از اوایل دهه ی هشتاد که پیگیر اوضاع احوال شهرمان در شوراهای دور دوم و سوم بودم هیچ وقت شهر رشت را اینگونه ندیده بودم، شهری خسته و بی برنامه که فقط گذران ایام میکند تا صدای شهروندان در نیایید!!!یاد ایامی افتادم که برای گرفتن رای اعتماد پارلمان محلی به شورا میرفتید و سخنانتان در […]

از اوایل دهه ی هشتاد که پیگیر اوضاع احوال شهرمان در شوراهای دور دوم و سوم بودم هیچ وقت شهر رشت را اینگونه ندیده بودم، شهری خسته و بی برنامه که فقط گذران ایام میکند تا صدای شهروندان در نیایید!!!یاد ایامی افتادم که برای گرفتن رای اعتماد پارلمان محلی به شورا میرفتید و سخنانتان در رسانه ها منعکس میشد،با لحنی مطمئن سخن میگفتید که گویا کلیدهمه ی قفلهای بسته ی این شهر را با خود اورده اید،چقدر راحت از مشکلات سخن میگفتید و همه ی این صحبتها امروز دلیلی شده که دیگر مردم از شما نمیپذیرند که از اوضاع و احوال شهرمان و شهرداری بی اطلاع بودید، ولی اقای شهردار اگر میدانستید و میدانید، چه شد عاقبت ان جملات زیبا؟ جذب سرمایه گذار… افزایش قابل ملاحظه بودجه… اصلاح ساختار اداری و …

اقای خلیلی خدا وکیلی!!!چه کاری برای شهرمان کردید که اگر سرپرست وقت شهرداری به فعالیت خود ادامه میداد نمیتوانست ان کار را انجام دهد؟؟از کوله بار تجربه ی شما که اینقدر تعریفش را شنیدیم چه حاصل شهروندانمان شد؟ ایکاش کمی می اندیشیدید که وقتی از سایر شهرهای مطرح کشور به ما و روند انتخاب شهردارمان مینگریستند،چه ها که در دلشان نمیگفتند!!!وقتی که میشنیدند فردی برای تصدی شهرداری انتخاب شد که باز نشسته است… وقتی که از مدرک نا مرتبط تحصیلی شما میشندند ،شهردارشان غیر بومی است و … قطعا در دل خود میپرسیدند که این به اصطلاح کلانشهر یک مدیر توانمند نداشت؟از خود میپرسند در کجای علم روز شهرسازی دنیا شهردار غیر بومی که حتی مدرک مرتبطی ندارد معنایی پیدا میکند که در رشت خواستند این نوع انتخاب را ترجمه و تجربه کنند؟؟؟

همه ی این نگاه ها را به جان خریدیم به امید وعده های زیبایتان، به امید ایجاد تحول در شهرمان که از تحول جز حرف چیزی ندیدیم و روزها دلمان را خوش کردیم که بهترین دوران عمرانی را شهرمان سپری میکند!!!!!!!!!!!!!!!!(مبتنی بر فرمایشات شما)

اقای شهردار از بحث اینکه شورا شما را به چه نیتی انتخاب کرد بگزریم و از اینکه با شما چه برخوردی شد حرفی نزنیم چون شما با کوله بار تجربه و شناخت از اعضای شورا همکاری با این شورا را پذیرفتید;پس به شهرمان بپردازیم شهری که قطعا از این نا ملایمات مدیریتی خسته است و شما نتوانستید برای رشت پرفسوری باشید که جناب حاجی پور قبل از انتخاب شما از لزوم حضورش در رشت سخن گفته بود.

اقای خلیلی نزدیک به یک سال از حضورتان در شهرداری گذشته است؟ اوضاع مالی شهرداری چطور است؟ شما که حتی توانستید برای یک سازمان حاشیه ساز یک مدیر انتخاب کنید چگونه میخواستید اصلاحات ساختاری مدیریتی را در شهرداری به اجرا در اورید؟ سرمایه گزارانی که وعده داده بودید کجا هستند؟چرا لیست پروژههای عمرانیتان را اعلام نمیکنید که با امار گذشته به قیاس گذاشته شود؟عاقبت شهر بازی چه شد؟ چرا یک نفر از محدود سرمایه گزارانی که با چنگ دندان برای رفاه شهروندان در سالیان گذشته حفظ شده بود پا به فرار گذاشت؟ و …؟؟؟

نمیدانم چقدر به تقدیر معتقدید ولی شاید شهرداری رشت در مقدراتتان نبود و سالها برای کسب این پست بیهوده دویدید و شاید حالا که در این جایگاه قرار دارید ادامه این راه به صلاحتان نباشد و قرار نیست که هر شخص در هر مسئولیتی عملکرد موفقی داشته باشد و شاید زمانش رسیده که که شما این ناکامی را بپذیرید.

چون شما را از لحاظ حقیقی شخصی متدین و محترم میشناسم گفتن یکی دو موضوع را خالی از لطف نمیبینم…

روزی به یادم امد که شخص عزیزی برای تصدی شهرداری رشت انتخاب شد که در ان روزها با تجربه ی کم خود حضور ایشان را به صلاح نمیدیدم ولی ما که کاره ای نبودیم فقط میتوانستیم نظرمان را به دوستان اعلام کنیم و انها بشنوند!!! وقتی فرزند ان دوستمان به شورا امد به من گفت: فلانی انگار از انتخاب پدرم خوشحال نشدی؟ در جوابش گفتم:مبارک باشد ولی من شورا را خوب میشناسم معمولا خوش استقبال هستند و بد بدرقه، پدرتان شخص محترمی است، خندان به شورا امده و امیدوارم گریان از شهرداری نروند; فکر میکنم ان عزیز بعد از مدت کوتاهی به حرفهای من رسید، ولی امیدوارم شما در هنگام ترک رشت و در تمامی مراحل زندگی لبتان خندان باشد.

جناب خلیلی شما سالها در سیستم مدیریتی تلاش کردید تا ابرو جمع کنید،قطعا شما بهتر از من به شرایط روزهای استیضاح و خواسته ها و تقاضا های پیش رو اگاهید،پس برای بقا ،ابرویتان را پای میز شهرداری نریزید چون همیشه مسئولیت سبب خیر نمیشود، شاید فرق ماندن یانماندن،حفظ یا ریختن ابرو باشد پس شاید وقتش رسیده که ابرویتان را دستتان بگیرید و خودتان از شهرداری بروید

درد دلهایم را با ۲بیت به پایان میبرم:

یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیت کند

اب نطلبیده همیشه مراد نیست

شاید نشانه ایست که قربانیت کنند

من ا… التوفیق

حمیدرضا طاهری

 

سردبیر هفته نامه ی طاهر

 

نویسنده: حمیدرضا طاهری