الف- اباحه‌‌گری ناشی از شهوت عملی منظور از شهوت عملی این است که شخص مباحی، با علم به حرمت و با آگاهی از ممنوعیت قانونی و شرعی و حتی با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفی اعمال ناشایست، ارزش‌ها و روش‌های متعارف اخلاقی را رعایت نمی‌نماید. دنیاطلبی، لذت‌طلبی، تنوع‌طلبی، تن‌آسایی، حرص،‌ استعلاء و استکبار […]

الف- اباحه‌‌گری ناشی از شهوت عملی

منظور از شهوت عملی این است که شخص مباحی، با علم به حرمت و با آگاهی از ممنوعیت قانونی و شرعی و حتی با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفی اعمال ناشایست، ارزش‌ها و روش‌های متعارف اخلاقی را رعایت نمی‌نماید. دنیاطلبی، لذت‌طلبی، تنوع‌طلبی، تن‌آسایی، حرص،‌ استعلاء و استکبار و استغناء، عجول بودن و تنها در پی منافع آنی و عاجل گشتن، منافع مقطعی و موقت را که به حسب ظاهر آسان، ارزان و نزدیک می‌آید و نیازی به صبر و سعی و ثبات و استقامت و صلابت ندارد بر مصالح مستمر و پایدار ترجیح دادن، همه از مظاهر شهوت عملی و تبعیت از هوای نفس‌اند:

۱- ان یتبعون الا الظن و ما تهوی الانفس، افرایت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم.

۲- جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا فانظر کیف کان عاقبه المفسدین، بل الانسان علی نفسه بصیره ولو ألقی معاذیره، و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاء هم العلم بغیاً‌ بینهم، فما اختلفوا الا من بعد ما جاءتهم العلم بغیاً‌ بینهم، ما تفرقوا الا من بعد ما جاء هم العلم بغیاً‌ بینهم، یجادلونک فی الحق بعد ماتبین، و کان الانسان اکثر شیء جدلاً.

۳- ان الانسان لیطغی ان راه استغنی، ان الذین یجادلون فی آیات الله بغیر سلطان اتاهم ان فی صدورهم الا کبر ماهم ببالغیه.

۴- و یدعوا الانسان بالشر دعائه بالخیر، و کان الانسان عجولا، خلق الانسان من عجل، کلا بل تحبون العاجله و تذرون الاجله، قال یا قوم بم تستعجلون بالسیئه قبل الحسنه، یستعجلونک السیئه قبل الحسنه.

۵- زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه، زین للذین کفروا الحیاه الدنیا، انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم، یریدون الذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلاً عظیماً، راس الافات الوله باللذات.

چنین کسانی را که غرور و غفلت، شهوت و شهرت و شیطنت سبب شده است که با یقین به حق، حق را انکار کنند و از عمل به حق استنکاف ورزند، ابتدا باید با قول لین و موعظه به راه حق هدایت نمود. لکن نمی‌توان و نباید به نام تساهل و تسامح امربه معروف و نهی ازمنکر را در مورد آنها نادیده گرفت:

– لا تکن خصیماً للکافرین
– ولا تجادل عن الذین یختانون انفسهم
– و لا تتبع اهوائهم
– فان ترضوا عنهم فان الله لا یرضی عن القوم الفاسقین

در نهایت، بسط قسط، اقامه عدالت، برقراری امنیت و حفظ نظم و نزاکت عمومی اقتضا می‌کند که با چنین کسانی، مواجهه قانونی صورت گیرد تا موانع ایجاد جامعه سالم برطرف گردد و زمینه‌های مساعد برای شکوفایی و رشد استعدادهای انسانی فراهم آید؛ گو این که در همان موارد مواجهه قانونی در راستا و در قلمرو و قواعد حقوق اسلامی از قبیل تدرءالحدود بالشبهات، قاعده قبح عقاب بلابیان، قاعده اضطرار، قاعده التغریر بما یراه الحاکم من المصلحه و بسته به سوابق مرتکب و وضعیت روحی و شرایطی که تحت آن شرایط، جرم واقع شده است باید مراتب تعلیق مجازات، تخفیف مجازات، تبدیل مجازات به مجازات مناسب و نهایتاً‌ عفو او با توجه به ندامت و توبه و اذن ولی‌فقیه، رعایت گردد.

ب- اباحه‌‌گری ناشی از شبهه نظری

شبهه نظری گاهی ناشی از این جهت است که معانی و مبانی دستورالعمل‌های دینی و اخلاقی، متناسب با فهم مخاطب، در قالب زبان روز و با روش‌های نافذتر، تبلیغ و تبیین عقلانی نمی‌شود. باید کوشید که افق فکر و استوای فهم عمومی، از افق مادیات و حواس ظاهری فراتر رود و قلمرو هستی را شهوداً گسترده‌تر از ماده و مادی ببینند. عموم مردم باید از صمیم ذات معتقد و متقاعد باشند که کمال انسان به لذت‌پرستی نیست، سعادت را با لذت و تمتعات دنیوی و جسمی مساوی ندانند و یا حداقل این که لذت را محدود به لذت حسی و لذت غریزی ندانند. باید میان محدودیت و محرومیت تمایز آشکار قایل شوند و هر محدودیتی را لزوماً به معنای محرومیت ندانند. باید مصالح جمعی و جاری را بر منافع فردی و راکد خود ترجیح دهند، باید یقین پیدا کنند که دین نه عقل ستیز است نه عقل‌گریز، بلکه تمامی اخلاق و احکام اسلامی مبتنی بر دریافت‌های فطری و حکم مسلم است، باید یقین پیدا کنند که غرض از تشریع و تقنین احکام شرعی و ضوابط قانونی، غرضی است که به عامل بر می‌گردد نه به شارع. باید به آنان آموخت که تکلیف شرعی، از مقدمات و مقومات نیل به کمال است. باید بدانند که تکلیف به معنای تضییق وایجاد کلفت نیست، بلکه برعکس موازین و مضامین شرعی قفل و زنجیر اسارت نفس را از دست و پای انسان باز می‌کنند و برمی‌گیرند: «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال اللتی کانت علیهم.» باید دین را در بیان، شیوا و در عمل، شیرین بیابند.

آنان که حقیقت را دست نایافتنی می‌دانند و با تشکیک‌های پی در پی، در پی تبدیل یقین دیگران به شک‌اند و برای یقین سابق از دست‌رفته هیچ یقین لاحق و بدیلی را قرار نمی‌دهند و می‌کوشند که یقین را مباین واقعیت جلوه دهند و برای مبانی منطقی و واقع‌نمایانه یقین، هیچ اعتباری قایل نیستند ونزدیک شدن(نه نایل شدن) به حقیقت را صرفاً در گرو آزمون تجربی می‌دانند- اگرچه مورد آزمون از اموری باشد که اولین تجربه مساوی با آخرین تجربه است، آنان که می‌کوشند عدالت و اخلاق را از بزرگ‌ترین ضمانت اجرای آن، یعنی دین، جدا و مجزا سازند و تعالیم دینی را نسبت به مسایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ناکارآمد و یا بی‌طرف جلوه دهند، دانسته یا ندانسته به اباحی‌گری دامن می‌زنند. اندیشه و اخلاق را نسبی دانستن و پشتوانه‌های بینشی ارزش‌ها را نادیده گرفتن(عدم ارتباط منطقی میان جهان‌بینی و ایدئولوژی) سلاحی سمی و مهلک است و راه را برای توجیه اباحی‌گری هموار می‌سازد.

از سوی دیگر مبلغان اسلامی و دستگاه‌های تبلیغ و آموزش دین و فرهنگ توجه کنند که از حیث ارایه استدلال‌های نظری، و محاسن و نقاط قوت نظام‌های سیاسی و اقتصادی و مدیریتی غیردینی را نادیده گرفتن و به نحو سالبه کلیه منکر جمیع خدمات و حسنات نظام‌های سکولار شدن و هیچ نقطه قوت و نکته روشن در آن نظام‌ها ندیدن، همه و همه، سبب می‌شود که مبلغان و دستگاه‌های تبلیغی درمظان این اتهام قرار گیرند که متعصب و متصلب‌اند و به دنبال کشف حقیقت نیستند. برخی از مبلغان دینی با تندی و درشتی سخن می‌گویند و با خشونت عمل می‌کنند و همواره دافعه‌ها را بر جاذبه‌های دین غلبه بخشیده‌اند و فراموش کرده‌اند که وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله کسانی را برای تبلیغ اسلام به این سو و یا آن سوی مدینه اعزام می‌نمود به آنها توصیه می‌فرمود: «یسرو لاتعسر، بشر و لاتنفر»

پاره‌ای از اشخاص حقیقی و حقوقی، از دین چهره‌ای را نشان می‌دهند بسیار خشک، ایستا، غیرقابل انعطاف و غیرقابل انطباق با مقتضیات زمان و اسف‌بارتر این که خود نیز به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند (اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم، یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون.»

تاثیر منفی و مخرب برخی مدیران و کارگزاران نظام اعم از روحانی و غیرروحانی که به قناعت و مناعت طبع و ساده‌زیستی و خدمت به خلق اعتنایی نمی‌کنند کمتر از کسانی نیست که مستقیماً به تبلیغ دین پرداخته و کمتر بهره‌‌ای از دین‌ورزی برده‌اند. آمر به معروف باید پیش‌تر، عامل به معروف باشد و ناهی از منکر باید خود تارک و متناهی از منکر باشد.

مردم باید در مدیران و مسئولان نظام عملاً آثار زهد و ورع را مشاهده کنند و جد و جهد آنان را در مسیر دینداری و خدمت به خلق و اقدام به خیر از نزدیک احساس کنند: «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فان ذلک داعیه.»

گروه‌های مرجع که عمدتاً‌ روحانیون و صاحبان مقامات دولتی هستند و به دلیل برخورداری از علم و سمت، بالاترین گروه‌های اثرگذار محسوب می‌شوند، باید این امر خطیر و پرمخاطره را همواره درنظر داشته باشند که چشم مردم به سلوک و سیره عملی آنها است. امر به معروف و نهی از منکر وقتی کمال تأثیر را دارد که از سوی علمای ربانی به صورت عملی صورت گیرد:

– لولا ینهاهم الربانیون و الاحبار عن قولهم الاثم و اکلهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون.
– فلولا کان من القرون من قبلکم اولو بقیه ینهون عن الفساد فی‌الارض.

زهدفروشی، دین فروشی و مستأکل به علم بودن، از مواضع آسیب‌پذیری جدی برای حکومت‌های دینی محسوب می‌شود. نباید برای حفظ موقعیت ممتاز اقتصادی و اجتماعی فردی، حق را نادیده گرفت و بدون در نظر گرفتن ملاک‌های الهی، صرفاً خوشایند این کس و یا آن گروه را ملاک عمل قرار داد. آنان که خط و ربط‌های سیاسی خود را به دین منتسب می‌نمایند و بدین وسیله به حفظ موقعیت سابق و تحصیل جایگاه اقتصادی بالاتر می‌پردازند مصداق اتم و اکمل مستأکلان به علمند:

– ویل لمن طلب الدنیا بالدین ویل له
– انما المستأکل بعلمه الذی یفتی بغیر علم و لا هدی من الله عزوجل لیبطل به الحقوق طمعا فی حطام الدنیا.

مطابق روایت اخیر که از امام صادق علیه السلام نقل شده(معانی الاخبار، ج۱، ص۱۸۱) بدعت‌گذاران و آنان که بدون تفقه در دین و بدون مستند اطمینان‌بخش شرعی، حرام خدا را حلال می‌کنند و فتوا به اباحه و حلیت محرمات می‌دهند تا محبوبیت و موقعیت ممتاز دنیوی کسب کنند نیز مستأکل به علمند و پر واضح است که اصولیین شیعه و اکثر قریب به اتفاق حقوقدانان امامیه، به تاسیس اصولی از قبیل اصاله البرائه، اصاله الحلیه و اصالت الطهاره در نقطه مقابل اصاله از قبیل اصاله الخطر پرداخته‌اند و به هیچ وجه علاقه‌ای به تعمیم و توسعه قلمروی محرمات ندارند. لکن اگر حرمت و ممنوعیت یک عمل به نص قطعی شرعی و یا حکم قطعی عقلی ثابت باشد، در عدول از حکم حرمت، بدعت و جسارت به خرج نمی‌دهند و به صرف استحسان و احتمال، جانب احتیاط را فرو نمی‌گذارند. کما این که نمی‌توان با توسل به احتیاط، آداب و رسوم و عرف محلی عرب صدر اسلام را بر اصل اسلام تحمیل نمود و عرضی عصر نزول را ذاتی و عصاره دین اسلام پنداشت. این احتیاط اخیر نیز خود خلاف احتیاط است.

فقر و فشار اقتصادی و بیکاری از مهم‌ترین عوامل اباحه‌گری در جامعه است. سرقت، تقلب و کلاهبرداری، خیانت در امانت، اختلاس و ارتشاء و فحشا و قاچاق موادمخدر عمدتاً معلول فقر و فشار اقتصادی است. مشکل اشتغال که حل شود از مشکل فشار غرایز،‌ فحشا و فساد جنسی نیز کاسته می‌شود چرا که عمده دلیل بالا رفتن سن ازدواج و پایین آمدن آمار ازدواج، بیکاری و عدم تمکن نسبت به پرداخت هزینه‌های مالی ازدواج است.

در شرایطی قرار گرفته‌ایم که در مثلث «فرهنگ، اقتصاد، سیاست» ضلع فرهنگ شدیداً از ناحیه ضلع اقتصاد، مخدوش و شکننده شده است. شرایط و زمینه‌های اقتصادی انحطاط فرهنگی را به سرعت باید از میان برداشت. نابسامانی اقتصادی با انحطاط و انحراف اخلاقی رابطه‌ای مستقیم و غیرقابل انکار دارد.

مطابق تحقیقی که در زمینه گروه‌های مرجع صورت پذیرفته، گروه‌های ذیل در جامعه ایران، الگوساز و اثربخش می‌باشند:

۱- ورزشکاران
۲- هنرمندان
۳- بازاریان و تجار
۴- پزشکان
۵- روحانیان، اساتید دانشگاه، معلمان
۶- شاعران و ادیبان
۷- سیاستمداران و رؤسا و مسئولین دولتی
۸- محیط خانواده
۹- همکاران
۱۰-دوستان

از طرف دیگر، منابع معرفتی و منابع الگودهی(یعنی فضاها و اماکنی که گروه‌های الگوبخش در آنجا ظاهر می‌شوند) عبارتند از:

۱- کتب غیرمذهبی، اعم از درسی و غیردرسی، مطبوعات و مجلات
۲- کتب و مجامع دینی(جمعه و جماعت، مسجد و حسینیه، ادعیه و عزاداری)
۳- سینما، تئاتر، ماهواره، ویدئو، اینترنت،رادیوهای خارجی، کافی‌نت‌ها، کافی‌شاپ‌ها
۴- ورزشگاه‌ها و مسابقات ورزشی
۵- صداوسیما
۶- کلاس‌ها و فضاهای آموزشی و کاری در میان الگوسازان

 هنرپیشگان و خوانندگان و ورزشکاران بیشترین اثربخشی و محبوبیت را دارند واینان بخش عمده‌ای از منابع الگودهی، یعنی شماره‌های ۱،۳،۴،۵ را به خود اختصاص داده‌اند.

از منابع الگودهی باقی می‌ماند منبع شماره ۶، یعنی فضاهای آموزشی و کاری، در فضاهای آموزشی غیرهنری، علی‌القائده اساتید و معلمان اثربخش‌اند. لکن متأسفانه جمع معتنابهی از آنان به دلایل اقتصادی و سیاسی، انگیزه و یا حتی اندیشه مقابله با اباحه‌‌گری را ندارند و بعضاً ممکن است خود اساتید و معلمان، الگوی منفی باشند(در نحوه پوشش، آرایش، سخن گفتن و کردار خود.) در محیط‌های کاری عمدتاً تجار، پزشکان و مدیران الگوده و اثربخشند. اینان نیز نظر به ثروت و توانایی مالی که دارند معمولاً در زمینه تجمل‌گرایی و توجه به ظواهر و جواهر دنیا مرجع الگوگیری قرار می‌گیرند.

منزل‌های مجلل و پردکوراسیون که سالی یکبار هم برای مقاصد معنوی و عام‌المنفعه مورد بهره‌برداری قرار نمی‌گیرند، حساب‌های بانکی که به ندرت از آن حساب‌ها، جهت قرض‌الحسنه و کمک بلاعوض به محرومان و مستضعفان پول برداشت می‌شود و منشی‌هایی که معمولاً از جنس زن، جوان و با آرایش‌های غلیظ‌اند هریک الگوهای قوی محسوب می‌گردند. دوستان در کوچه و همکاران در محیط کار نیز معمولاً از بضاعت معرفتی و انگیزه‌های اباحه ستیزانه بی‌بهره‌اند و نیز از مروجان فرهنگ، ورزشکاران و هنرپیشگانند. بدین ترتیب چاره‌ای نمی‌ماند جز اینکه:

۱- در مجامع و کتب دینی، تبلیغ دین با روش‌های جالب و جذاب صورت پذیرد.
۲- نظارت بر شکل و شاکله مطبوعات، سینماها و تئاترها و ویدئو کلوپ‌ها تقویت شود.
۳- نظارت بر محیط‌های ورزشی و تقویت روحیه تقوا، پهلوانی و جوانمردی، قناعت، عفت و رشادت دینی و ملی در ورزشکاران.
۴- نظارت بر محیط‌های آموزشی و تقویت بینش‌ها و ارزش‌های دینی در استادان و معلمان(این نظارت در محیط‌های آموزش هنر و آموزش ورزش باید مورد اهتمام بیشتر باشد.) 
۵- تغییر و اصلاح کتاب‌های درسی غیردینی و گنجاندن مضامین دینی در آنها متناسب با رشته و موضوع تألیف.
۶- تجلیل و بزرگداشت شاعران و ادیبانی که مضامین دینی- ملی را متجلی و برجسته می‌سازند.
۷- تقویت نهاد خانواده(والدین و بزرگان خانواده به دلیل متأهل بودن و به دلیل اینکه انگیزه‌های دینی و هویت ملی در آنها بیشتر است باید در الگوبخشی مورد توجه خاص قرار گیرند.)
۸- صداوسیما با وجود اینکه تصفیه‌شده‌ترین مرکز آموزش عمومی است لکن در تبلیغات بازرگانی خود و در انتخاب پرسوناژ، دکوراسیون و چهره‌پردازی و پرهیز از تبلیغ تجمل‌گرایی باید حساسیت بیشتری به خرج دهد.

ذکر این نکته ضروری است که تقویت نظارت و بازرسی، به هیچ‌وجه به معنای برخورد سلیقه‌ای، برخورد فیزیکی و خشن و برخورد غیرقانونمند نیست. در نظارت و بازرسی، اصل اولی بر موعظه و حکمت و ملایمت و حسن‌خلق و رعایت اصل صحت و حسن ظن استوار است. هرگونه رسیدگی به تخلفات، تصفیه و تعدیل نیرو باید در مراجع ذی‌صلاح قانونی صورت گیرد.

نکته دیگر اینکه، به موازات اقدامات نظارتی باید آموزش‌های نظری و عملی در جهت اعتلای فرهنگ عمومی و تقویت هاضمه فرهنگی صورت گیرد. لکن در مسائلی که به غریزه جنسی باز می‌گردد، بازگذاشتن روابط زن و مرد به بهانه تقویت هاضمه فرهنگی، بسیار ساده‌لوحانه است.

نویسنده: سیدعباس تولیت