پنجشنبه گذشته ۱۷ دی، چهل ‌وهشتمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی بود. خیلی ها به او لقب پوریای ولی زمانه یا رستم دستان شاهنامه را دادند اما شاید بتوان گفت او نه رستم بود و نه پوریای ولی. او غلامرضا تختی بود. آری باز هم به هفدهم دی ماه رسیدیم تا بازار آقا تختی […]

پنجشنبه گذشته ۱۷ دی، چهل ‌وهشتمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی بود. خیلی ها به او لقب پوریای ولی زمانه یا رستم دستان شاهنامه را دادند اما شاید بتوان گفت او نه رستم بود و نه پوریای ولی. او غلامرضا تختی بود.

آری باز هم به هفدهم دی ماه رسیدیم تا بازار آقا تختی داغ باشد اما کاش مردم ما بخصوص ورزشکاران، به جای حرف زدن از نحوه و معمای مرگ او، درباره مرام آقا تختی حرف می زدند. مرام و مسلکی که به فراموشی سپرده شد، حتی دیدن عکس اقا تختی، بعد از این همه سال کوچ، باز متاثرمان می کند. متاثر از نبود مردی از جنس مردم – همان چیزی که همیشه آرزویش را در دل داشتیم.

هنوز هم مرام تختی مو به تن سیخ می کند چراکه پهلوانی از جنس اخلاص و جوانمردی بود، بعضی ها کشتی گیر بودنش را فراموش کردند. آقا تختی روحت شاد، اینجا روزگار با آن روزهای تو فاصله اش زیاد است، امروز ورزشکاران ما عکسهای آنچنانیشان در می آید و زندان می روند و ککشان هم نمی گزد، فقط بحث سوشا مکانی نیست، شاهین و شاهرخ بیانی دو ستاره دهه شصت فوتبال این روزها بر سر خانه کلنگی مادرشان برای هم شمشیر کشیده اند و بدتر اینکه در رسانه ها به هم می تازند، علی اکبریان ستاره استقلال درگیر مواد افیونی است و به اعدام محکوم شده است، کشتی گیری به جرم قتل عمد زندان است و قهرمانان بدنسازی یکی پس از دیگری کشته می شوند، باز هم بگویم ؟ نه آقا تختی دلش درد می گیرد. از آن بالا، همین که نگاهمان می کنی، عرق شرمش عذابمان می دهد.

آی تختی کجایی!

نویسنده: صاحب مقصودی