آمارها روایت می‌کنند که ۵۸۰۰ روزنامه نگار طی یک دهه گذشته به خاطر انجام وظایف خود کشته شدند و بیش از ۱۵ هزار نفر هم بخاطر انعکاس حقیقت، رنگ بی رنگ دیوارهای نمور زندان را حس کرده اند، و بماند از آماری که بخاطر ضرب و شتم این قشر مظلوم، در دست نداریم. چه بسیار […]

آمارها روایت می‌کنند که ۵۸۰۰ روزنامه نگار طی یک دهه گذشته به خاطر انجام وظایف خود کشته شدند و بیش از ۱۵ هزار نفر هم بخاطر انعکاس حقیقت، رنگ بی رنگ دیوارهای نمور زندان را حس کرده اند، و بماند از آماری که بخاطر ضرب و شتم این قشر مظلوم، در دست نداریم.

چه بسیار پیش آمده که از راه در، پذیرفته نشده ایم و به ناچار نه از پنجره بلکه با زیرکی منحصر به خود راهی دیگر را جستجو کرده ایم و دیگر از معطل نشستن پشت درب اتاق مدیر تا جواب ندادن های پی در پی بگذریم که اگر این سفره باز شود، چه مداوم صحبتها شود و جمع کردنش دشوار …

اما حدیث امروز من، نه گلایه از این روی سکه، بلکه از خودمان است، مایی که متوقف ماندیم و فراموش کرده ایم حرکت کنیم؛

کار خبرنگار، انعکاس رخدادهایی است که قابلیت خبر شدن و اطلاع رسانی به جامعه را دارد. لازمه خبرنگار خوب بودن، داشتن علم و دانش، تجربه و جسارت است تا در کنار آن با سرعت، دقت و صحت، که سه اصل مهم در کار خبری است بتواند موفق عمل کند. خبرنگار کسی است که باید خطرپذیر باشد و برای کشف خبر از مشکلات پیش روی عبور کند و نگذارد حق فرد یا افرادی در جامعه ضایع شود. دانش و ذوق نوشتن، از شرطهای یک خبرنگار موفق است. چون خبرنگاری شغل نیست، بلکه ذوق و استعداد و توان است که باید آن را بکار گرفت تا در خبرنگاری به صورت شفاف و صادقانه عمل کرد.

اما این تعریف سنتی شرط لازم ولی کافی برای دنیای مدرن امروز نیست؛

اگرچه با این مقال می خواهم فراری رو به جلو داشته باشم اما ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بگویم هنوز هم هستند خبرنگارانی در استانها که از همین تعریف سنتی هم غافلند و هنوز اولین سئوال مصاحبه شان با پرسش ” لطفا خودتان را معرفی کنید” شروع می شود و سئوال پایانی شان هم ” در پایان اگر حرفی باقی مانده بفرمایید” می باشد، تازه اصلی ترین سئوالشان هم این است که بپرسند ” نظرتان در مورد فلان چیز (حالا هرچه که سوژه مصاحبه شده) چیست؟ ” یعنی واقعا سئوال کلی تر از این پیدا نمی کنید. برخی هم که تنها اتفاق مهم خبرنگاری در زندگیشان ،اعلام نتیجه بازی با تلفن به تحریریه است!

هنوز در نشستهای مطبوعاتی خبرنگارانی هستند که از فرمانده نیروی انتظامی دلیل توقیف موتورسیکلتشان را می پرسند و از رییس دانشگاه علوم پزشکی خواستار وقت گرفتن از فلان متخصص هستند و …

با این تفاسیر من چگونه می توانم صحبت از فرار رو به جلو داشته باشم، اما این خودزنی را انجام داده ام تا لااقل برای آن دسته از خبرنگاران سیاسی سیگار ( و اخیرا پیپ) به لب و خبرنگاران اقتصادی کت و شلوار پوش و خبرنگاران ورزشی گرمکن به تن و خبرنگاران اجتماعی ژولیده سر که حداقل ادعای تحول در این عرصه را پذیرفته اند سخنی گفته باشم.

در دنیای امروز رسانه ها، پیشرفت سرعت انتشار اخبار، تحول شگرفی در اطلاع رسانی ایجاد کرده است و حالا دیگر می توان گفت فضای مجازی با تلفیقی از رسانه مکتوب، دیداری و شنیداری، به مدد سرعت انتشارش، از رقیبان سنتی خود نظیر روزنامه، رادیو و تلویزیون پیشی گرفته است.

کمتر افراد تحصیل کرده ای پیدا می شوند که در ۲۴ ساعت دست کم یکبار برای اطلاع از خبرهای جدید به شبکه جهانی اینترنت مراجعه نکنند، حالا افرادی را در نظر بگیرید که با اتصال اینترنت به تلفنهای همراه شان در لحظه مخاطب اخبار جدید هستند.

اکنون با در نظر گرفتن تنوع محصولات خبری در مطبوعات مکتوب و دیداری و شنیداری و اخیرا مجازی باید گفت خبرنگار باید تخصص های مختلفی به غیر از نگارش خبر و بعضا قرائت آن داشته باشد،

 یعنی چنانچه تا به امروز اگر یک روزنامه از خبرنگارش فقط خبرنویسی می خواست، حالا دیگر به دنبال خبرنگاران تحلیلگری است که گزارش های ویژه و تلفیقی بسازند.

و یا اگر در رادیو، خبرنگاران فقط در بسته های خبری خود یک گزارش شنیداری شامل متن خبر و صدای خبرنگار و احتمالا صدای مصاحبه شونده بود، حالا دیگر مدیران رادیو گزارش های می خواهند که موضوع خبر در قالب داستان خبری با ترکیبی از متن خبر و صدای خبرنگار و مصاحبه شونده، صدای محیط و موسیقی تهیه شود.

و همچنین در تلویزیون اگر تا به امروز یک گزارش خبری شامل پلاتو، متن، مصاحبه و تعدادی تصویر و فیلم بود، حالا دیگر این گزارش ها باید قصه داشته باشند، موسیقی داشته باشند، زیرنویس داشته باشند و حتی اگر لازم شد خود خبرنگار نیز در درون این قصه (خبر) گنجانده شود؛

و بالاخره اینکه خبرگزاری ها اکنون در کنار خبر مکتوب و عکسهای خبری، گزینه ای به عنوان پادکست (ویدئوهای خبری) برای شنیدن یا دیدن خبر هم قرار داده اند تا توقع خود از خبرنگارانش را بالا ببرد،

با این تفاسیر، دیگر صرفا نگارش خبر و خواندن آن مورد انتظار سردبیر از خبرنگار نیست بلکه آشنایی با دنیای مجازی و دانستن حداقل یک زبان خارجی، تسلط بر استفاده از ابزار فنی، همراه بودن خبرنگار با خبر از محل تولید تا زمان و نحوه انتشار (نه اینکه فقط با تلفن وقوع رویدادی را به سردبیر اطلاع دهیم) و حتی داشتن روشهای منحصر به فرد و شگردهای شخصی باید از تخصص های جدید یک خبرنگار مدرن باشد.

و در پایان در بررسی میدانی از وضعیت خبری در گیلان، استانی که ادعای داشتن بیشترین خبرنگار و رسانه را در کشور دارد باید یادآور شوم در یکی از آخرین نشستهای خبری (تاکید می کنم نشست خبری!!!) از ۱۹ خبرنگار حاضر ۶ خبرنگار تقاضای خودکار و ۴ خبرنگار تقاضای کاغذ کرده بودند، حال تو خود بخوان این حدیث مفصل!

نویسنده: صاحب مقصودی