شنیده بودیم انتخابات مجلس دهم تمام شده است. بعضی ها می گفتند اتفاقا در رشت هم تمام شده است! اما گویا از نگاه عده ای دیگر بعد از گذشت یک هفته همچنان پرونده جنایت انتخاباتی!!! تعدادی از جوانان اصلاح طلب رشت باز است و در غیاب متهمان ردیف اول و دوم آن، قضات رسانه ای به قضاوت […]

شنیده بودیم انتخابات مجلس دهم تمام شده است. بعضی ها می گفتند اتفاقا در رشت هم تمام شده است! اما گویا از نگاه عده ای دیگر بعد از گذشت یک هفته همچنان پرونده جنایت انتخاباتی!!! تعدادی از جوانان اصلاح طلب رشت باز است و در غیاب متهمان ردیف اول و دوم آن، قضات رسانه ای به قضاوت آن پرونده نشسته اند! برخی به متهم ردیف اول پرونده یعنی علیرضا سحرخیز برچسب ها زده اند و چه بی انصافی ها که در حق وی روا نداشته اند و متهمان ردیف دوم یعنی اصلاح طلبان نزدیک به وی و رسانه منعکس کننده آن بیانیه تاریخی نیز محکوم به سکوت و الزام به عدم ادعای اصلاح طلبی می شوند! برخی هم در هر محفلی هم که نشستند حرمت شکسته و بدون لحظه ای تفکر، به سخن پراکنی های شرم آور پرداختند. اما از منظری دیگر صحبت از یک تاثیرگذاری دقیقه نودی و بررسی آن از زوایای مختلف اتفاقی مبارک در میان اصلاح طلبان گیلان به شمار می رود چرا که تلاشی در راستای واکاوی علل این اتفاق و نقد و بررسی انتخابات است و این نشانه هایی از یک بلوغ سیاسی را با خود به همراه دارد که نشان می دهد این بار قرار نیست بمانیم تا چهار سال دیگر… این بار پایان انتخابات، آغاز راه است نه پایان راه… شاید تاریک ترین نقطه، پیش داوری در برخی از نقدها باشد و روشن ترین نقطه را بتوان در آنجا یافت که علیرضا سحرخیز نشان داد با مجموعه ای از جوانان هم می توان اثرگذار بود.

برخی افراد به اصطلاح اصلاح طلب در گیلان با تاسف خوردن برای آن طیف جوانان اصلاح طلب، ناخواسته در راستای ایجاد شکاف عمیق تر در این جریان سیاسی گام بر میدارند و برخی انگار فراموش کرده اند که امروز کاندیدای مدنظر همه اصلاح طلبان راهی بهارستان شده و از سوی دیگر آن جوانان عصیانگر هم در برداشتن همزمان گام دوم و سوم و پیروزی جبار کوچکی نژاد موفق بوده اند. به جای آنکه جشن پیروزی رشک انگیزی برگزار کنند، آن طیف جوانان را قصاص قبل از جنایت می کنند که اگر چنین و چنان میشد چه؟ و در نقدهای رسانه ای و برخی هم در پیام های تلگرامی سعی در تحت فشار قرار دادن هرچه بیشتر آنها دارند! شاید هم برای برخی قابل هضم نیست که چند جوان، پا را از حد و حدودی که سایرین برایشان تصور و تجسم می کردند فراتر بگذارند و خواسته یا ناخواسته، تاثیرگذاری ملموسشان را به رخ برخی از بزرگان اصلاح طلبی گیلان بکشند!

برخی که اتفاقا منصفانه ترین نقد را در این بحبوحه سیاسی اصلاح طلبان گیلان داشته اند بیانیه حمایت طیفی از جوانان اصلاح طلب از گزینه دوم در کنار تک گزینه لیست امید را عملی انتحاری می نامند و البته برخی دیگر وامصیبتا سر می دهند آن هم با این توجیه که گزینه اشاره شده با لوایح دولت مخالفت کرده و یا از طیف مقابل است. اما سوال این است که اگر کوچکی نژاد نمی آمد چه اتفاقی می افتاد؟ آیا کرسی سوم رشت را برای غایبان اصلاحات رزرو کرده بودند و قرار بود با دعوت نامه تقدیم آنها کنند؟ بی تردید هیچکس مذاکرات پشت پرده مدعیان اصلاح طلبی را نمی تواند کتمان کند. همان ها که ما را با چوب ائتلاف با رقیب راندند اما خودشان با آن یکی رقیب می رفتند و می آمدند! اتفاقی که اگر بیش از این برملا شود به مراتب قبیح تر از اقدام شفاف این جوانان خواهد بود و اصلا به اعتقاد نگارنده اقدام آن طیف جوانان اصلاح طلب قباحتی نداشته و مصداق بارز دل به دریا زدن و تلاش برای به کرسی نشاندن اعتقادات و تفکراتشان بوده است.

ما معتقدیم مردم باید به خوبی بدانند آن مدعیان که ادعایشان گوش فلک را کرده است چون به خلوت رفته اند چه کرده اند… ما هرچه هستیم اهل ژست های روشنفکرانه، ادعاهای توخالی، شعاردادن، حرف های پوپولیستی و عوام فریبانه و تمامیت خواهی نیستیم. هرچه که هستیم شبیه همین ظاهرمان است. نگاهی آرمانگرایانه داشتیم. نگران دست دست کردن های بزرگان اصلاحات گیلان بودیم. نگران تاثیرگذاشتن افرادی بودیم که با هیچ استدلالی نمی توانستیم آنها را اصلاح طلب بدانیم. همان ها که استاد بدون چون و چرای راه اندازی جنگ روانی و تفرقه اندازی درون حزبی هستند و از نشانه های روشنفکری فقط عینکش را به همراه دارند و میزان روشنفکریشان را از میان پیام های خصوصیشان که اتفاقا خودشان در برخی گروه ها منتشر کرده اند می توان سنجید! و رفتارشان جای نقد و تحلیل فراوان دارد که در این مقال نمی گنجد.

هرچه بود گذشت اما حالا ما می توانیم سرمان را بالا بگیریم و در شهرمان راه برویم. ما در آینده از این انتخابات با افتخار برای فرزندانمان یاد می کنیم. چون رگ غیرتمان برای آینده چهار ساله شهرمان ورم کرد و برای به کرسی نشاندن اندیشه هایی که فکر می کردیم به نفع رشت و رشتی است از همان اندک اعتبارمان هزینه کردیم و در یک بزنگاه تاریخی، تصمیمی سرنوشت ساز گرفتیم و “بله قربان گو”ی بدون تفکر نبودیم. ما همچنان و تا همیشه اصلاح طلبیم و باز هم دست دوستی و همکاری به سوی تمام اصلاح طلبان دراز می کنیم و تمام توانمان را برای پیروزی اصلاح طلبان در ادوار آینده نیز به کار می بندیم. حالا ما ناملایمات را بیشتر چشیده ایم. ما فقط در شعار نگفته ایم بلکه نشان دادیم “ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم مااست.”/حرف تازه

نویسنده: بهنیا ثابت رفتار