت جدی در دستور کار دولت ها قرار نگرفته و اگر هم گاه مورد بحث بوده ,اجرایی نشده است.

نویسنده: جبار نوروزی