به گزارش اعتدال شرق، جناب آقای بهزاد ذاکری امروز نقد حضرتعالی به دستم رسید، علی رغم اینکه هیچ شناختی نسبت به حضرتعالی وسوابقتان ندارم ابتداءاً به رسم ادب و به پاس حرمت نقد ومنتقد از زحمتی که کشیده اید تقدیر وتشکر کرده، امیدوارم احترام به نظر مخالف ما وشما را در نیل به کمال یاری […]

به گزارش اعتدال شرق، جناب آقای بهزاد ذاکری امروز نقد حضرتعالی به دستم رسید، علی رغم اینکه هیچ شناختی نسبت به حضرتعالی وسوابقتان ندارم ابتداءاً به رسم ادب و به پاس حرمت نقد ومنتقد از زحمتی که کشیده اید تقدیر وتشکر کرده، امیدوارم احترام به نظر مخالف ما وشما را در نیل به کمال یاری رساند، اما آنچه در پاسخ به نقدتان لازم می دانم را به اختصار عرضه میدارم:

نخست: آنچه از آیات وروایات درباره حرمت مؤمن، غیبت و سوءظنّ ذکر کرده اید، بدان معتقدم اما چرا سعی می کنید دامن حقیر را آلوده به اینها نشان دهید؟ کجای انتقاد بنده حاوی ظن وگمان بود؟ مطالب ابراز شده توسط نماینده رشت ویا استنکاف مهدی هاشمی برای بازگشت از لندن؟ کافی است جستجوی در اظهارات دادستان وقت وکنونی وحتی صحبت های خود جناب آقای اکبر هاشمی رفسنجانی درباره دستور به فرزندشان برای عدم بازگشت از لندن بفرمایید تاحق برایتان عیان شود. بنده نگفته ام قاضی ام اما این از بدیهیات قوانین قضایی است که درصورت احضار دادگاه ذی صلاح فرد موظف است به دادگاه مراجعه کند واستنکاف از این حکم، مسلّما خلاف قانون وجرم است و مرتکب به آن مجرم.

همانطور که فرمودید دسترسی بنده به منابع دینی کمتر از شما نیست واما شأنیت بحث چنین نیست که آیات وروایاتی را مرقوم کنم وبعد در مقام تشخیص موضوع شمارا مورد تطبیق با آنها قرار دهم.

دوّم: توجه کنید نقد بنده در مورد کلام جناب آقای غلامعلی جعفرزاده بود وموضوع مهدی هاشمی فرع بر این مطلب بود، اما شما اصل را رها کرده اید وبه فرعیات چسبیده اید به قول علما: «علیکم بالمتون لا بالحواشی…» (یعنی بر شما لازم است به متن واصل بپردازید نه حواشی) بااینحال نقد دومتان کاملا خارج از موضوع است در تمام متن بنده، جایی را نمی یابید که بنده جناب آقای اکبر هاشمی رفسنجانی را «شاه» نامیده باشم، خواهشا دوباره متن را بخوانید وبا دقت نظر قلم بدست بگیرید. اما آنچه در مورد سوابق ایشان فرمودید باید بگویم راحل عظیم الشأن جمهوری اسلامی ایران که امروز عده ای تلاش میکنند تا بانادیده گرفتن بزرگترین یادگارش یعنی «ولایت فقیه» به خاطره سازی از ایشان بپردازند، با کسی عقد اخوت نخوانده بودند ومعیار برایشان افعال افراد بود نه سوابقشان و الا با آیت الله منتظری آن برخورد را نمیکردند، مضافا دین وعقل به ما حکم میکنند که باید افراد را با اصول وقوانین الهی بسنجیم نه قوانین را با افراد. مطالعه کنید تاریخ را ببینید امیرالمؤمنین (ع) چطور از سوابق زُبیر گذشتند ومعیار را حق وحقیقت دانستند. آقای هاشمی که از نظام اسلامی، آرمانهای این ملّت و ولایت فقیه مهمتر نیست.

اما بگذارید کمی صادقانه سخن بگوییم، در متنتان مدام از رهبری مایه گذاشتید، سوال من این است مگر همین رهبری معظم وعالی مقام از احمدی نژاد ودولت گذشته حمایت نکردند؟ چرا آقای هاشمی وهمفکران شما در جبهه اصلاحات حرمت او را پاس نداشتند؟ چرا این همه تهمت وافترا به او ونظام اسلامی ورهبری در فتنه ۸۸ زده شد اما از حنجره آقای هاشمی ودوستانشان اغتراضی برنیامد؟ اگر رهبری ملاک است چرا در تقابل هاشمی وایشان سمت هاشمی رفته اید؟ به خاطرات سال ۶۸ آقای هاشمی که توسط خودشان منتشر شده نگاهی بیاندازید و خاطره ۱۰ خرداد ۶۸ ایشان را مطالعه بفرمایید، ببینید پیش بینی امام راحل در مورد انذار ایشان به افتادن فتنه توسط خناسان بین ایشان ورهبری را، به نظرتان در فاصله بین آقاین هاشمی ورهبری کدام محور است؟ چه کسی باید از مواضع اختلافی اش کوتاه بیاید؟ اگر رای رهبری برای شما ودوستانتان اهمیت دارد چطور دولت گذشته را اینطور متهم میکنید؟ هرچند سوابق مکتوب حقیر در رسانه های مکتوب وآنلاین نشان می دهد که در همان زمان دو دولت گذشته هم انتقادات بسیاری را داشته ام، اما انتقاد شما ودوستانتان به دولت فعلی در کجا یتافت می شود؟

سوّم: مستند بنده در مورد مماشات قوه قضائیه با مهدی هاشمی در صحبتهایم موجود است که نمونه ی این مماشات در اطاله ۵ ساله این رسیدگی وجود دارد، حال این مماشات به مصلحت کشور است یا نه، بحث دیگری است.

ختام: دوست عزیز، بنده نقد وانتقاد را نه به خاطر مصالح خود ونه به مصالح حزب وگروهی انجام نمیدهم، بلکه معتقدم یکی از مصادیق امر به معروف ونهی از منکر است وبا قصد قربت انجامش می دهم، والبته تبعات زیادی از کم ظرفیتی بعضی مسئولین دیده ام، ولی این ناملایمات مرا از مسیرم بازنداشت. خدا را شکر سطح زندگی من وعدم وابستگی ام به افراد وجناح ها کاملا هویدا است، جیره خور وعامل دست هیچکس نبوده ونیستم، تلاش هم میکنم آنچه می گویم ومینویسم درست باشد، حال اگر درست بود مأجورم واگر غلط بوده معذور. توصیه میکنم خودم وشمارا به تقوای الهی وپرهیز از استکبار در رأی.

غفر الله لنا ولکم

مقداداداشی نیاکی

نویسنده: اعتدال شرق