به یاد یکی از بهترین دوره های زندگی ام افتاد! تابستان سال ۱۳۷۹٫ حدود چهارده سال پیش. زمانی که نوجوان بودم و برای اولین بار به مسجد محله مان رفتم تا برای تعطیلات تابستانی در طرح میثاق مساجد شرکت کنم. اولین بار آنجا بود که علیرضا را دیدم. با همین چهره همیشه شاد و تبسم […]

به یاد یکی از بهترین دوره های زندگی ام افتاد! تابستان سال ۱۳۷۹٫ حدود چهارده سال پیش. زمانی که نوجوان بودم و برای اولین بار به مسجد محله مان رفتم تا برای تعطیلات تابستانی در طرح میثاق مساجد شرکت کنم. اولین بار آنجا بود که علیرضا را دیدم. با همین چهره همیشه شاد و تبسم همیشگی بر لب.

بعد از ثبت نام و حضور در کلاس های قرآن و شنا و احکام و… روزی ما را برای گروه سرود مسجد انتخاب کردند. و آنجا بود که فهمیدم قانع علاوه بر مسئولیت کانون مسجد مسئولیت گروه سرود را نیز بر عهده دارد. به دلیل صغر سن و شور و نشاط نوجوانی که در ما وجود داشت شیطنت های زیادی داشتیم. در میان گروه نظم را بهم می زدیم! ریتم شعر را خراب می کردیم و در کلام عامیانه تر «مسخره بازی در می آوردیم»! اما هیچ وقت ندیدیم که عصبانی شود و یا از کوره در برود! همیشه سعی داشت با اخلاق و متانت اوضاع را کنترل کند.

دقیقاً دو روز بعد از اینکه قانع به عنوان سرپرست سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری منصوب شد تعدادی از رسانه ها، یا نداسته و یا با علم ومقصود خاص شروع به تخریب وی کردند. همان دوران طی چند بار تماس تلفنی و حتا مراجعه حضوری به دفترش، علیرغم اینکه می دانستم او فرد صبوری است و اهل پاسخ دادن نیست، خواستم طی جوابیه و یا گفتگویی پاسخ آن رسانه ها را بدهد. اما مطمئن بودم که پاسخش منفی است. می دانستم که پاسخ بی اخلاقی های آنها را نخواهد داد و بجای سرگرم کردن خود با مسائل حاشیه ای، به کارهای خود می پردازد. حتا چند روز پیش که به دفتر کارش رفتم تا با او مشورت کنم مطلبی در دفاع از وی بنویسم، مانع این کار شد.(و سوگند یاد می کنم تا این لحظه که این متن منتشر می شود، هیچ اطلاعی از کار من نداشته است.)

آخرین بار، لیستی از کارهایی که در طول این چند ماهه سرپرستی اش انجام داده بود به من نشان داد و گفت: “اگر در طول این مدت خود را درگیر پاسخ دادن به این چند رسانه می کردم، یقیناً نمی توانستم، حتا نیمی از این کارها را انجام دهم.” دیدم، چقدر دور اندیش بود و در طول این مدت چقدر کارهای بزرگی برای این شهر انجام داد و تعدادی چند از رسانه ها چقدر بی رحمانه علیه وی مطالبی نوشتند و کارهایی که انجام داد را وارونه انعکاس دادند! بطور مثال برخی از سایت ها گفتند انجمن های سازمان با آمدن قانع تعطیل شد! این در حالی است که تعداد انجمن های سازمان فرهنگی با آمدن قانع از ۸ انجمن نیمه فعال به ۲۱ انجمن فعال افزایش پیدا کرد..

سخنی با برخی از اعضای شورای شهر!

خودتان بهتر ازمن و یا هرکس دیگر می دانید که در میان شهروندان چه ذهنیتی نسبت به شورای شهر رشت وجود دارد. نگذارید که اوضاع بیش از این خراب شود. در میان شهروندان و حتا هنرمندان حرف هایی رد و بدل می شود که چندان شایسته جایگاه شورای شهر و مقام اعضای آن نیست. حرفهایی همچون آتش که تر و خشک را با هم می سوزاند!
نمی دانم چند سال است که او را می شناسید!؟ اما با شناخت چهارده ساله ای که از وی دارم، می توانم سوگند یاد کنم که فردی توانمند و با کارنامه ای درخشان چه در زمینه فرهنگی و ورزشی و چه در زمینه مذهبی است. اما با توجه به نزدیک بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی، بهترین گزینه برای سازمان، همین فرد است. چرا که فرد سیاسی نیست و سازمان را به سیاست آلوده نخواهد کرد. البته اگر هدف تان استفاده سیاسی از این سازمان است (که مطمئناً نیست!) پیشنهاد می کنم که درنگ نکنید همین امروز فرد مورد نظر تان را بر مسند این سازمان بنشانید!.

و اما کلام پایانی ام خطاب به برخی از هنرمندان است!

البته بد نیست که اعضای محترم شورای شهر نیز بر این موضوعات دقت نظر بیشتر داشته باشند و ببینند که در پشت پرده جریانات چه می گذرد! اخیراً اخباری در برخی از سایت های خبری منتشر شد در خصوص امضاء طومار اعتراض آمیز هنرمندان به عملکرد آقای قانع! در اخبار اعلام شد که این طومار بالغ بر دویست امضاء دارد! اما علیرغم اینکه بارها صحبت از طومار به میان آمد هیچ نامی از امضاء کنندگان طومار و یا تصویری از آن منتشر نشده است!

جمع کنندگان امضاء ها همان تبلیغاتچی هایی هستند که با روی کار آمدن قانع در سازمان، دست شان از منابع مالی و پای شان از سازمان قطع شده است. بد نیست که بدانید این تبلیغاتچی ها برای جمع کردن امضاء دست به ناصواب ترین کارها زدند. از دروغ و تهمت و افتراء گرفته تا منافق بازی و…

بطور مثال چند تن از دوستان هنرمند برای نگارنده تعریف کردند، زمانی که برای گرفتن امضاء نزد ما آمده بودند هرگونه تهمت و دروغی که بود به سازمان و شخص قانع نسبت دادند. بطور مثال گفتند اعتراض ما به قانع این است که در بودجه پیشنهادی سال ۹۴ سازمان مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان برای حق مشاوره در نظر گرفتند. که این کذب محض است.

و یا گفتند قانع تمام بودجه سازمان را صرف هیئت های مذهبی می کند و قرار است مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به هیئت های مذهبی کمک کند! که این هم کذب محض است. بر فرض مثال چنین چیزی صحت داشته باشد که صد البته ندارد، مگر شما مخالف مذهب و دین و اسلام اید؟ مگر امور مذهبی جزئی از فرهنگ محسوب نمی شوند؟

از دیگر دروغ هایی که برای جمع کردن امضاء از هنرمندان گفتند، این بوده هر فردی که با همکاری سازمان اجرای نمایش و یا کنسرت موسیقی و… داشته حتماً می بایست ۵۰ تا ۱۰۰ عدد بلیط رایگان به سازمان بدهد! که از اساس این حرف صحت ندارد. اگر کسی وجود دارد که چنین درخواستی از او شده، اعلام نماید. سازمان فقط در مواردی که با افراد تهاتر نموده از آنها بلیط گرفته است. یعنی از قبل توافق نموده و ما به ازای خدماتی که ارائه می دهد از آنها بلیط می گیرد.

و یا به دروغ گفتند که برای ساخت سه دقیقه آهنگ ِ یک تیزر مبلغ ۷ میلیون تومان پرداخت شد! و یا یک خبرگزاری اخبار خود را از داخل این سازمان با اینترنت بیت المال بارگذاری می کند! که این دو موضوع نیز به هیچ عنوان صحت ندارد.

در اینجا لازم است از این افراد تبلیغاتچی سوال شود؛ چرا قبل از ورود قانع به سازمان، چندین مورد قرارداد نامتعارف با برخی از افراد بسته شد هیچ اعتراضی نکردید!؟
.
اعضای محترم شورای شهر رشت!

بد نیست که بدانید تبلیغاتچی هایی که دوره افتادند و علیه قانع امضاء جمع کردند، عکسی از قانع و یکی از فرمانداران سابق رشت که امروزه شایعه شده قصد کاندیداتوری در مجلس را دارد در دست گرفتند و ادعا کردند که قانع از پول بیت المال برای او کار انتخاباتی می کند! و در صورتی که آن عکس برای جشن میلاد امام زمان در سال گذشته بود (زمانی که هنوز قانع در سازمان سمتی نداشت) گفتند این مربوط به جشن اخیری است که سازمان فرهنگی برگزار نمود!

و یا بد نیست که بدانید از دیگر دروغ هایی که به قانع نسبت دادند این بود که وی از بیلبورد های تبلیغاتی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری استفاده های بی ربط می کند که هیچ گونه ارتباطی با سازمان ندارد!؛ این در حالی است که سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری اصلاً استند و یا بیلبوردی در اختیار ندارد که بخواهد در اختیار افراد غیر قرار دهد!

ایکاش برخی از اعضای شورای شهر رشت و رسانه های وابسته به طیف خاص این موضوع را می دیدند که قانع در چه وضعیتی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری را تحویل گرفت و چه کارهای بزرگی در این مدت انجام داد. ای کاش فراموش نمی کردند که سازمان در زمان تحویل دادن به قانع حدود ۵۰۰ میلیون تومان بدهکار بود. کاش… کاش… و دهها کاش دیگر.

نویسنده: آرش شعاع شرق