حضرت فاطمه زهرا(س)، بانوی افتخار خاندان وحی مانند خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می‌درخشد، زنی که فضائل او هم‌تراز فضایل بی‌نهایت پیامبر مکرم اسلام (ص) و خانـدان عـصمت و طهـارت بـود. زنـی کـه هر کس با هر بینش درباره او گفتاری دارد اما تاکنون کسی از عهـده سـتایش او برنیامـده و احـادیثی کـه از خاندان […]

حضرت فاطمه زهرا(س)، بانوی افتخار خاندان وحی مانند خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می‌درخشد، زنی که فضائل او هم‌تراز فضایل بی‌نهایت پیامبر مکرم اسلام (ص) و خانـدان عـصمت و طهـارت بـود.

زنـی کـه هر کس با هر بینش درباره او گفتاری دارد اما تاکنون کسی از عهـده سـتایش او برنیامـده و احـادیثی کـه از خاندان وی رسیده به اندازه فهم مستمعان بوده و دریا را در کوزه نتوان گنجاند و دیگران هرچـه گفته‌اند به اندازه فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او.

فاطمه جان،
هر سال حوالی ِهمین روزها
پهلوی مادرانه تمام زنان زمین
بی‌گاه … تیر می‌کشد
سنگ‏‌ها بر سوگ تو ندبه می‏‌خوانند در غروبی که شانه‌هایت را شکسته بودند.
امروز، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بی‏‌حدیث حضور او، خاموش است.
 علی، شبانه یاس می‏‌کارد! شبانه، داغ دلش را به خاک می‏‌گوید؛
دوباره بغض حسن با حسین می‏‌گیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه می‏‌پیچد.
کجاست بانوی نور؟
تو را فاطمه می‌خوانم، ای بریده از تمام بدی‌ها که وجودت آینه‌ای پاک شده از زنگارهای غبار!
تو را زهرا می‌گویم که خورشیدوار بر وسیع‌ترین افقِ آسمان، می‌درخشی، بی‌آن که غروبی برای تو باشد.
تو را مبارکه می‌سرایم که آوازه برکت و کرامتت موج‌وار، اقیانوسِ هفت آسمان را به تلاطم می‌آورد.
تو را راضیه می‌خوانم که بین موج مصیبت‌ها و سختی‌ها، ایستادی و قایق زندگی‌ات همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد.
مرضیه می‌گویمت بانو! که زیستنِ تو، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو، همه همان بود که خدایت خواسته بود.
تو را طاهره می‌نامم، که ناب‌تر از شبنم‌های صبحگاهی بر گلبرگ تاریخ نشسته‌ای و پاک‌تر از همه بوستان‌های بهشت و زلال‌تر از کوثری.

امروز در فاطمیه‌ای به وسعت ایران، سر بر شانه «مظلومیت» می‌گذاریم و اشک می‌ریزیم.
هر چند در ایام فاطمیه، داغ ما تازه می‌شود، اما مرور بر این «فهرست غم»، ما را به فاطمه نزدیک‌تر می‌کند، قلبمان شفافیت زهره زهرا را بهتر لمس می‌کند، گریه‌ها، شفیع ما می‌شود، تا در آستان عترت، عزّت یابیم.

در ایام فاطمیه، دل‌های عاشق و بی‌قرار، «سرود غم» می‌خوانند و منظومه اندوه می‌سرایند.
«فاطمیه»، فصل و موسم تجدید داغ‌های علی است.

امروز رحیل رحلت، گوهر گران‌سنگی را از صدف حیات به معراج رسانیده و عاشقان و شیفتگان جوهر قدسیه را به سوگ نشانده و نخل حسرت در دل ارادتمندان و در دشت دوستدارانش به بار آمده است.

درود خدا بر یگانه بانویی که در عرش الهی محبوب ملائکه مقرب و هم‌کلام با برترین آنها و حامل علم خدا یعنی جبرئیل امین بود.
درود بیکران خداوند بر فاطمه(س) که بهجت قلب و نور چشم رسول(ص) و عزیزترین انسان‌ها در پیشگاه اوست

سلام بر تو؛ سلامی از دل کوچک و کم ارزش، اما سرشار از ارادت ما؛ سلامی به بلندای کرامت و اجابت بی‌انتهایت!

نویسنده: عنایت الله سلیمانی