فضای سبز که بخشی از سیمای شهر را تشکیل می دهد به عنوان یکی از پدیده های واقعی، از نخستین مسائلی است که انسان، همیشه با آن در تماس است این مقوله دارای ابعاد زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی است. گستردگی ابعاد این امر، پژوهش دقیق و همه جانبه را ضروری کرده است. […]

فضای سبز که بخشی از سیمای شهر را تشکیل می دهد به عنوان یکی از پدیده های واقعی، از نخستین مسائلی است که انسان، همیشه با آن در تماس است این مقوله دارای ابعاد زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و کالبدی است.

گستردگی ابعاد این امر، پژوهش دقیق و همه جانبه را ضروری کرده است. ضروریات زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی فضای سبز ایجاب می کند که در پاسخگویی به نیاز های مبرم دست به مطالعه زده و در جستجوی راه حل های مناسب و امکان پذیر باشیم. هدف از طراحی پارک در حقیقت جستجوی عوامل ضروری در ایجاد فضای سبز مناسب شهری از دیدگاه های زیست محیطی، اوقات فراقت، زیبا شناسی، فرهنگی و … است.

فضای سبز شهر رشت در کما فرو رفته و این روزهاست که بمیرد

تعیین سطح و سرانه کاربری فضای سبز در ایران، تاکنون عمدتا بر اساس استاندارد های مورد استفاده در کشور های دیگر بوده است.

تعیین سرانه فضای سبز تا حد زیادی بستگی به خصوصیات بیو کلماتیک منطقه و شهر دارد، بر این مبنا باید گفت سرانه فضای سبز در یک شهر کویری و یا یک شهر بزرگ مانند تهران نمی تواند شرایطی همانند با یک شهر ساحلی در استان های گیلان و مازندران داشته باشد. با وجود این، اطلاع از استاندارد های فضای سبز می تواند به عنوان هدایت گر فعالیت ها و خط مشی ها به شمار آید.

بر اساس مطالعات و بررسی های وزارت مسکن و شهر سازی، سرانه متعارف و قابل قبول فضاهای سبز شهری در شهر های ایران بین ۷ تا ۱۲ متر مربع برای هر نفر است( در رشت کمتر از ۳ متر است!!) که در مقایسه با شاخص تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد (۲۰ تا ۲۵ متر مربع برای هر نفر)، رقم کمتری است. با وجود این در شهر های مختلف کشور نیزاین رقم، با توجه به ویژگی های متفاوت جغرافیایی و اقلیمی آنها، با اختلافاتی همراه است که میزان آن  را طرح های مصوب هر یک از شهرها تعیین می کنند( کتاب سبز، جلد۹ ).

فضای سبز شهر رشت در کما فرو رفته و این روزهاست که بمیرد

در مجموع ((آنچه از دیدگاه محیط اجتماعی در ارتباط با فضای سبز شهری اهمیت دارد میزان فضای سبز عمومی است، یعنی فضای سبزی که رفت آمد عموم مردم در آنها بدون مانع باشد، یا به تعبیر دیگر فضای سبز اجتماعی)) ( کتاب سبز، جلد ۹)

بنابراین مفهوم سرانه فضای سبز تنها می تواند برای آن نوع فضای سبز به کار رودکه برای گذراندن اوقات فراغت، بازی و تفریح محیا شده است. نکته ای که در خصوص فضای سبز از اهمیت بالایی برخوردار است، مکان یابی آن می باشد. جین جکوب، منتقد شهرسازی معاصرمعتقد است که ((پارک باید در جایی باشد که زندگی در آن موج می زند، جایی که در آن، فرهنگ و فعالیت های  بازرگانی و مسکونی است.

فضای سبز شهر رشت در کما فرو رفته و این روزهاست که بمیرد

ُ تعدادی از بخش های شهری، دارای چنین نقاط کانونی و ارزشمندی از زندگی هستند که برای ایجاد پارک های محلی یا میادین عمومی، مناسب به نظر می رسند. امروزه مفهوم شهرها بدون فضای سبز موثر در اشکال گوناگون آن دیگر قابل تصور نیست این فضا ها هم از دیدگاه تامین نیازهای زیست محیطی شهر نشینان و هم از نظر تامین فضاهای فراغتی و بستر ارتباط و تعامل اجتماعی جایگاهی در خور اهمیت دارد اما آنچه که در این میان خودنمایی می کند به همراه مبحث اکولوژی و اجتماعی در زمینه ی فضای سبز مبحث ایجاد چشم انداز و زیبا سازی شهر با توسعه ی کمی و کیفی فضای سبز شهری می باشد.

پر واضع است که با در نظر گرفتن اقلیم منطقه ای و سایر پتانسیل های موجود انتظار می رود در مرکز استان گیلان ( شهر رشت ) فضای سبزی با کیفیت و محیطی دلپذیر برای شهروندان و گردشگران فراهم گردد اما این روزها حال فضای سبز رشت آنچنان وخیم است که حداقل های نظر شهروندان را نیز فراهم نمی کند به نظر می رسد که در بخش کیفی سازی فضای سبز شهری جدا از غفلت حتی بخش نگهداری که هزینه میلیاردی هم به شهرداری تحمیل می کند توجه ای نمی شود به نظر می رسد با منطقه محوری در سالهای اخیر و خصوصی سازی که آن هم نیاز به آسیب شناسی دارد چیزی از بین رفتن فضای سبز شهری دیگری نصیب شهرمان نشده است.

فضای سبز شهر رشت در کما فرو رفته و این روزهاست که بمیرد

اما واقعا نقش و خروجی سازمان چیست؟ آیا سازمان پارک با بودجه محدود که حتی نظارت بر حداقل های حوزه خود نظیر آبیاری ندارد( با توجه به اهمیت آبیاری ذر این فصل حتی کشیک شب پیش بینی نکرده) باید حوزه مدیریت در تفریغ بودجه پاداش میلیونی بگیرد! کلفیست به فضای سبز محلات یا پارک های محلات نگاهی بیاندازیم آثار از بین رفتن فضای سبز را به وضوح می بینیم و این در حالیست که باید از خود پرسید تمایل ناظرین مناطق و سازمان پارک برای تمدید قرارداد با شرکتهای کنونی برای چیست و نمرات ارزشیابی چگونه به پیمانکار داده می شود جالب توجه است که اگر هم اکنون بررسی شود شرکت ها هنوز تعداد تانکر و ظرفیت هایی که برای آنان پیش بینی شده در قرار داد را فراهم نکرده اند ( به عنوان نمونه بررسی شود در منطقه ۱ و ۳ ) اما با نگاهی به نحوه ی عملکرد سازمان پارک در برگزاری مناقصات فضای سبز سوالاتی را در ذهن ایجاد می کند آنچنان که به نظر می رسد سازمان پارک در برگزاری مناقصات برای حضور رقابتی سایر پیمانکاران هیچگونه تلاشی ننموده  بگونه ای که در فضای رقابتی وجود ندارد تا آنجا که به بهانه حمایت از پیمانکاران نه جریمه ای از سوی مناطق لحاظ می گردد و نه سازمان، نظارتی در این بخش دارد.

فضای سبز شهر رشت در کما فرو رفته و این روزهاست که بمیرد

به عنوان نمونه کاشت گیاهان فصلی بدون کود دهی، نگاهی به صرف هزینه های گزاف در بخش رنگ آمیزی و وضیعت کنونی رفیوژها، میزان هزینه در کاشت گل های فصلی، بالا رفتن هزینه های تاسیسات وابسته به فضای سبز و … حاکی از عدم سیاستگزاری صحیح سازمان پارک و عدم ایفای نقش نظارتی این سازمان میباشد و جای تاسف است که همچنان ادامه دارد. بحث در این باره بسیار است ولی به همین اندازه اکتفا می کنیم که مشت نمونه خروار است.

نویسنده: محمود باقری خطیبانی