دکتر محمد معین ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ شمسی در رشت ، در خانواده ای از علمای روحانی متولد شد . خیلی زود ( در شش سالگی ) پدر و مادر را به فاصله ی یک هفته از دست داد و تحت سرپرستی جد پدری اش ، شیخ محمد تقی معین العلما پرورش یافت . وی از […]

دکتر محمد معین ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ شمسی در رشت ، در خانواده ای از علمای روحانی متولد شد . خیلی زود ( در شش سالگی ) پدر و مادر را به فاصله ی یک هفته از دست داد و تحت سرپرستی جد پدری اش ، شیخ محمد تقی معین العلما پرورش یافت . وی از همان دوران کودکی از نوابغ و استعدادهای دوران بود . وقتی به کلاس سوم دبستان وارد شد پس از چند ماه او را به کلاس پنجم فرستادند و زمانیکه به پایه دبیرستان رسید او را به خاطر داشتن سن کم از ورود به دبیرستان منع کردند لذا ناچار شدند شناسنامه ی او را با چهار سال اختلاف ، بیشتر بگیرند تا مانعی برای ورود به مدرسه نداشته باشد .

وی زمانی که ۱۷ سال داشت به ریاست دانشسرای مقدماتی اهواز منصوب شد . در سال ۱۳۲۱ در سن ۲۴ سالگی با نوشتن رساله ی « مزدیسنا و تاثیر آن بر ادب پارسی » نخستین کسی شد که دکترای زبان و ادبیات فارسی را دریافت کرد .

در سال ۱۳۲۴ طبق تصویب مجلس شورای ملی و به توصیه ی علامه قزوینی ، همکاری با علامه دهخدا را در تنظیم لغت نامه شروع کرد و معاون او در کار لغت نامه شد و پس از وی ریاست سازمان لغت نامه را به عهده گرفت . معین به موازات مسئولیت لغت نامه دهخدا ، در سال ۱۳۳۸ دست به کار دشوار دیگری زد : « تاَلیف فرهنگ فارسی » .

دکتر محمد معین با زبان های اوستایی ، پارسی باستان ، پهلوی ، عربی ، فرانسوی ، انگلیسی ، آلمانی ، لاتین و سانسکریت آشنایی داشت . در اواخر چاپ کتاب فرهنگ فارسی بود که با بیماری روبرو شد و جلد چهارم و ششم ( اعلام ) این کتاب به همت دوست و همکارش ، دکتر سید جعفر شهیدی به چاپ رسید .

دکتر معین در شهریور ۱۳۴۵ ریاست کمیسیون ادبیات و هنر را در کنگره ی جهانی ایران شناسان به عهده داشت و به مدت یک هفته در ترکیه به سر برد . او برای تنظیم سخنرانی های این کنفرانس کاری شبانه روزی و توان فرسا را به عهده گرفت که شاید مقدمه ای شد برای بروز بیماری وی .

استاد برجسته ی ادب فارسی دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران یک روز پس از مراجعه به ایران و در هنگام تدریس در کلاس درس دچار سکته شدند و کمی پس از آن به اغما فرو رفتند . این حالت دکتر معین حدود پنج سال طول کشید و عاقبت در ۱۳ تیر ۱۳۵۰ چشم از دنیا فرو بست .

برخی از تاَلیفات دکتر معین عبارتند از :

– ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد ( تالیف )

– یادنامه پورداود

– مزدیسنا و ادب فارسی

– تصحیح برهان قاطع ( ۵ جلد – محمد خلف تبریزی )

تصحیح چهرمقاله نظامی عروضی

و …….

مقالات متعددی از دکتر معین در نشریات گوناگون به چاپ رسیده بود که این مقالات توسط فرندشان ، دکتر مهدخت معین گردآوری و تاکنون در ۵ جلد منتشر شده است . یکی از این مقالات با عنوان « علامه ی معاصر ، آقای محمد قزوینی » که در سال ۱۳۲۴ در سالنامه ی پارس ، شماره ۲۰ انتشار یافته بود در این مجال به نظر علاقه مندان خواهد آمد . البته قابل ذکر است که بخش اعظمی از مقاله چاپ میشود و برخی نوشته ها به دلیل طولانی شدن حذف می گردد :

«  نام ایشان محمد ، فرزند عبدالوهاب ، فرزند عبدالعلی قزوینی می باشند . پدر ایشان ( متوفی به سال ۱۳۰۶ قمری ) یکی از نویسندگان چهارگانه « نامه دانشوران » بوده است که ترجمه احوال نحویان و لغویان و ادیبان و فقیهان غالباً به وی محول می شده و نامش در دیباچه ی کتاب مزبور ثبت است و ترجمه ی مختصری از احوال وی نیز در کتاب « المآثر والاثار » تاَلیف اعتمادالسلطنه محمد حسن خان مسطور است .

آقای قزوینی در ۱۵ ربیع الاول سال ۱۲۹۴ قمری در طهران متولد شدند و علوم متداوله ی اسلامی را در طهران فرا گرفته اند : صرف و نحو را نزد پدر خود و نیز نزد مرحوم حاجی سید مصطفی قنات آبادی در مدرسه ی معیرالممالک و نیز نزد سمی او مرحوم حاجی سید مصطفی قاینی در همان مدرسه و فقه را نزد استاد اول و نیز مرحوم حاجی شیخ محمد صادق طهرانی مدرس مدرسه ی مزبور و فقه خارج را در محضر مرحوم حاجی شیخ فضل الله نوری و کلام و حکمت قدیم را نزد مرحوم حاجی شیخ علی نوری در مدرسه ی خان مروی و اصول فقه را نزد مرحوم ملا محمد آملی در مدرسه ی خازن الملک و اصول فقه خارج را در محضر مرحوم حاجی میرزا حسن آشتیانی فرا گرفته اند .

از میان این همه علوم ، از آغاز تحصیل شوقی شدید در ادبیات عربی در خود احساس می کردند و بیشتر دوران جوانی را در شعب مختلفه ی این فن به خصوص نحو ، صرف کرده اند .

علاوه بر استادان مذکور از محضر شیخ هادی نجم آبادی ومرحوم شیخ محمد مهدی شمس العلما قزوینی عبدالرب آبادی ، یکی از موَلفین نامه ی دانشوران و از فضلای معروف عصر خود و مرحوم سید احمد ادیب پیشاوری از مشاهیر ادبای عدیم النظیر قرن حاضر و مرحوم شیخ عبدالرسول پدر مرحوم علی عبدالرسولی ناشر دیوان خاقانی و غیر هم نیز استفاضه ی بسیار نموده اند .

در اوایل سال ۱۳۲۲ قمری آقای میرزا احمد خان وهابی ، برادر ایشان که آن گاه در لندن بودند ، چون شوق وافر ایشان را به دیدن نسخ کمیاب کهن می دانستند تشویقشان کردند که به لندن سفری کنند و از کتابخانه ی بزرگ پایتخت دولت بریتانیا دیدن نمایند . ایشان نیز بی درنگ در پنجم ربیع الثانی ۱۳۲۲ از تهران حرکت کردند و از راه روسیه و آلمان و هلند به لندن رفتند . پس از مشاهده عظمت کتابخانه آن شهر و تاَمل در آن همه نفایس کتب کمیاب از عربی به فارسی و غیره ، شوق مطالعه ی آنها چنان بر ایشان غلبه کرد که بی اختیار خیال اهل و خانواده و وطن را موقتاً از یاد بردند ، در حدود دو سال در لندن بسر بردند و در آن جا با بعضی از خاورشناسان نامی که اسامی آنها بعد از این خواهد آمد ، آشنا شدند . در آغاز سال ۱۳۲۴ قمری از طرف امنای اوقاف گیب تصحیح و چاپ تاریخ جهانگشای جوینی به معظم له پیشنهاد گردید ، ایشان نیز پذیرفتند ، در ماه ربیع الثانی سال ۱۳۲۴ قمری از لندن به پاریس که در آنجا نسخ متعدده از کتاب مزبور موجود است حرکت کردند و تا پایان سال ۱۳۳۲ قمری در آن شهر اقامت گزیدند و با بعضی از خاورشناسان فرانسه نیز آشنایی یافتند .

در اواخر سال ۱۳۳۳ به واسطه ی بروز جنگ جهانگیر اول ( ۱۹۱۴ – 1918 ) که در جریان امور وقفه ای حاصل شده بود و مخصوصاً بواسطه ی اینکه دولت فرانسه من باب احتیاط بسیاری از نسخ مهمه ی کتابخانه ها و آثار باستانی موزه ها را به خارج پاریس انتقال داده بودند ، دیگر ادامه ی کارهای ادبی و تاریخی برای اشخاصی که به این قبیل کارها اشتغال داشتند ممکن نبود ، از این رو به پیشنهاد آقای حسین قلی نواب ، که در پاریس بودند و در همان اوقات به سمت وزارت مختار ایران در آلمان منصوب شده بودند ، در ۱۴ ذی الحجه ۱۳۳۳ ( ۲۳ اکتبر ۱۹۱۵ ) از پاریس حرکت کرده ، در مصاحبت آقای نواب چهار روز بعد وارد برلن شدند .

اندکی پس از ورود ایشان به برلن ، دخول و خروج از خاک آلمان بکلی مسدود گردید و مدت اقامت ایشان در پایتخت آن کشور به چهارسال و نیم کشید و تا یکی دو سال بعد از پایان جنگ در آلمان بودند تا پس از رفع موانع در ۱۲ جمادی الاخر ۱۳۳۸ از برلن حرکت کرده از راه سوییس پس از چهار روز وارد پاریس شدند و به کارهای سابق خود که عمده آنها ادامه طبع تاریخ جهانگشای جوینی بود مشغول شدند .

آقای قزوینی در مدت این اقامت ثانوی خود در پاریس بر حسب پیشنهاد مرحوم تیمورتاش در سفر اول آن مرحوم به پاریس ( در سنه ۱۹۲۸ میلادی ) که از ایشان خواهش نمود عکس عده ای از نسخ مهمه فارسی و عربی راجع به ایران را که در کتابخانه های اروپا موجود است به انتخاب خودشان برداشته به وزارت معارف بفرستند ، این عمل را انجام دادند و متدرجاً از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۸ هیجده نسخه از آن قبیل کتب را که اسامی آنها بعد از این مذکور خواهد شد ، از هر کدام چند دوره که مجموعاً گویا قریب هشتاد مجلد است عکس برداشته به تهران فرستادند .

در سال ۱۳۱۸ شمسی به واسطه بروز جنگ جهانگیر دوم ناگزیر شدند که اروپا را ترک کنند و از راه سوییس ، ایتالی ، یوگسلاوی ، بلغارستان ، استانبول ، آنکارا ، حلب ، موصل ، کرکوک ، خانقین ، در هفتم مهرماه همان سال به تهران وارد شدند

استاد علامه در مدت اقامت خود در تهران به تصحیح و تحشیه ی بعضی کتب از جمله ( دیوان حافظ ) و ( شدالازار ) پرداخته اند که نخستین به چاپ رسیده و دومین تحت طبع است .

رابطه ی ایشان با خاورشناسان  دانشمند معظم در مدت اقامت خود در اروپا با بسیاری از خاورشناسان و دانشمندان آشنایی یافتند از آن جمله :

( به دلیل طولانی بودن معرفی های افراد ، فقط به ذکر اسامی بسنده می کنیم )

از خاورشناسان انگلیسی :

پروفسور بوان – مستر الس – مستر امدروز – پروفسور ادوارد برون – سردنیزن راس – مار گلیوث

از خاورشناسان فرانسه :

دانشمند فقید هرتویک درنبورک – استاد میه – کلمان هوارت – پل کازانو – گابریل فران – آقای لویی ماسینیون  – آقای هانری ماسه – ادگارد بلوشه – آقای پل پلیو .

از خاورشناسان آلمان :

استاد مارکوارت – دکتر برنهارد موریتز – استاد هارتمن – استاد مان – استاد میتو وخ – استاد فرانک – سباستیان بک .

از خاورشناسان روس :

ولادیمیر مینورسکی .

 

آثار قزوینی :

آثاری که توسط آقای قزوینی تصحیح یا تاَلیف یا ترجمه شده و به طبع رسیده از قرار ذیل است : ( از توضیحاتی که درباره هرکتاب شده خودداری شده است زیرا ذکر این مطالب به طولانی شدن مقاله می انجامد لذا کسانی که علاقه مندند مقاله مورد نظر را به طور کامل مطالعه نمایند به کتاب گزیده مقالات دکتر معین جلد پنجم مراجعه نمایند )

۱-      طبع و تصحیح مرزبان نامه

۲-      طبع و تصحیح المعجم فی معاییر اشعار العجم

۳-      طبع و تصحیح چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی

۴-      طبع و تصحیح تاریخ جهانگشای جوینی

۵-      طبع و تصحیح دیوان حافظ شیرازی

۶-      طبع و تصحیح کتاب شدالازار فی حط الاوراز عن زوار المزار

۷-      بیست مقاله – جلد اول

۸-      بیست مقاله – جلد دوم

۹-      مقدمه تذکره الشعرا از عوفی

۱۰-   رساله ای در شرح حال مسعود سعد سلمان

۱۱-   مقدمه تذکره الاولیا شیخ عطار

۱۲-   مقدمه های دوازده کتاب ذیل : مجمل التواریخ – الابنیه عن حقایق الادویه – تاریخ بیهق – التوسل الی الترسل – عتبه الکتبه – زین الاخبار – تتمه صوان الحکمه – مونس الاحرار – دواوین شعرا سته – حدود العالم – سمط العلی و منافع حیوان .

۲۴ – طبع و تصحیح مقدمه قدیم شاهنامه

۲۵ – مقاله تاریخی و انتقادی راجع به کتاب نفثه المصدور

۲۶ – رساله ممدوحین سعدی

۲۷ – رساله در شرح احوال شیخ ابوالفتوح رازی .

( کتاب دیگری که عکس آن توسط آقای قزوینی به ایران فرستاده شد ) التدوین فی اخبار قزوین یا فی ذکر اهل العلم بقزوین ، تاَلیف امام الدین ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد بن عبدالکریم رافعی قزوینی متوفی در سنه ششصد و بیست و سه هجری از مشاهیر فقها شافعیه و موَلف کتاب مشهور « العزیز فی شرح الوجیز » که شرحی است بسیار مبسوط و مفصل بر « وجیز » غزالی در فروع شافعیه و از کتب اساسی فقه شافعی است .

نسخ کتاب التدوین فی اخبار قزوین کمیاب است . یک نسخه ی نفیسی از آن در موزه ی بریتانیا و دو نسخه در استانبول و یک نسخه در اسکندریه موجود است ، عکس حاضر از روی عکسی که خود مصری ها سابقا ً از روی نسخه ی اسکندریه برداشته اند و جزو کتب کتابخانه ی ملی قاهره است برداشته شده در سنوات ۱۹۳۶ – 1937 در دو دوره و هر دوره ۵۱۸ صفحه است ، و بعدها در پاریس از روی همین عکس مصری آقای قزوینی یک دوره دیگر عکس برداشتند ، و چون هنوز این اوراق عکس تجلید نشده است معلوم نیست هر دوره چند مجلد خواهد شد ، معظم له پس از دریافت اوراق عکس این کتاب مشغول مرتب کردن آنها و برداشتن یادداشت های متفرقه از آن به قصد تهیه ی مقدمه برای این کتاب بودند که فجاَتاً اوضاع دنیا بواسطه ی شروع جنگ فعلی به هم خورد و چون بعد از شروع جنگ توقف در پاریس برای خارجی ها امثال ایشان بسیار مشکل و تقریبا ً از حیز امکان بیرون بود لهذا در اواخر سپتامبر ۱۹۳۹ خانه و زندگی و کتاب ها و همه چیز دیگر را آن جا گذارده با خانواده از پاریس به تهران حرکت نمودند ( که هنوز آنجا هستند ) و اوراق عکس های این کتاب همچنان نامرتب و غیر مجلد در پاریس ماند و در نتیجه هیچ یک از سه دوره ی این کتاب تاکنون تحویل وزارت فرهنگ داده نشده و اتمام این کار موکول مانده به ختام جنگ و امکان دسترسی به آن اوراق . »

 

نویسنده: فرشته پیشقدم – کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی