لازم است جهت روشن شدن و تنویر افکار عمومی و پاسخ به تاریخ دانانی که گرچه تاریخ خوانده اند اما بی تاریخند و حتی تاریخ وجودی خود را فراموش کرده اند و راه و قلمشان بیراهه است و از آن نه تنها چیزی  نمی آموزند بلکه طوطی وار آن را تکرار می کنند و سبک […]

لازم است جهت روشن شدن و تنویر افکار عمومی و پاسخ به تاریخ دانانی که گرچه تاریخ خوانده اند اما بی تاریخند و حتی تاریخ وجودی خود را فراموش کرده اند و راه و قلمشان بیراهه است و از آن نه تنها چیزی  نمی آموزند بلکه طوطی وار آن را تکرار می کنند و سبک سری را از حد گذرانده اند ، پاسخی در خور و شایسته ایشان داده باشم و با وجدانی آسوده مطالبی را بیان دارم چرا که کج فکری سرمنشاء و بلای تمامی جوامعی این چنینی است که در مرحله گذار قرار دارند و به سبب رویاهایشان چنان از حول حلیم به دیگ می افتند و راه را گم می کنند و به دلیل عدم تعاریف و ضوابط مشخص و تفسیرهای گوناگون و تنگ نظری ها و بازی با کلمات نه تنها پیشرفتی حاصل نخواهد شد بلکه آب در هاون کوبیدن و تلاشی بیهوده است . پوزش می طلبم از بزرگانی که در این راه گام نهاده و تمامی خطرها و کینه توزیها و غرض ورزیها را به جان خریدند و در جهت استیلا واهداف جمعی گام بر می دارند و متاسفم از این که یکسالی است از انتخاب دولت تدبیر و امید می گذرد ؛ خزانه کشور خالی ، دست دولت زیر تبر نمایندگان ، مطالبات مردم زیاد و هنوز دولت بر تمامی امور آنچنان که باید و شاید احاطه پیدا نکرده و انتخابات مجلس در راه است و از نظر سیاسی هنوز عقبه دولت قبلی در بدنه اجرایی در بعضی از دستگاه ها و سازمان ها حاکم هستند و از نظر اقتصادی بودجه تصویبی دولت فعلی، هنوز اجرایی نشده تا ملاک عملکرد دولت قرار گیرد، دوستان ! این چنین عجولانه قضاوت می کنند البته اگر بشود نامشان را دوست گذاشت!.

دوستان دستپاچه به اصطلاح روشنفکر و نیمچه همفکران قدیم بواسطه عملکرد خویش مرا به دام این چنین مباحثی کشانده که اگرچه در مباحث نظری باعث تحلیل و پیشرفت خواهد بود اما در مباحث مصداقی این چنینی به ضرر گروههایی است که در انتخابات سال ۹۲ تلاش کردند و خواهان تحول و تغییر بوده اند و چاره ای جز نامبردن از بعضی از افراد و جایگاهها برایم باقی نگذاشتند ؛ همانا که مصداق بارز این آیه اند : « لم تقولون مالا تفعلون » امید که همه به راه راست هدایت شوند و عمل و گفتارشان یکی باشد و یادآوری می کنم دورانی را که حتی مجالی برای سخن گفتن در عرصه عمومی چه در رسانه ها و سایتها و برگزاری مراسم ها نبود و از یاد نبریم و قدر این لحظات را بدانیم و به جای آلوده کردن بیشتر فضا و گسترش نفاق که مورد نظر گروههای تندرو و ایادی آنان است هر گروه با تعاریف مشخص از آرمان ها و اهداف و اصولی که می خواهد بدان پایبند باشد در جهت اصلاح جامعه با تکیه بر اشتراکات با دیگر گروه ها ی جبهه تحول خواهان بکوشد. اما در بررسی اجمالی نوشتار مورد اشاره، نویسنده اگرچه از سیاستها و عملکرد مدیران سیاسی استان و حتی فرزند برومند گیلان دادسخن می راند اما دلیل آقای مظفری صرفاً معطوف به انتصاب دو فرد در رودسر خلاصه می شود که مورد نظر آقای مظفری و اطرافیانشان نبوده و جالب است بدانیم که آقای مظفری در انتخابات شوراها در سال ۹۲ با آقای کاظمی ائتلاف داشتند، چه بر سر این ائتلاف آمده و چه رخ داده است؟جهت روشن شدن این موضوع بالاجبار باید گریزی به وقایع و اتفاقات خرداد ۹۲ در رودسر بزنم تا حقایق بر همگان روشن شود.

در طی بیست روزی که از اولین رایزنی ها در مورد انتخاب  وتشکیل ستاد از طرفداری کاندیدای مورد وفاق گروه های سیاسی جبهه تحول خواهان در گیلان صورت پذیرفت پس از طرح مباحث طولانی منجر به بلاتکلیفی عده ای در شهرستان و جدایی گروهی دیگر از طیف گسترده تحول خواهان گردیده و در این راستا به جهت همکاری دیرینه با ستاد هاشمی و خاتمی ما بر آن شدیم تا با رایزنی با عقبه کارگزاران و اعتدال و توسعه در استان طی حمایت از کاندیدای مورد نظر خود در جهت ایجاد ستاد شهرستان و تشکیل جلسات متعدد دراستان و شهرستان ، دوستان و همفکران را به این امر ترغیب و در این راستا چندین جلسه با حضور آقای عبدالغفار شجاع در پارکینگ منزل آقای رحمان کاظمی  در طی دو روز برگزار گردید که پس از انتخاب رئیس ستاد دکتر روحانی در شهرستان رودسر توسط آقای شجاع عملاً فعالیت انتخاباتی در طی ۱۲ روز مانده تا پایان برگزاری انتخابات شروع شد. لازم به ذکر است دوستانی که در طی این ایام با آنان رایزنی کردیم ما را از عواقب تشکیل ستاد و حمایت از کاندیدا هشدار داده و برحذر می داشتند و دادسخن از انتخابات دوره های قبل داشتند و حاضر به همکاری در ستاد نبودند از جمله این طیف ، همفکران آقای مظفری و خود وی که در جلسه دوم ستاد در پارکینگ خانه آقای کاظمی حضور داشت. از آن پس در طی رایزنی با دیگر دوستانی که حاضر به ادامه فعالیت در ستاد نبودند ولی در جلسات پارکینگ حضور داشتند به دلیل اینکه از طیف اصلاح طلبان بودند و کاندیدای مورد نظرشان جناب آقای دکتر عارف بود اما باز حاضر به تشکیل ستاد برای نامزد انتخاباتی خود هم نبودند ، که بارها ما با این گونه افراد به بحث نشستیم که حداقل جهت تشکیل و ایجاد ستاد دکتر عارف اقدام نمائید که تمایلی نشان ندادند و ما را هم از تشکیل ستاد دکتر روحانی منصرف می کردند و جسته و گریخته با ما ارتباط برقرارمی کردند تا اینکه در ۴۸ ساعت آخرفعالیت انتخاباتی پس از اعلام انصراف شجاعانه دکتر عارف و درک بالای ایشان از خطری که جبهه تحول خواهان را تهدید می کرد آقایان حاضر به همکاری شدند که آن هم فرصتی نبود تا کاری انجام شود همانگونه که واقفید ۲۴ ساعت قبل از انتخابات، ستاد تعطیل و فعالیت انتخاباتی ممنوع می شود پس عملاً ۴۸ ساعت وقت داشتیم. اساساً به عنوان دبیر ستاد دکتر روحانی در شهرستان رودسر با صراحت و صداقت اعلام می کنم عملاً کاری نکردیم هر چه بود سخنرانی خود دکتر روحانی بود که در دل مردم امید را زنده کرد و آنان را پای صندوق رای کشاند، ما فقط چراغ ستاد را روشن نگه داشتیم آن هم در فضای سرد و سنگین آن روزها ، هیچکس دل و دماغ فعالیت انتخاباتی که هیچ ، حتی حاضر به رای دادن نبود انگار که  چه جرمی مرتکب شده ایم چنان ما را نگاه می کردند انگار بوی الرحمان ما عن قریب در می آید ؛ فضای سنگین حاکم از سوی فرمانداری ها و … چنان ترسی در دل بعضیها انداخته بود که جرات حضور نداشتند ؛ حماسه تدبیر و امید حماسه ی جرات حضور بود. کار به جایی رسید که رهبر انقلاب در آخرین روز قبل از برگزاری انتخابات از تمامی ملت ایران حتی کسانی که مخالف نظامند در خواست کرد که پای صندوق رای بیایند، ستادهای شهرها و بخشهای شهرستان رودسر در ۷۲ ساعت آخرفعالیت انتخاباتی دایر شد آن هم پس از ۵ روز رایزنی با بچه های ستاد چابکسر ، درشبی که در چابکسر جلسه ای گذاشتیم باز هم آقای مظفری حضور داشت اما نه با ما بلکه بر ما، شاهدش آقای عباسپور و بقیه دوستان هستند.

امروز زنگ می زدند “فردا می آییم تا ستاد چابکسر را راه اندازی کنیم” فردا زنگ می زدند “بچه ها فعلا به اجماع نرسیده اند. ” آقای مظفری جزو کاندیداتورهای شورا بود، لازم به ذکر است که در طی نطقهای انتخاباتی خود نیز حتی اشاره ای به انتخابات ریاست جمهوری ننموده و در این زمینه اظهار فضلی ننموده اند وبیشتر به فکر انتخابات شورا و تاییدیه نفر سوم بوده تا ریاست جمهوری و به اصرار برخی دوستان ائتلاف سه نفره ای در انتخابات شورا با آقای رحمان کاظمی داشتند. زمانی که مطالب نوشتار مورد اشاره را می خوانیم در می یابیم که پدیده ای خطرناک به نام کاظمی از دیدگاه آقای مظفری به مسندی دست یافته، سوال بنده از آقای مظفری این است ائتلاف خود را با آقای کاظمی چگونه توجیه می کنید؟ نویسنده در جایی دیگر عنوان می دارد “بسی نصایح و تاکیدات مستمر“. خود رایی و خود ستایی  تا چه حد ؟  ” التزام به قوانین اخلاقی و حقوقی” آیا خود پایبند هستید؟ دروغ و ریا تا چه حد ؟ سخنرانی دکتر نوبخت در مسجد حیدر پور رودسر را یادتان رفته ؟! یادتان رفته پس از گرفتن مجوز با چه دردسری برای سخنرانی آقای رمضانپور نرگسی مانع ورود ما به محل سخنرانی شدند چه سر و صدایی به پا کردید و همه را به باد انتقاد گرفتید، از کاظمی و شجاع و بابایی گرفته تا  غیره که در آن روز آقای رمضانپور به اتفاق آقای بی آزار به ستاد تشریف آوردند و با درک بالای خود همه را دعوت به آرامش نمودند. بگذریم از کسانی که در ۷۲ ساعت آخر حکم گرفتند و در رفتند و بعد از انتخابات سرو کله شان پیدا شد. ساعت ۸ شب انتخابات با اصرار و تماسهای مکرر ما ، نماینده صندوق در فرمانداری حاضر شد! یادتان رفته دو روز قبل از برگزاری و شب قبل از برگزاری جشن پیروزی در سالن ارشاد چه سرو صدایی راه انداختید که چرا فلانی به جشن دعوت شده و شرکت در جشن را تحریم کردید و با دیگر اعضای ستادهای بخش دست به یکی کردید تا جشن را برهم بزنید فقط و فقط به خاطر حضور یک نفر! ؟و سخنرانی همان فرد مورد اختلاف شما در آن جشن چقدر مثمرثمر بود. یادتان رفته عده ای را دور خود جمع می کردید و بر ما می تاختید. ؟! شما که در فکر حذف افراد مخالف نظر و رأیتان از ستاد بودید و ما جا خالی کردیم، ۶ ماه است که شما مشغول رایزنی با مسئولین و نماینده و غیره هستید چه کاری توانستید پیش ببرید که ما نمی توانستیم و همه ایام از سوی شما زیر سوال بودیم.یادتان رفته هر بار از پشت خنجر می زدید ؟! آقای مظفری به قول خودتان برای خود اصولی دارید ؟!  خرد جمعی ؟! کدام جمع ؟! جمعی که هنوز ظرفیت شنیدن صدای مخالف از درون خود را ندارند چه برسد از بیرون  و از هر طریقی نسبت به حذف فرد از جمع اقدام می کنند !

پس از انتخابات و پیروزی جناب آقای دکتر حسن روحانی ، همان نیروهایی که حاضر به همکاری نبودند (حداقل در استان گیلان این طور بوده)  در صدد مصادره دکتر حسن روحانی بنام اصلاح طلبان بودند که در این راستا اقداماتی صورت گرفت که باعث اختلاف در بین اعضای ستادی استان شده اما از قبل با هوشیاری دکتر حسن روحانی و اعضای ستاد کل مرکزی و اعلام اینکه ستادهای انتخاباتی کاملاً تعطیل و اعضای ستادی در تمامی کشور تحت گروه و حزب و NGO خود فعالیت نمایند که بارها این جمله را از زبان دکتر نوبخت و دبیر حزب اعتدال و توسعه گیلان دکتر کیوان محمدی در جلسات با اعضای ستادهای انتخاباتی استان شنیدیم، این درایت را می توان یکی از دلایل زود تعطیل شدن ستادهای انتخاباتی در سراسر کشور عنوان نمود چرا که در مسیر اتصال به قدرت ، گوی سبقت را چنان از رقیب می رباییم و به هیچ احدالناسی رحم نمی کنیم و بدین ترتیب جلوی خیلی از مسائل گرفته شد . در این ایام جناب آقای شجاع با تشکیل جلسات متعدد ، برخی اعضای ستادی استان گیلان را که اکثراً رؤسای ستادی بودند جذب و عنوان نمودند که با دیگر گروه های اصلاح طلب در استان در حال رایزنی برای ایجاد یک نهاد مدنی با عضویت اعضای ستادی هستند ؛که در ابتدا عنوان نمودند این ستاد همانند ستادهایی است که در انتخابات های قبل تشکیل خواهد شد که از بدنه دولت خواهد بود، برای ما جای  سوال بود که چگونه دولت که خود تاکید برکوچک شدن بدنه دولت دارد تن به این موضوع خواهد داد و بعد از مدتی دیگر اظهار نموده اند که ستاد توسعه گیلان را راه اندازی خواهند کرد که آن هم اتفاق نیفتاد و در نهایت بعد از چند ماه ستاد شورای راهبردی را مطرح نمودند تا بتوانند اعضا را با وعده و وعید در کنار خود نگه دارند که به عنوان اهرم فشارجهت سهم خواهی استفاده کند که در طی این ایام همواره با آقای شجاع به بحث نشستیم و به ایشان گوشزد کردیم که تأسیس شورای راهبردی چگونه ممکن است؟ دولت که تن به این موضوع نمی دهد و برای تأسیس حزب یا گروه و تشکل و انجمن می بایست از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مجوز گرفت، در نهایت در پی کنکاش متوجه برخی تضادها در گفتار و عملکرد آقای شجاع در استان شده و با توجه به اینکه ایشان از سوی ستادهای انتخاباتی و برخی فعالین سیاسی جهت تصدی پست  استانداری تعرفه شده بودند در یک جلسه عده ای از دوستان مطالبی عنوان نمودند( در جلسه ساختمان قنادی رشت) که نه تنها درخور شأن چنین جلساتی نبود بلکه درخور شأن منزلت استاندار و در خور شأن آقای شجاع هم نبود که از آن پس فاتحه شجاع را خواندیم و با توجه به توصیه دکتر نوبخت در جلسات دیدار اعضای ستادی استان مبنی بر فعالیت در حزب و گروه راهمان را از آقای شجاع با افتخار جدا کردیم شاید عقل حکم می کرد که نمی بایست مخالفت می کردیم چون رییس ستاد استان بوده و برای استاندار شدن تعرفه شده، بنابراین اگر جاه طلب بوده و گوشه ی چشمی به پست و مقام داشتیم نمی بایست مخالفت می کردیم و می بایست غلام حلقه به گوش می بودیم که نبودیم و خیلی ها بودند و خیلی های دیگر با زیر پا گذاشتن اخلاق و قوانین اخلاقی از رودسر و اطراف به جای ما در جلسات حضور پیدا کردند و برای خود سمتی دست و پا نمودند آنچنان که توهم برشان داشته ! که کسی شده اند !! مبارکشان باشد !! کما اینکه آقای شجاع، فرمانداری آقای کاظمی را در شهرستان مطرح نموده بودند و با نماینده شهرستان نیز در حال رایزنی بودند (شاهدش مسئولین ستاد شهرستانهای دیگر هستند ) اما با این حال از ستاد راهبردی جدا شدیم. لازم به ذکر است که آقای شجاع قبل از انتخابات زحمات بسیاری کشید که برکسی پوشیده نیست ولی عملکرد وی در دوران پس از انتخابات بسیار بحث انگیز و مسئله ساز است به زعم ما آقای شجاع به تحریک و مشاوره ی عده ای از شبه  اصلاح طلبان در استان با علم نمودن ستاد شورای راهبردی به مثابه خر دجال، با برتری عددی، خواهان چانه زنی و رایزنی و قدرت نمایی و دست یابی به قدرت به هر شیوه ممکن بوده و بدین ترتیب در عجبم نا خواسته چه خدمت بزرگی به جریان حاکم دولت تدبیر و امید در استان گیلان نمود ( که وصفش بماند برای بعد ). در این راستا به نیروهای ستادی شهرستانها و رودسر در مورد عملکرد آقای شجاع نیز گوشزد کردیم اما دوستان نسنجیده رفتار کردند، هم روسای ستادی بعضی شهرستانها !! و هم در رودسر !! جا را خالی دیدندو چاه بیشتر کندند و در صدد حذف ما بر آمدند تا خود را به آقای شجاع نزدیک کنند و در جلسه هتل ارشیا با آوردن افراد معلوم الحال و مدعی که حتی رییس ستاد روحانی را نمی شناختند باعث تنش شدند.

حال پس از ۶ ماه از خروج ما ازستاد راهبردی امیدوارم به بیراهه رفتن ستاد شورای راهبردی ایمان بیاورند، ما چیزی غیر از این نگفته بودیم؟ شورای راهبردی نه تنها هیچ راهی نداشت بلکه بردی هم نداشت به قول یکی از دوستان ، برد تصمیماتمان تا پل شلمان هم نمی رسید !!  اما در طی جلسات با دکتر کیوان محمدی ایشان را معقول تر یافته و تاکید ایشان بر شناسنامه دار بودن افراد و اعضا در غالب گروهها و احزاب و رفتار سازمانی و برخی خصوصیات دیگر ما را بر آن داشت که در آخرین حضور خود در شورای راهبردی در جلسه ای که در  املش به دعوت دوستان ستاد املش برگزار گردید و خود آقای شجاع هم حضور داشت و مجدداً توسط آقای مظفری منجر به تنش گردید . و به کل راه ما از اعضای ستاد شورای راهبردی جدا شد و اینان به زعم خود طلایه داران ستاد روحانی در رودسر شدند. ما که جا را برای دوستان خالی کردیم دیگر چه می خواهیدکه این گونه هجمه می کنید شما که تا توانستید از طریق نامه و گزارش وحضوری و غیر حضوری وSMS به چاه کنی افراد اقدام نموده اید از نماینده رودسر گرفته تا تمامی مسئولین استان ،با نقطه نظرات گهربارتان!!! آشنایی کامل دارند، همچنین لیست کاندیداهای مورد وثوق تان جهت تصدی در ادارات را نیز که از طیف و وابسته به  شما بودند نیز به سمع و نظر مسئولین استان رسانیده اید و در رایزنی هایتان عنوان نموده اید اما فعلاً مورد قبول مراجع ذیربط واقع نشده است انشاالله !! بشود !! لازم به ذکر است در جلسات شورای راهبردی یادش بخیر!! بارها و بارها با حضور آقای شجاع عنوان گردید و تاکید شد « ستاد شورای راهبردی باید در راستای عملکرد و برنامه های دولت گام بردارد و با دولت همکاری کند و اگر شورا ، پیشنهادی دارد صرفا پیشنهادمی دهد و نباید در امور اجرایی دخالت کند ». آیا شما به گفته های خود در  نوشتار خود و به اصول شورای راهبردی پایبند هستید و اعتقاد دارید؟! ضابطه مند بودن تصمیماتتان چه شد ؟! آیا غیر از این است که هرکه با شما نباشد درترور شخصیتی آن !! با تمام قوا می کوشید؟! و با عربده کشی های سیاسی فضا را سنگین می کنید ؟! امروز گل سرسبد آقای شجاع در شهرستان رودسر شده اید مبارکتان باشد !!  آیا به آقای شجاع گفته اید که این همه وعده های شما چه شد یا فقط به دیگران حمله میکنید؟ مجوز ستاد راهبردی چه شد؟! آیا از آقای شجاع دستور گرفته اید که دست به چنین اقدامی بزنید؟! هرچه باشد شما از فعالین ستاد شورای راهبردی و گل سرسبد آقای شجاع در منطقه هستید، آقای شجاع باید در مورد چنین اقدامی مشکوک و قابل تامل اعضای ستاد راهبردی پاسخگو باشد ؟! آقای شجاع موظف است و باید نسبت به عملکرد این چنینی شورای راهبردی و توهین آشکار به دکتر نوبخت و استاندار محترم پاسخگو باشد ! آیا غیر از این است که تمام تئوریهای نظری که در نوشتارتان  بوده را فقط ” لقلقه لسان می کنید و ….دیگران را فریب می دهید ” ؟! آیا واقعا به تقسیمات بیان  شده در نوشتارتان در مورد علم سیاست کاملاً واقفید و آگاهی دارید؟! یا خود را به خواب زده اید ؟! استفاده از نیروهای دیگر گروها ، در بدنه دولت از شعار های دولت روحانی بوده، آقای محترم آیا شما واقعا از حامیان دکتر روحانی هستید ؟! که اینگونه اظهار فضل می کنید ؟! دولت روحانی با تکیه بر اعتدال و تدبیر ، خواهان حذف هیچ فرد یا گروهی از بدنه دولت نیست به شرط آنکه منویات دولت تدبیر و امید را به اجرا گذارد و اگر کار شکنی کند حذف خواهد شد، دلیل واضح و آشکار این مدعا این است که دولت روحانی حتی با خودیهای تازه به منصب نشسته و منصوب خود هم ، اگر در دولت کار شکنی کنند به شدت برخورد می کند، نمونه بارز برکناری استاندار البرز بعد از سه ماه انتصاب می باشد .

در ۲۴ خرداد ۹۳ دکتر روحانی در دیدار با رقبای انتخاباتیش اظهار می دارند : دولت از توان همه جناح ها برای تحقق آرمان های مردم و انقلاب استفاده خواهد کرد. درطی سالهایی که در این راه سپری نموده ام با افراد این چنینی بسیار برخورد نموده ام که با ترور شخصیتی افراد به دنبال تعریف و پیدا نمودن جایگاهی برای خود در بین جامعه می گردند، برادر من! این کار درستی نیست اگر خیلی دردمند تشریف دارید ، گریزی  نیست ، داخل یک تشت آب یخ ، لختی بنشینید و بیاسایید! کارتان به جایی رسیده چون هیچ یک از کاندیداهای مورد نظر تصدی گری پستهای اجرایی شما مورد تایید و وثوق مدیریت استان نبوده است شمشیر را از رو بسته و عربده کشی می کنید. پس از سالها ، عضوی از گیلان در بالاترین مقام اجرایی پس از رئیس جمهور قرار گرفته این چه برخوردی است که دارید، یادتان رفته تا یکسال پیش فضایی برای اظهار نظر نداشتید به جای اینکه از این فرصتها استفاده کنید و در جهت تقویت و توسعه شهرستان بکوشید بجای قلم تبر برداشته و ریشه می زنید، آنقدر در نوشتن سهل انگار و پریشان حال بوده اید که در ادبیات ایران چنین بیتی برای آدم ابن الوقت مصداق ندارد و اینجاست که باید گفت « از قیاسش  خنده آمد خلق را » و نیز به چنین نوشتاری که از چنین قلمی و از چنین فکری پدیدار می شود می گویند :

             « با من کج و با خود کج و با خلق خدا کج                          آخر قدمی راست بنه ، ای همه جا کج »

وای به حال این دیار! که نخبگان این چنینی دارد، عقب ماندگا نش چه خواهند بود خدا می داند!

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت.!

از  اتوپیایی که در ذهن دارید بیرون بیایید و از خواب خرگوشی بیدار شوید و یا شاید خود را به خواب زده اید! کدام حوزه زیر ساختهای سیاسی تکمیل است که این چنین می تازید؟! واقع گرا باشید! کدامیک از کاندیداهای تصدی گری پست که معرفی نموده اید واجد شرایط و مطابق با گفته ها و اندیشه هایتان هستند، نام ببرید تا مردم بدانند که از کدام کیسه و برای چه کسانی خرج می کنید . این لحظات ارزان بدست نیامده ! آیا واقعا به چنین نوشتاری نقد می گویید ؟! به جای اینکه به مسائل با تأمل بیشتری بنگرید و از فرصت های پیش رو استفاده کنید بسان واخوردگان سیاسی عمل می کنید و دست به انتحار سیاسی می زنید در حالیکه باید دست به ابتکار سیاسی بزنید که به نوعی اعتدال است، در پایان قضاوت را به خوانندگان هر دو نوشتار می سپارم .    

تو نیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی

نویسنده: ارحام جوینده – تدبیر اصلاح