محبوب بشری دارای مدرک فوق لیسانس جغرافیا و برنامه ریزی توریسم است و به شغل معلمی اشتغال دارد. او در جشنواره های منطقه ای خرم آباد، ساری و کرمانشاه برگزیده ی برترین بازیگر نقش اول و دوم مرد شده است. آخرین جایزه ی وحید محبوب بشری دو سال پیش به خاطر بازی در نمایش کولاژ […]

محبوب بشری دارای مدرک فوق لیسانس جغرافیا و برنامه ریزی توریسم است و به شغل معلمی اشتغال دارد. او در جشنواره های منطقه ای خرم آباد، ساری و کرمانشاه برگزیده ی برترین بازیگر نقش اول و دوم مرد شده است. آخرین جایزه ی وحید محبوب بشری دو سال پیش به خاطر بازی در نمایش کولاژ نصیب او شد که شامل عنوان بازیگر برتر استان، نفر سوم جشنواره ی منطقه ای، و جایزه ی ویژه ی کانون ملی منتقدان ایران بود. آنچه در ادامه می آید گفتگوی اختصاصی خبرنگار خزرآنلاین با وحید محبوب بشری است:

 

از چه زمان قدم به عرصه ی بازیگری گذاشتید؟

از سال ۶۳ زمانیکه ۱۸ ساله و دانشجوی تربیت معلم بودم، با شرکت در جشنواره ی تئاتر دانشجویان تربیت معلم وارد دنیای تئاتر شدم. در واقع سال ۹۳ سی امین سال فعالیتم در عرصه ی تئاتر است.

 

مهمترین کارهایی که در این سی سال انجام دادید چه بوده است؟

در این سالها هم در نمایشهای رادیویی بودم، هم دوره ی دوبله را گذراندم، و هم در فیلمها و سریالهای تلویزیونی و نمایشهای صحنه ای تئاتر کار کردم. «عزیز مایی»، «مرگ و استعاره»، «مرگ یزدگرد»، «بوی باران لطیف است»، «اویستی»، و «کولاژ» که با این آخری دو سال پیش به جشنواره ی منطقه ای رفتیم.

 

در عرصه ی تلویزیون مردم شما را با چه فیلمی به خاطر می آورند؟

فیلم «بارون با بارون فرق داره» و شخصیت سرباز سرمدی در ذهن مردم ماندگارتر بوده است. غیر از این باید به سریال «مسلخ»، «فردا روشن است» و «چای و زندگی» اشاره کنم.

 

چه چیزی شما را به تئاتر پیوند می زند؟

انسان هنرمند با کار کردن در تئاتر خلاء درونی خود را پر می کند. در تئاتر، هنرمند عنصری پویا و فعال است و می تواند نفس به نفس تماشاگر با او ارتباط برقرار کند. در تئاتر، بازیگر برای رفتن از نقطه ی آ به ب هیچ توقفی ندارد. بازیگر باید با یک روند مستمر، سیر تکاملی شخصیت را تا انتها بکشاند و در این روند با تماشاگر خود ارتباط برقرار کند. اما در تلویزیون ممکن است در روز اول فیلمبرداری سکانس پایانی فیلم را برداشت کنید. چیزی که در اینجا کار را برای بازیگر دلپذیر می کنید اینست که می کوشد هنرش را بدون تعارض و با یک هارمونی مشخص به نمایش بگذارد. با اینحال در تئاتر به خاطر زنده بودنش می توانید نفس عمیقتری بکشید.

 

دست به قلم هم هستید؟

گاهی چیزهایی می نویسم. داستان کوتاه را خیلی دوست دارم. شعرهایی هم دارم که اسمشان را شعر نمی گذارم بلکه می گویم دلنوشته های خودم. چیزی منتشر نکرده ام اما شاید به انتشار هم برسند. خیلی به مطالعه اهمیت می دهم و می کوشم که هر روز در حال بیشتر خواندن و بیشتر آموختن باشم. با اینحال بیشتر هم و غم من بازیگری است.

 

نظرتان درباره ی فضای حاکم بر تئاتر گیلان چیست؟

در یک نمای باز می توان گفت که تئاتر گیلان با گذشته ی خود فاصله ی زیادی دارد. من غمگینم که این را می گویم، و واقعا باور کنید که دوست ندارم این جمله را بگویم، اما در این یکی دوسال اخیر بارها گفته ام که سال به سال دریغ از پارسال.

 

چرا اینطور است؟

نمی دانم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. متنها ضعیفتر میشود، بازیگریها در حد انتظار نیست. متاسفانه ایده های جدید خیلی خیلی کم است و طوری شده که برخی از هنرمندان تئاتر به سراغ ایده های گذشته رفته اند.

 

به باور شما تئاتر شکوفا چه مختصاتی دارد؟

به نظر من تئاتر باید با توجه به روند اجتماع خود باید به پیش برود و دغدغه های جامعه ی خود را بیان کند. این دغدغه ها می توانند اقتصادی، فرهنگی، هنری یا اجتماعی باشند. شاید برخی از دوستانم نپذیرند. ما که ۱۱۰ سال پیشینه ی تئاتری داریم وقتی به جشنواره ی منطقه ای می رویم دست خالی برمیگردیم و به جشنواره ی فجر راه پیدا نمی کنیم. چندین سال است که به جز یک مورد همیشه در این زمینه ناکام بوده ایم.

 

مشکل کجاست؟

مشکل این است که ما نتوانسته ایم نویسنده های خوبی تربیت کنیم. یا نه، نویسنده های ما متون خوبی نوشته اند اما به تایید نرسیده اند. و شاید متون خوبی نوشته شده اند و به تایید هم رسیده اند اما در اجرای آن با ضعف روبرو برده ایم. تماشاگر عام ما لذت نمی برد، و مخاطب اهل فن هم نمی پسندد. با وجودی این آموزشگاههایی که داریم مشکل کار کجاست؟

 

شاید شما که سی سال در این تئاتر زندگی کرده اید فرد مناسبتری برای پاسخ دادن به این پرسش باشید.

تصور من این است که یکی از عوامل این پسرفت این است که ما سطح توقع خود را پایین آورده ایم. به این معنی که به این نتیجه بسنده کرده ایم که حالا ما در مرحله ی اول شرکت کنیم، برای مرحله ی دوم و سوم خدا بزرگ است. در نهایت اینکه برنامه ای با تعیین دورنما و روند کلی کار نداریم. در این مسیر با مشکل بودجه و امکانات روبرو هستیم. این مشکلات باعث میشود که اغلب گروههای تئاتر به سراغ نمایشهایی می روند که دکور نداشته باشد و بازیگران کمتری در آن نقش ایفا کنند. ما هنوز نمی توانیم به سادگی سالنی برای تمرین پیدا کنیم. تنها سالن قابل برای اجرای نمایش، همان وارش در مجتمع خاتم الانبیاست. سالن نمایش سردارجنگل روزگاری مرکز تئاتر بود. من بارها در آن سالن اجرا داشته ام. این سالن یکی از تئاتری ترین سالنهای استان بوده است. تمام بچه های تئاتر استان گیلان از این سالن خاطرات خوشی دارند. در این سالن جشنواره های منطقه ای و سراسری برگزار میشد. مشخص نیست موقعیت این سالن چرا از دست رفته و متولی آن کیست. چه کسی باید پاسخگو باشد مشخص نیست. سالن مجتمع خاتم اصلا سالن تئاتر نیست، یک سالن اجتماعات چندمنظوره است. سالن سردار جنگل را خراب می کنیم و تعمیر نمی کنیم! الان چند سالن قابل قبول برای تئاتر در گیلان داریم؟

 

به نظرتان در استانهای دیگر هم تئاتر همینقدر مهجور است؟

چند سال قبل در یک جشنواره ی منطقه ای از هنرمندان یکی از استانها می پرسیدیم شما چطور آمدید؟ آنها اتوبوسشان را نشانمان می دادند و می گفتند وقت آمدنشان شورای شهر و استانداری فلان مبلغ به ما کمک کردند و علاوه بر این اتوبوس یک وانت هم در اختیارمان گذاشتند که بتوانیم دکورمان را با آن بیاوریم. این در حالی بود که ما با دست خالی از گیلان با یک مینی بوس رفته بودیم. در گیلان از این حمایتها نیست. کدامیک از مسئولان استان ما تا به حال برای تماشای تئاتر آمده اند؟ خواهش می کنم از نمایندگان مجلس بپرسید که فرضا طی چهار سال دوره ی نماینده بودنتان چند بار تئاتر دیده اید؟ وقتی می گوییم امسال مثلا سال فرهنگ است باید به این مسائل هم توجه کنیم. اگر نماینده ها و مسئولان بیایند و تئاتر ببیند آنوقت بهتر می تواند درباره ی تئاتر قضاوت کند یا اینکه طرح و لایحه و بودجه در نظر بگیرد. من که متاسفانه در این سالهای اخیر شاهد حضور مسئولان در سالنهای تئاتر نبوده ام. لطفا با مسئولان در این مورد گفتگو کنید.

 

گفتگو از وحید شعبانی

نویسنده: گفتگو با وحید محبوب بشری، بازیگر تئاتر و تلویزیون