متاسفانه فاجعه آنقدر بزرگ است که در ابعاد جهانی انتشار یافته و چهره ایران عزیز را مخدوش ساخته است. حال سوال اینجا است که چرا و واقعاً چرا این هجمه به سوی این افراد صورت گرفته است؟ اگر بحث، ناراحتی از گل “لیونل مسی” در وقت‌های تلف شده نیمه دوم بازی با ایران است، این […]

متاسفانه فاجعه آنقدر بزرگ است که در ابعاد جهانی انتشار یافته و چهره ایران عزیز را مخدوش ساخته است. حال سوال اینجا است که چرا و واقعاً چرا این هجمه به سوی این افراد صورت گرفته است؟ اگر بحث، ناراحتی از گل “لیونل مسی” در وقت‌های تلف شده نیمه دوم بازی با ایران است، این امر بسیار بدیهی است که در هر رقابتی دو طرف از تمام توان خود برای پیروز شدن استفاده می‌کنند و “لیونل مسی” یکی از بهترین بازیکنان فوتبال دنیا است. آیا در فرهنگ ما ابراز ناراحتی از شکست با ادبیات ناسزا به شخص و تمام اقوام وی همراه است؟ در رابطه با داور بازی نیز وی انسان است و امکان اشتباه دارد. همچنین هیچ عقل سلیمی، دیدن عمد در این اشتباه را تایید نمی‌کند. برای توصیف مظلومیت “علیرضا حقیقی” نیز خواندن پاسخ وی در صفحه شخصی خود به این نظرات کافی است.

کسانی که با پدیده اینترنت و شبکه‌های اجتماعی از دیر باز در ارتباط اند خوب بیاد دارند که این اولین اقدام از این نوع اقدامات کاربران ایرانی در فضای مجازی نبوده است. حمله کاربران ایرانی به صفحه‌ی شخصی “ایهار برل” داور بلاروسی دومین مسابقه “سعید عبدولی”  کشتی گیر کشورمان با “استیو گنو” ی فرانسوی در المپیک تابستانی لندن ۲۰۱۲  که علت شکست عبدولی را ناداوری وی تشخیص داده بودند.

در پی آن حمله به صفحه رسمی فدراسیون جهانی کشتی که سبب غیر فعال شدن این صفحه در شبکه اجتماعی فیس بوک به مدت ۲ شبانه روز گردید. در همین المپیک، پس از اینکه “فرانک شارماخ” داور آلمانی با دادن دو اخطار پیاپی و سپس سومین اخطار به “علی مظاهری” مشت زن ایرانی سبب شکست وی از “خوزه لاردوت گومز” کوبایی شد، کاربران ایرانی صفحه کمیته بین المللی المپیک در شبکه اجتماعی را هدف نظرات بعضاً غیر اخلاقی خود قرار دادند. مسابقه والیبال ایران و ایتالیا را بیاد دارید که ایران در آن موفق شد برای نخستین بار ایتالیا را شکست دهد؟

در آن مسابقه “ایوان زایتسف” بازیکن بلند زن ایتالیا بسیار خوب بازی کرد و بسیار دفاع ایران را آزار داد ولی هیچ تنشی با بازیکنان ایران نداشت و بازی نیز به سود ایران تمام شد، اما متاسفانه باز شاهد همین اقدام در صفحه شخصی وی در شبکه‌های اجتماعی از سوی کاربران ایرانی بودیم. صفحه ناسا در رابطه با شایعه پایان دنیا در سال ۲۰۱۳، صفحه شرکت پپسی در پی دروغ بودن شایعه تاباندن نشان تجاری این شرکت بر روی سطح کره ماه در تاریخ ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۱ که اساساً این شایع در ایران ساخته شده بود!!!

صفحه لوران فابیوس وزیر امورخارجه فرانسه در مذاکرات اخیر ۵+۱ با ایران، صفحه “ملک عبدالله” پادشاه عربستان و حتی صفحه‌ی خانم “فرناندا لیما” مجری برزیلی برنامه قرعه‌کشی مسابقات جام‌جهانی فوتبال ۲۰۱۴ برزیل در شبکه اجتماعی نیز از این حملات جان سالم به در نبرد به طوری که وی مجبور شد این صفحه را غیر فعال کند.

پس از قرعه‌کشی جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ و همگروه شدن ایران و آرژانتین نیز این کاربران، صفحه شخصی “لیونل مسی” در یکی از شبکه‌های اجتماعی را بی نصیب باقی نگذاشتند و وی برای اولین بار با این پدیده روبرو شد. در موارد فوق منظور ازحمله، حمله سایبری یا هک نیست بلکه تعداد زیاد کامنت‌ها یا نظرات است.

درد اینجاست که متاسفانه افرادی که با دنیای مجازی در ارتباط اند یا عموماً از تحصیلات آکادمیک برخوردار اند (که با توجه به پیام‌هایی که به زبان انگلیسی سلیس دیده می‌شود، خیلی از این افراد از تحصیلات بسیار خوبی برخوردار اند) و یا نونهالان، نوجوانان و جوانان هستند که قرار است آینده این کشور را بسازند.

تخریب وجهه جهانی ایران که خود حدیث مفصلی است اکنون محل بحث نگارنده نیست. آیا نباید برای ادامه حیات فرهنگ و ادب در تمدن پارسی که در آینده باز هم با پدیده‌های جدیدی از جنس دنیای مجازی مواجهه خواهد داشت، فکر چاره‌ای اساسی بود؟ واقعاً این سیاست دفع کردن و غیر قانونی دانستن هر پدیده‌ی جدید، به عوض شناخت آن و تبیین راه کار استفاده درست از آن، تا امروز جواب مناسبی داده است؟ وقتی وزیر امورخارجه کشورمان جناب آقای دکتر ظریف به فواید آن پی برده اند و خود را موظف به پاسخگویی به مردم از این طریق می دادند، تا کی ما می‌خواهیم بر طبل “چشم‌های خود را ببندید، گربه نیست” بکوبیم؟ این نکته به روشنی هویدا است که ما در آینده شاهد تسریع روند افزایش این نوع پدیده‌ها خواهیم بود و اگر تنها سیاست ما بی تفاوتی و در برخی موارد غیر قانونی دانستند آنها باشد آیا نتیجه مطلوب حاصل خواهد شد؟

البته فقط از یک طرف نباید یک قضیه را مورد بررسی قرار داد‌. از طرف دیگر نیز، روشنفکر، متفکر، هنرمند، استاد دانشگاه، فرهنگ دوست و … علاقه‌مند به این تمدن، شاید لازم باشد در نحوه‌ی ایفای نقش خود در فرهنگ‌سازی و کمک به حل این مشکل بازنگری جدی داشته باشد.

چون کم کم در کنار آن تفکر موجود و بسیار قوی دافع هر چیز جدید، خوشبختانه تفکر تازه‌ای با محوریت شناخت مسائل نو و پیدا کردن راه تعامل سازنده با آنها در کشور شکل گرفته و در حال جوانه زدن است. باید به این تفکر کمک کرد تا در آینده دستاوردهای آن قابل دفاع باشد.

نویسنده: آرشاک عابدان