به گزارش پیک دانشجو، حرف نو نوشت: هر روز شاهد هستیم بازیگران یا همان قشر به اصطلاح فرهنگی جامعه یک نمونه از فساد و قبح شکنی را به نمایش می گذارند بدون آنکه کسی به این جماعت تذکری بدهد و یا با آنها مقابله شود . از پوشش های زننده عکس هایی که در آن کشف حجاب […]

به گزارش پیک دانشجو، حرف نو نوشت: هر روز شاهد هستیم بازیگران یا همان قشر به اصطلاح فرهنگی جامعه یک نمونه از فساد و قبح شکنی را به نمایش می گذارند بدون آنکه کسی به این جماعت تذکری بدهد و یا با آنها مقابله شود . از پوشش های زننده عکس هایی که در آن کشف حجاب شده و اخیرا سگ بازی و انس با این حیوان نجس نمونه خروجی های بازیگران سینمای ایران می باشد و جوانان با الگو گرفتن از آنها ، دست به این کار می زنند و بدون هیچ پیشینه ذهنی و فقط برای همسان سازی خود با یک چهره معروف ، خود را متمایل به زندگی با حیوانات نشان می دهند . متاسفانه در جامعه ما طی سال‌ های اخیر نگهداری از حیوانات اعم از سگ و گربه در ابعاد کوچک و خانگی در منازل مسکونی و زندگی با گونه های مختلفی از حیوانات به صورت یک الگو و کلاس اجتماعی تبدیل شده است.سگ بازی اینبار تبدیل به سنت حسنه ای برای عده ای از بازیگران و ورزشکاران شده که راست راست راه می روند و جلوی در و همسایه پُز سگ های رنگ و لعابدارشان را می دهند و بدبختانه آنقدر هم به خواب غفلت فرو رفته اند که احساس می کنند سرگرم چه آپولو هوا کردنی هستد که با افتخار از خود و سگ محترماشان بصورت دست در گردن انداخته عکس یادگاری می گیرند و در شبکه های مجازی منتشر می کنند تا عده ای بیایند و عکس های جفتی این دو عزیز دلبسته را لایک کنند.

از دید روانشناسان اجتماعی، نگهداری از حیواناتی مانند سگ و گربه در منزل، نشانه ‌ای از نابودی فرهنگ و گوشه‌ ای از عقده ‌های روحی و رفتاری و نیز کمبودهای عاطفی در زندگی شخصی افراد است به طوری که آنان با بهانه های مختلف همچون “تنهایی ‌های امروزی و ناهنجاری ‌های جامعه خویش”، سعی در سرپوش گذاشتن همنشینی خود به عنوان یک انسان با حیوانات دارند.

محققان اجتماعی بر این باورند که هم غذا  شدن با این گونه حیوانات و آنها را با خود به مراکز عمومی آوردن ضمن آنکه نشانگر کمبود محبت شدید افراد است، از عدم برقراری ارتباط فرد با خانواده و جامعه نیز حکایت می‌ کند و گاهی افراد تحت الشعاع، خود تحت تأثیر تفکرات چنین افرادی قرار می ‌گیرند. از نظر روانشناسان این یک واقعیت است که با شیوع زندگی فانتزی و با کم عمق شدن روابط انسانی، تمایل به داشتن حیوانات خانگی بالطبع افزایش پیدا می ‌کند و انسان ‌های دوران پست مدرن به صورت عمومی، حیوانات خانگی را به دلیل علاقه به بازیگوش بودن و یا صدای زیبای آنها نگهداری می‌ کنند. جالب اینکه در این میان، شبکه‌ های ماهواره ‌ای برای کسانی که لذت داشتن حیواناتی مانند سگ و گربه و… در خانه را درک نمی کنند، ابراز تأسف می کنند و در این زمینه رپرتاژ خبری وسیعی می دهند که: «کسانی که حیوان خانگی در خانه ندارند نمی توانند احساس علاقه به حیوان را درک کنند و دست خودشان هم نیست، چون تجربه اش را نکرده اند. ولی وقتی یک حیوان خانگی در خانه داشته باشید آن قدر به آن عادت می کنید و انس می گیرید که یکی از اعضای خانواده تان می شود!»

دکتر علی انتظاری، رئیس گروه جامعه شناسی دانشگاه علامه نیز در این باره می گوید: زمینه های اجتماعی نگهداری از حیوانات به دلیل تاثیرپذیری افراد از رسانه های بیگانه است.وی معتقد است: این رسانه ها نگهداری از سگ را مثبت عنوان می کنند که موجب می شود علی رغم تعارضات فرهنگی ما درخصوص نگهداری از این حیوان، برخی افراد اقدام به سگ بازی و سگ گردانی کنند.
دکتر مسلم صابری نیز درباره زمینه های روانی گرایش افراد به نگهداری از سگ در منزل، معتقد است: به نظر می رسد کم شدن روابط عاطفی بین انسان ها مانند غرب، موجب روی آوردن افراد به نگهداری از سگ می شود تا جایی که برخی افراد به خاطر فرار از تنهایی ترجیح می دهند از یک سگ نگهداری کنند و از طرفی به دلیل هوش بالای سگ و امکان ارتباطش با انسان برخی این رابطه را جایگزین خلاهای عاطفی می کنند. صابری ادامه می دهد: اگر ارتباطات انسانی میان افراد خانواده سالم و طبیعی باشد و روابط خانواده براساس سیستم نظام مند باشد دیگر نیازی نیست که رابطه انسان و سگ به این نزدیکی باشد و مانند کارکردهای گذشته، این حیوان صرفاً برای شکار یا نگهبانی استفاده می شود.

این گونه رفتارهای بیمارگونه حتی در بین اقشار خاص جامعه نیز نفوذ کرده است. بازیگران از این جمله هستند؛ متأسفانه کسانی که خود را الگو و قشر روشنفکر و فرهیخته می پندارند، در اوج بی فرهنگی با یک حیوان حرام گوشت یا بدتر از آن با یک سگ‌، انس می ‌گیرند تا جایی که به طور علنی اعلام می ‌کنند که او را از بقیه اعضای خانواده شان بیشتر دوست دارند و وقتی که باید به همسر و یا خانواده خود ابرازعلاقه کنند، در کنار حیوان وقت می‌ گذرانند!

چرا از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می نامند انتظار فرهنگ سازی داریم ؟!

چرا از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می نامند انتظار فرهنگ سازی داریم ؟!

برخی از این بازیگران در برخورد با اعتراض و انتقاد ها می گویند سگ وفاداربوده و هیچ ضرری به وجود نمی آورد . در پاسخ باید به این قشر بگوییم که جدای از بیماری هایی که از ارتباط با این حیوانات نصیب می گردد ضرر و زیان بزرگ و مهلک روحی، روانی و معنوی، از ناحیه‌ی سبک شمردن و یا نادیده گرفتن حکم خدا و ترجیح محبت غیر و آن هم محبت «سگ و خوک» به محبت عبادت و اطاعت پروردگار منان متوجه انسان می‌شود. ضرر مهلک بعدی، ریشه در حقارت روحی و تعلقات و به ویژه محبت آدمی که شاکله‌ی او را می‌سازد، به خاطر انس با یک حیوان، آن هم حیوان پلید و نجس دارد. به عنوان مثال: در سگ، صفات خوبی وجود دارد (خداوند هیچ چیز بدی نیافریده است، بلکه چگونگی ارتباط و نحوه‌ی بهروری به خوب و بد تقسیم می‌گردد). در سگ حتی صفاتی وجود دارد که برای انسان حسنه محسوب می‌گردد. مانند: وفاداری، منعم شناسی، شاکر بودن و … .

همین صفات سبب مساعدت زمینه برای انس می‌گردد و این انس و صمیمت، انسان را خوار می‌کند. جالب بدانید در آلمان که بیشتر از سایر ملل اروپایی انس با سگ وجود دارد و معمولاً کودکان از همان ابتدا با سگ‌شان مأنوس و بزرگ می‌شوند، رذیله‌ی اخلاقی بسیار مخرب و مهلکی بروز یافته است. بسیاری از آلمانی‌ها می گویند: «ما سگ‌مان را بیشتر از خانواده‌ی خود دوست داریم، چرا که آنها می‌روند، اما این می‌ماند!» لذا، تنها مونس، همدم، همراز، یار وفادار و محبوب یک سگ است!
حال سوال اصلی اینجاست که از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می دانند در زمینه‌ی رشد و بروز استعدادهای انسانی، اخلاقی، اجتماعی و … چه انتظاری می‌رود؟!
این چنین افرادی آیا شایسته حضور در بزریل برای حمایت فرهنگی با پول بیت المال بودند ؟! اغلب بازیگرانی که در این سفر حضور داشتند گرفتار انواع امراض روحی همچون همین انس با سگ می باشند چرا باید پول بیت المال خرج چنین افرادی گردد تا به برزیل رفته و فرهنگ کشورمان را با اقدامات شنیع خود به سخره بگیرند ؟ در عجب هستیم از اینکه در تمام دنیا مردم کشورها و بخصوص آنهایی که مردمی تر هستند سعی می کنند فرهنگ ها و رسوم اصیل و منحصر به فرد کشورخود را که برای هزاران سال پابرجا مانده را حفظ کنند،احیا کنند یا آنکه حتی بیافرینند اما در کشور ما که سابقه تمدن ۲۵۰۰ ساله دارد و ۱۴۰۰ سال است فرهنگ مستحکم اسلام تار و پود آن را محکم به هم بافته ،فاصله گرفتن از فرهنگ خود و دور انداختن باورهای اصیل امتیازی محسوب می شود که هر که معروف تر باشد، در این میدان بیشتر پیشتازی می کند.اگر این چهره ها که به لطف الهی و پول های مردم از وضع اقتصادی مناسبی برخوردارند بدلیل حس تنهایی به این حیوانات روی می آورند یا در بدنبال یک همدم دوست داشتنی می گردند بهتر است بجای اینکه تنها سگ بازی را از هالیوودی ها و ورزشکاران دیگر کشورها یاد بگیرند، کمی هم رسم زیبای پذیرفتن سرپستی کودکان بی سرپرست را در دستور کار خود قرار دهند و تا بجای هدر داند پول و احساساتشان برای سگ ها، آنرا برای همدم های بهتر و دوست داشتنی تری که از جنس خودشان خرج کنند تا هم دعای خیری نصیبشان شود و هم بانی گسترش رسم های زیبا در جامعه گسترش شوند.

چرا از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می نامند انتظار فرهنگ سازی داریم ؟!

چرا از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می نامند انتظار فرهنگ سازی داریم ؟!

 

چرا از بازیگرانی که سگ را مونس و همدم خود می نامند انتظار فرهنگ سازی داریم ؟!

نویسنده: پیک دانشجو