اکنون که در آستانه سالی جدید و نوروزی دیگر قرار گرفته ایم با کمی تامل میتوان در جای جای جامعه این واژه را عمیق تر احساس کرد. گروه گروه افرادی را در لایه های پنهان جامعه می بینی که بی هیچ نشانی در زیر پوست آن می گردند تا شاید شهروندی جامانده از حیات اقتصادی […]

اکنون که در آستانه سالی جدید و نوروزی دیگر قرار گرفته ایم با کمی تامل میتوان در جای جای جامعه این واژه را عمیق تر احساس کرد. گروه گروه افرادی را در لایه های پنهان جامعه می بینی که بی هیچ نشانی در زیر پوست آن می گردند تا شاید شهروندی جامانده از حیات اقتصادی و عاطفی را بیایند و رنجی را از او کاهش دهند و این چه زیباست که در سپهر اینچنین واژه ای مهربانی و انسانیت نمود می یابد.

و اما من و تو که یک شکم سیر حرف های از آن دست که گوش فلک را کر می کند برایمان باقی است، بیا با درک واقعیت ها و تغییر نگاهی که در آن ندیده ایم آنچه باید دیده می شد نگاه هایمان را به افق ها نشانه رویم و ببینیم آنچه را که باید دید.

بیاییم اینک همراه با تحول طبیعت تحولات زیرپوست این شهر را آنگونه بنگریم که وقتی چشم درچشم هم می شویم، دیگر نگران دختران و پسرانمان نباشیم و یا درد بیمارانمان را درمانی باشیم و دستان نیازی را که به سویمان دراز می شوند مهربانانه بفشاریم و هزاران کار نکرده ای که می تواند در این جغرافیای مهربانی سهمی از ما در خود جای دهد.

پس بیا دلواپس باشیم برای فردایی که اگر امروز به آن توجه نکنیم دیر خواهد بود، بیا در این سال نو، نوآورانه بیاندیشیم تا فردا برای همه زیباتر باشد!

نویسنده: یونس رنجکش