-یک سال از عمر دولت می گذرد ارزیابی شما از عملکرد دولت تدبیر و امید چیست؟ با سلام و تشکر از شما که این مصاحبه را ترتیب دادیدو ضمن آرزوی توفیق برای دولت در جهت حل مشکلات مردم به نظرم باید نمره قبولی به عملکرد یکساله دولت داد هر چند مفهوم این حرف این نیست […]

-یک سال از عمر دولت می گذرد ارزیابی شما از عملکرد دولت تدبیر و امید چیست؟

با سلام و تشکر از شما که این مصاحبه را ترتیب دادیدو ضمن آرزوی توفیق برای دولت در جهت حل مشکلات مردم به نظرم باید نمره قبولی به عملکرد یکساله دولت داد هر چند مفهوم این حرف این نیست که تمامی عملکرد رضایت بخش و مطلوب بوده و یا ایرادی بر آن وارد نیست. ضمن آنکه باید در این بررسی به چند نکته مهم هم توجه کنیم اولاً آقای دکتر روحانی دولت را در چه موقعیتی تحویل گرفتند و با چه مشکلاتی روبرو بودند. روزی که دکتر احمدی نژاد به سرکار آمد سال ۸۴ کشور را با رشد اقتصادی بالای ۶ درصد از آقای خاتمی تحویل گرفتند در روزی که به آقای دکتر روحانی تحویل دادند رشد اقتصادی کشور منهای شش درصد بود یعنی فلاکت رقمی منفی که بعد از پیروزی انقلاب هیچگاه سابقه نداشته تا این حد وضع بد باشد. حالا به این رکود نرخ بالای بیکاری تورم بالای ۴۰ درصد،ورشکستگی بنگاههای اقتصادی و … را اضافه کنید. در حوزه سیاست خارجی رابطه ما با کشورهای دنیادر بدترین وضعیت قرار داشت تنها با چند کشور محدود ارتباطی محدود داشتیم و با بسیاری از کشور هابه مخاصمه افتاده بودیم. چندین قطعنامه هم بر علیه ما صادر شده بود که کشورهای به اصطلاح دوست مثل چین و روسیه هم از آن حمایت کرده بودند در سیاست داخلی شاهد تنش شدید سیاسی در بین مجموعه های سیاسی؛ جناحی بودیم حتی درگیری آقای احمدی نژاد با اصول گرایانی که او را بر سر کار آورده بودند هر روز شدید و شدیدتر می شد. دعوای مجلس و دولت دولت و قوه قضائیه دولت و گروههای سیاسی، یک انسداد در فضای سیاسی ایجاد کرده بود هراز گاهی پا در میانی این و آن یک فضای اندک تنفس ایجاد می کرد، خلاصه در همه زمینه ها وضع خیلی خراب شده تا جائی که خیلی ها پیش بینی می کردند دولت به پایان دوره خود نمی رسد مسئله دوم اینکه آقای روحانی زمانی دولت را تحویل گرفت که در مجلس ده نفر همراه نداشت. شرایطی که حتی در سال ۷۶ برای آقای خاتمی به این بدی نبود و بعضی در مجلس از روز اول شمشیر را از رو بسته بودند و عناد خود را کتمان هم نمی کردند. فقط کافی است طی این یکسال به حجم تذکرات وسوالات بر علیه دولت مراجعه کنید گاهی آنقدر غرض ورزانه و دور از انصاف مطرح می شد که آدم تعجب می کرد از این بی تقوائی ها ،آنهائی که در مقابل خلافها و بی تدبیریها تا دیروز مهر سکوت بر لب داشتند چگونه نطقشان باز شده و به جای توصیه فحش می دادند آنقدر جاده را برای آقای روحانی لغزنده کرده بودند که می بایست دائم پا به ترمز حرکت کند و کند برود که داد دوستان در آمد و گله مند شدند.

و سوم اینکه به صورت حساب شده و سازماندهی شده سعی کردند سطح انتظارات را بالا ببرند هر چند مردم بصورت طبیعی انتظار داشتنداتفاقاتی بیفتد تااز مخمصه خارج شوندولی در مجموعه سطح انتظارات بالا نگهداشته می شدتاجائی که بعضی القاءمیکردند که دکتر روحانی قول داده اند ظرف صد روز مشکلات را حل کند.آن هم مشکلاتی که طی هشت سال تمامی ارکان جامعه رادرگیر خودکرده بود.

خلاصه اینکه دولت در وضعیت بدی کار را تحویل گرفت و با وضعیت بدی مواجه بود پس باید در بررسی،اینها را هم مد نظر قرار داد.

آیا می شود مشخص تر بگوئید که دولت در کدام بخشها قوی ودرچه بخشهائی ضعیف ظاهر شد؟

به نظرم دولت یک قاعده ای در حرکتش بوده و بر اساس آن گامهایش را برداشته یک اولویت بندی کرد. مثلاً مسئله اصلیش را حل مشکل روابط خارجی و بحث تحریمها قرار داده بر عکس دولت قبلی که معتقد بود رابطه با کشورهای دنیا چه اعتباری دارد و یا تحریمها تنها کاغذ پاره ای بیش نیستند ایشان معتقد بود تاثیر تحریمها و بر اقتصاد کشور بسیار زیاد است تحریمها معشیت مردم را هدف گرفته است. فلذا تلاش دارد این تحریمهای ناعادلانه را بردارد باید هم اعتراف کرد که هم خود آقای روحانی و هم تیمشان در این خصوص صاحب نظرند و کار کشته.پس نیروی زیادی را صرف این مسئله کرده اند و بنظر من هم درست تشخیص داده اند تحریمها تاثیر جدی به اقتصاد کشور دارد مسئله دوم دولت در حوزه اقتصادی روی مسئله تورم کارکرد تورم یعنی پای فشار اقتصاد روی گروه مردم یعنی هر روز و هر ساعت سفره مردم کوچک و کوچکتر می شود اقتصاد تورمی به تولید، به ثبات اقتصادی لطمه می زند پس برای مهار تورم عزمش را جذم کرده بنظرم آقای دکتر طیب نیا هم آدم صاحب نظری در این حوزه بودند معتقدم در این مورد هم دولت خیلی خوب عمل کرد رشد تورم را تا حدود زیادی مهار کرد یادمان نرفته اواخر دولت احمدی نژاد قیمتها ساعت می زدند قدم بعدی دولت در حوزه اقتصاد مقابله با رکود است هنوز بنظر می رسد در این رابطه قدم محکمی برداشته نشده است اقتصاد هنوز در حالت رکود بسر می برد کسب و کار رونق نیافته و بنگاههای اقتصادی نفسشان به شماره افتاد دولت مدعی است برای خروج از رکود برنامه دارد همانطور که در مورد تورم داشته، آیا می توانند مسئله رکوردرا مثل تورم سامان بدهند یا خیر؟ باید دیداگر دولت بتواند مسئله هسته ای را حل کند مسلماً در وضعیت اقتصادی و معیشتی هم تاثیر زیادی ایجاد می شود ولی فکر می کنم دولت برای رفع مشکل موانع پیش روی جدی دارد. بنظرم در لای دو لبه قیچی گرفتار شده از یک سو تندروهای خارجی با عنادی که دارند سعی می کنند که توافق ایجاد نشود صهیونیستها و لابی قوی که در هیأت حاکمه امریکا دارند بشدت مخالفت می کنند و کار شکنی و در درون کشور هم تندروهای داخلی همسو با صهیونیستها ازتوفیق دولت دل نگرانند و کار شکنی می کنند. با اینکه خیلی وقتها ژست ضد صهیونیستی می گیرند ولی در عمل در بسیاری از مواقع در رفتار این دو گروه داخلی و خارجی مشابهت های زیادی دیده می شود.

اگر دولت بعضاً در مسئله توافق، توفیقاتی بدست می آورد اینهادرداخل عزا می گیرند و علم مخالفت بلند می کنند و همسو یا تندروهای خارجی بر طبل مخالفت می کوبند. حمایتهای رهبری از دولت در مقابل این جریانهای تندرو است. امّا در مسائل داخلی در حوزه سیاست بنظرم دستاوردهای زیادی وجود نداشته، هر چند باید اذغان کرد که تنش های قبلی تا حدود زیادی حل شده و آن دعواها و کشمکشها دیگر وجود ندارد، ولیکن هنوز تندروها به دولت اجازه نداده اند که در این زمینه دستاوردهای مناسبی داشته باشد. باز معتقدم یکی از موانع این توفیق، وجودتندروهای مجلس است و وجود مجلسی غیر همسو، این مجلس پاشنه آشیل دولت است. خیلی ها در این مجلس صدای مردم را نشنیده اند و یا خود را به نشنیدن زده اند. حالا هم نگران آن هستند که یکسال و نیم دیگر وضعشان چه می شود فلذا بعضی از اینها تمام هم خود را صرف آن می کنند تا دولت توفیق چندانی بدست نیاورد.

و امّا در دوستان دولت هم دغدغه های وجود دارد که در جای خودش عرض خواهم کرد ولی در مجموع معتقدم از بحث انتصابات گرفته تا پاسخگوئی به مطالبات و شعارهای که در زمان انتخابات داده شده مردم هنوز به تمام انتظارات خود دست نیافته اند و یا به عبارتی نگذاشته اند که دولت به اهدافش برسد.

– فکر می کنید بالاخره مسئله هسته ای در فرصت باقیمانده اعلام شده حل می شود یا خیر؟

پیش بینی اش سخت است ولی آقای روحانی نشان داده است که آدم توانمندی است و تا اینجا کار را هم خیلی خوب پیش برده تا جائی که دوست و دشمن اعتراف دارند که دستاوردهای بدست آمده دور از انتظار بوده است قدمهای موثری برای حل مشکل برداشته شده ولی موانع زیادی هم پیش رو است.

تندروها را نمی شود دست کم گرفت عده ای از آب گل آلود همیشه ماهی گرفته اند و از این بازار آشفته نان خورده اند و شرایط بحرانی کشور منبع در آمدشان است مسلماً اجازه نمی دهند به این راحتی مسائل حل شود و نانشان آجر شود بحث اعتقادی هم نیست (مگر در اندکی) بحث منافع است بعضی دلواپس منافع خودشان هستند ضمن آنکه بعضی از نگرانیها هم می تواند از سر دلسوزی باشد به هر تقدیر کار دشواری پیش روی دولت است. ولی در مجموعه فکر می کنم دکتر روحانی مرد کارهای بزرگ است.

-در بحث داخلی چه آیا فکر می کنید مطالبات مردم تحقق یافته است؟

همانطور که در سوال اول عرض کردم در حوزه اقتصادی قدمهائی برداشته شده و لیکن در حوزه سیاسی و فرهنگی موانع زیادی جلوی پای دولت است و حرکت کند بوده است این مسئله مهم است اگر ایشان نتواند توفیقات لازم را در این حوزها بدست آوردند مشکل ساز می شود فکر می کنم خیلی از مسائل به انتخابات مجلس آینده برگردد اگر ایشان با مجلسی همسو مواجه باشد سطح دستاوردهایش بالا می رود می توانند به مطالبات در زمان باقیمانده پاسخگو باشند و اگر مجلسی همچون مجلس فعلی بر سرکار بیاید مشکلات ایشان چند برابر خواهد شد.

– از مسائل کشور به مسائل استان برسیم. آیا تغییرات مدیریتی سطح استان را مناسب ارزیابی می کنید یا خیر؟

مسلماً هر دولتی که با آرای مردم سرکار می آید وعده هائی به مردم داده و مطالباتی را ایجاد کرده و تحقق این وعده ها حداقل به سه عنصر وابسته است به قولی عَِده عُده و برنامه! یعنی باید امکانات داشته باشد، تیم لازم را داشته باشد و برنامه تغییر.

مردم از وضعیت گذشته خسته شده بودند و نا امید و سرخورده در بین کاندیداها به کسی رأی دادند که بیشترین زاویه را با دولت قبلی داشته است. یعنی مردم دنبال تغییر وضع موجود بودند. آقای روحانی برنامه هایش را اعلام کرد و مردم پسندیدند. آنوقت برای تحقق این برنامه ها ایشان باید تیم لازم را می داشتند. تیمی که صلاحیتهای لازم را برای تغییر داشته باشد. اینجاست که بحث تغییر مدیریتها پیش می آید. یعنی باید مدیرانی سرکار باشند که قابلیت اجرای آن برنامهای اعلامی را داشته باشند در گام اول کابینه ای را که معرفی کردند. دیدید که چه بلائی سرش آوردند بارها ایشان مجبور شد لیست را تغییر بدهد. خیلی از آدمهای توانمند را مجبور شد حذف کند تا بتواند از مجلس رأی اعتماد بگیرد. کار به جائی رسید که برای تعیین یک وزیر، چهارگزینه به مجلس رفت و سر آخر با پا در میانی این و آن وزیر مورد نظر رأی آورد. وزیر علوم و تحقیقات هم که با چه گرفتاری هائی رأی اعتماد گرفت دو ماه نگذشته بود که بحث استیضاح اش مطرح شدو آخرش هم که تحمل نشد. همین داستان در استانها هم پیش آمد. برای تغییر در سطح مدیران آنقدر کارشکنی می شود که خدا می داند گاهی برای حفظ یک مدیر ناکارآمد کار به تنش و درگیری می کشد. بعضی نمایندگان مجلس ظاهراً معتقدند حتی دهیارها را هم باید با نظر آنها انتخاب شوند و در یک شهرستان عوامل اجرائی باید عوامل آنها باشند. خوب چطور می شود خود نماینده مخالف دولت است آنوقت کارگزار دولت باید با نظر اینچنین نماینده ای انتخاب شود و آن هم همسوی نماینده آن وقت نتیجه کار چه می شود؟!

مدیر دولت در آنجا با اندیشه دولت هم خوانی نداشته باشد چگونه می شود اهداف دولت راپیاده کرد؟ حال اگر بهترین برنامه را هم داشته باشید کار چگونه از آب در می آید! باید کسانی انتخاب شوند که قابلیت و باور نسبت به اجرا برنامه های دولت را داشته باشند. اگر قرار بود همان تیم کار را پیش ببرد که خود دولت قبل باید توفیقات لازم را داشته باشد.

ولی رأی مردم نشان داد مردم تغییر می خواهند.

اینجاست که من فکر می کنم بعضی دوستان اعتدال راباانفعال اشتباه گرفته اند. اعتدال، انفعال نیست بلکه بر عکس.

هم می شود اعتدالی بود و هم مقتدر. خیلی وقتها گیر کار در عدم اقتدار است مدیری که قابلیت یک تصمیم گیری ساده را ندارد نباید مدیر باشد فکر می کنم سطح انتظارات مردم در این حوزه برآورده نشده است حالا به این مسئله انتصابات فامیلی و باندی را هم اضافه کنیم اینها باعث رنجش می شود. اینها همان چیزی است که مردم را در گذشته رنجاند پسرخاله بازی کار را خراب می کند اگر وعده شایسته سالاری را دادیم بر این اساس عمل کنیم نه یک ملوان را به خاطر آشنائی ناخدای کشتی کنیم البته انتصابات خوبی هم انجام شده که جای تقدیر دارد من به شخصه آقای دکتر نجفی را مدیری خوب می دانم. حتی فراتر از سطح انتظار اولیه ظاهر شد ولیکن خدمت ایشان هم عرض کردم روند تغییرات و نوع تغییرات مطلوب نیست و باید جلوی باج خواهی و زیاد خواهی عده ای معلوم الحال ایستاد.

-راجع به گروها و مجموعه های سیاسی همسوی دولت آیا بین این دوستان و فاق وجود دارد یا چند دستگی هست شایعات زیادی هست که بینشان اختلافات وجود دارد؟

همیشه بعد از پیروزی مشکلاتی بوجود می آید. خصوصاً وقتی بحث نسبت افراد با پیروزی مطرح می شود. آنوقت یکی مدعی می شود من بیشتر زحمت کشیده ام، یکی مدعی است من اول بودم ودیگران بعداً آمدند. سهم بیشتر می خواهند و تکه بزرگ کیک را می خواهند. همین سهم خواهی آتش به اتحاد اصول گرایان انداخت همانهایی که احمدی نژاد را آوردند بعدها سر همین سهم و نسبت پیروزی با او دچار مشکل شدند و تا آخر بازی هم این مشکل گریبان دولت قبلی را گرفت. من نمی گویم در این اردوگاه این بحث ها وجود نداشته و ندارد، ولیکن اگر حرفهائی هم بوده سریعاً مدیریت شد. چرا که اساساً دوستان به این نتیجه رسیدند که بزرگترین عامل که می تواندشکل اساسی ایجاد کند تفرقه است. پس به ابتکار آقای دکتر نوبخت دوستان دور هم جمع شدند تا امروز هم در کنار هم هستند. جلسات مرتب برقرار است سمبل این وحدت را در افطار امسال در ماه رمضان دیدید. ما چاره ای جز وحدت نداریم. مخالفین قسم خورده ای داریم که منتظرند تا جدایمان کنند و بعد تک تک بیایند به سراغمان. پس هدف ما حفظ این وحدت است و خواهد بود. رقبا را هم توصیه می کنم به وحدت، چون دشمنان مشترک زیادی داریم فقر، فساد، اعتیاد، بیکاری، دلسردی و یأس ،عقب ماندگی استانمان،همه اینها دشمنان مشترک ما هستند. می شود در بعضی حوزه ها کار مشترک کرد. البته اگر اساس دلسوزی باشد. پس بیائیم در آن حوزه ها کار مشترک کنیم. به جای نگاه مگس وار که سعی می کند که فقط زخمها را پیدا کنندو روی زخمها و شکافها بنشیند نگاه خدائی داشته باشیم. انصاف را پایه وحدت قرار دهیم. بی انصافی نکنیم هر جا که می شود نقطه مشترک پیدا کرد روی آن کار کنیم. اشتراکات را بیشتر کنیم.

من همیشه گفته ام و باور دارم می شود یک منتقد را به یک مخالف و یک مخالف را به یک معاند تبدیل کرد و یا بر عکس .می توان منتقد راحتی به همراه تبدیل کرد و معاندرا به مخالف، بپذیریم وجود مخالف یک نعمت است. جامعه تک صدائی کار بجائی نمی برد. زمینه گفتگو را فراهم کنیم. به جای تهمت زدن اتهام وارد کردن به دیگران دنباله گفتگو باشیم این اصل دین است دینی که بشارت می دهد به شنود همه اقوال نمی تواند ضد اندیشه باشد. دینی که اساسش بر اندیشه است نمی تواند مخالف نقد و گفتگو باشد. الحمدا… در بین دوستان وحدت وجود دارد و سعی داریم وحدت را بیشتر کنیم برای اهدافی بلندتر.

– بنظر شما نیروهای همسوی دولت برای نیل به اهدافشان چه گامهائی را باید بردارند؟

من در جلسه بعد از پیروزی انتخابات عرض کردم که ما در میان ناباوری برخواستیم و یک گام پیش نهادیم.آن گام باور نسبت به توانائی خودمان بود. ما ثابت کردیم می توانیم در شرایط نا برابر هم بازی را ببریم. این باور قدمی بلند بود که از دل خاکستر یأس و ناامیدی برداشته شد. ولی نباید در همان گام متوقف شویم می بایست برای رسیدن به هدف تلاشمان را بیشتر کنیم. پس نیاز به انسجام بخشی داریم یعنی وحدت همه نیروهای همسوی دولت در گام سوم باید به سراغ سازماندهی برویم یعنی باید با تشکیلات بخشی و سازماندهی کارا به سطح محلات و روستاها بکشانیم در گذشته یکی از مشکلاتی که احزاب و گروهها داشتند. سازمانشان را در حلقه های محدود نگهداشته بودند این ضرورت وجود دارد که به بسط سازماندهی مبادرت بورزیم .

و گام بعدی استقلال مالی و پشتیبانی مجموعه هاست باید بنیه مجموعه ها را تقویت کنیم با برنامه سازماندهی و امکانات می شود کار را پیش برد هر کدام از اینها که نباشد کار دچار مشکل می شود ما برای رسیدن به اهداف متعالی به گامهای بلند و محکم نیاز داریم که به امید خدا و کمک دوستان در حال برداشتن این گامها هستیم.

-آقای مهندس برای آخرین سوال در بنیاد اندیشه دنبال چه می گردید و چه می کنید؟

این جوابش یک مصاحبه دیگر نیاز دارد که انشاء ا… اگر توفیق داشته باشیم در آینده بیشتر راجع به بنیاد خواهیم گفت. ولی کلی عرض کنم، بنیاد محلی است که سعی داریم صاحبان اندیشه را دور هم جمع کنیم. برای فکر کردن واندیشیدن. کارکرد سیاسی هم ندارد و به امید خدا نخواهد داشت./عصرتدبیر

نویسنده: عصرتدبیر