فکر می کنید مردم شما را بیشتر با کدام نقشتان به خاطر بیاورند؟ با نقش «احمد روخان کناری».   تکیه کلامتان در آن نقش چه بود؟ مدام میگفتم «بابا خوبه؟ مامان خوبه؟»   در کدام نقشتان مدام می گفتید «مدلاسیون را حفظ کن»؟ سریال ایستگاه آخر بود که نقش یک آهنگساز را بازی می کردم […]

فکر می کنید مردم شما را بیشتر با کدام نقشتان به خاطر بیاورند؟

با نقش «احمد روخان کناری».

 

تهرانیها ما را مخلفات غذای خود می دانند

تکیه کلامتان در آن نقش چه بود؟

مدام میگفتم «بابا خوبه؟ مامان خوبه؟»

 

در کدام نقشتان مدام می گفتید «مدلاسیون را حفظ کن»؟

سریال ایستگاه آخر بود که نقش یک آهنگساز را بازی می کردم که در جستجوی شغل، از یک ترمینال مسافربری سر درآورده بود و در آنجا قصد داشت همه را خواننده کند!

 

هنر را از کجا شروع کردید؟

دوم دبیرستان که بودم در یکی از آموزشگاههای رشت، که الآن نیست، زیر نظر آقای جعفریخواه به مدت چهار سال آموزش دیدم.

 

الآن صرفا به بازیگری مشغول هستید؟

بله. شغل من بازیگری است. یا در تلویزیون یا در جشنهایی که در سطح استان برگزار میشود فعالیت میکنم.

 

مخاطبان بیشتر شما را به عنوان یک بازیگر طنز می شناسند. آیا در نقشهای جدی هم ظاهر شده اید؟

بله. اتفاقا من تنها جایزه ی بازیگری ام را به خاطر بازی در یک نقش جدی دریافت کرده ام.

 

این مربوط به کدام فیلم میشود؟

فیلمی به اسم آذری«ایکی سلطان» به معنی دو سلطان، مربوط به اواخر دهه ی هشتاد، که در آذربایجان غربی تولید شد.

 

در آذربایجان فعالیتهای دیگری هم داشتید؟

بله. در سریال باجناقها هم ایفای نقش میکردم.

 

به طور کلی موفقیت در نقشی که در «دو سلطان» ایفا کردید مهم ترین دستاورد شما بوده است؟

بله. در کنار این حضورم در سریال «چای و زندگی» که به تازگی از شبکه ی شما روی آنتن رفت هم برایم افتخار آمیزبود.

 

چقدر به کار کردن در گیلان دلبسته هستید؟ آیا رویای عزیمت به پایتخت را در سر می پرورانید؟

هر هنرمندی دوستا دارد مخاطبان بیشتری داشته باشد. یک صنعتگر و تولید کننده هم دوست دارد محصولش به تمام دنیا عرضه شود. من هم دوست دارم مخاطبان بیشتر و عرضه ی بیشتر داشته باشم.

 

پس پایتخت را ترجیح می دهید؟

نه. دوست دارم همینجا کار کنم. همینجا تولید کنم، اما تولیداتم مخاطبانم زیادی داشته باشد.

 

به هر حال این خواسته در گیلان برآورده شدنی نیست.

بله. در تهران قریب به صد شرکت ثبت شده ی تلویزیونی یا سینمایی هست. من از شما می پرسم در گیلان چند تا هست؟

 

شاید کمتر از ده تا.

با یک حساب سرانگشتی در می بابیم که آنچه در اینجا داریم با تهران قابل مقایسه نیست. پس اگر آنجا باشیم به مراتب بیشتر از اینجا می توانیم کار کنیم. ضمنا در تهران سریالهای فاخری تولید میشود، اما ما در گیلان چه سریال تاریخی یا تولید خاصی داشته ایم؟ برای مثال در تهران چه تعداد استاد موسیقی هست و در گیلان چند نفر هست؟

 

شاید به نوعی تفاوت شهرستان با پایتخت مثل تفاوت دبیرستان با دانشگاه باشد.

بله. تفاوت زیادی هست. به همین دلیل هنرمندان به پایتخت مهاجرت می کنند تا بتوانند زندگی موفق تری داشته باشند. با سه روز، یک هفته یا یک ماه کار در سال که نمیشود زندگی را چرخاند.

 

در جریان تولید فیلم مستندی از منوچهر محمدی که در کنارتان کار میکردم درباره ی کار با همکاران تهرانی اظهار نظر جالبی کردید. آنرا به خاطر می آورید؟

بله. من آن جمله را از یکی از پیشکسوتانم شنیدم و دریافتم که خودم هم با آن هم عقیده هستم. تهرانی ها بازیگران اصلی خود را از تهران می آورند و در کنارش می گویند برای فیلممان به بازیگری که نقش یک بقال را در فیلم ایفا کند نیاز داریم که اگر اهل همین گیلان هم باشد خوب است. در واقع غذای اصلی خود را از تهران می آورند و به هنرمندان گیلانی به عنوان مخلفات غذای خود نگاه می کنند. در صورتیکه من از رشت به ارومیه رفتم و جایزه ی جشنواره را گرفتم. اصلا قصد خودستایی ندارم. اما شاید اگر ساکن تهران بودم بعد از آن در دهها سریال دیگر هم بازی میکردم. اما چون در گیلان هستم کسی مرا نمی بیند.

 

در فیلم مستند منوچهر محمدی با مهارت و استعداد هنری دیگری در شما آشنا شدیم که همان خوانندگی بود.

من از کودکی به دو هنر علاقه ی زیادی داشتم. یکی بازیگری و دیگری خوانندگی. از سه سال پیش نزد رضا ابریشم کار به مدت یکسال دوره ی خوانندگی پاپ را پشت سر گذاشتم. الآن هم ترانه هایی را آماده ی تولید دارم که بعلت هزینه های بالای تهیه ی آلبوم موسیقی، همچنان به دنبال اسپانسر می گردم. این را هم اضافه کنم که در این آلبوم ترانه ها به دو بخش فارسی و گیلکی تقسیم میشوند.

نویسنده: گفتگو با علیرضا تاج شهرستانی بازیگر گیلانی