مسجد در جامعه اسلامی فضای برای خودسازی و تکامل انسان­ها می­باشد. و خانه مکانی برای آرامش و امنیت انسان­ها در مقابل فضاهای کار و تفریح می­باشد. در جامعه اسلامی که سنت حاکم است، هر جزء از زندگی به اصول روحانی سنت اسلامی مرتبط می­باشد. در حقیقت هنرها و از جمله معماری، از مهم ترین و […]

مسجد در جامعه اسلامی فضای برای خودسازی و تکامل انسان­ها می­باشد. و خانه مکانی برای آرامش و امنیت انسان­ها در مقابل فضاهای کار و تفریح می­باشد.

چگونگی تجلی هنر اسلامی در خانه و مسجد

در جامعه اسلامی که سنت حاکم است، هر جزء از زندگی به اصول روحانی سنت اسلامی مرتبط می­باشد. در حقیقت هنرها و از جمله معماری، از مهم ترین و مستقیم ترین تجلیات اصول اسلامی هستند. هنر اسلامی باعث به وجود آمدن فضاها و محیطی می­شود که انسان بتواند به اصل اولیه خود برسد و بیان کننده آرامش، تعادل و صلح می­باشد. هنر اسلامی بازتابی از عالم روح و صورت وحی قرآنی است.

 

معماری اسلامی در تلاش است تا فضایی را به وجود آورد که متکی به خود است و در تمام حالات صفات فضا را متجلی می سازد. و در این رابطه مسجد به عنوان مکانی که تجلی­گاه ذات الهی می­باشد و خانه مکانی که انسان در آن به آرامش و امنیت می­رسد بهترین مکان ها برای تجلی هنر اسلامی می­باشند.

 

در این مقاله به بررسی چگونگی تجلی هنر اسلامی در خانه و مسجد می­پردازیم. این تحقیق به روش کتابخانه­ای به بررسی مسائل مربوط به این موضوع که شامل نشانه­ها و نمادهای هنر اسلامی در خانه و مسجد می­باشد می­پردازد.

 

واژه­های کلیدی:

معماری سنتی، هنر اسلامی، کعبه، مسجد، خانه

 

مقدمه:

بودن انسان در این جهان، مقدمه ای است برای بودن جاودان در جهانی دیگر و هدف از زیستن این انسان در این جهان، دست یافتن به بهشتی موعود است در جهانی دیگر، انسان سنتی در اشتیاق بازگشت به بهشت موعود، معماری می آفریند که بیش از آنکه محل سکنی گزیدن باشد، محل شدن و گذران است( عیسی حجت، به نقل از صدرالمتالهین، ۱۳۸۴، ص ۵۸). به همین منظور آموزش و هدایت انسان­ها از طریق معماری زمانی امکان­پذیر می­شود که معمار دارای صفاتی از حسن جمال خداوندی باشد و بتواند در خلق هنر، این محاسن و تجلیات را مد نظر قرار دهد و فضائی را بیافریند که در آن به آرامش و اصل خویش بازگردد. به همین منظور معمار مسلمان یکی از راه­هایی که بتواند به چنین نتیجه­ای برسد این بود، که از هنر اسلامی استفاده کرد. ساختمان مسجد به عنوان مهم ترین بنای ساخته شده در کلیه ادوار تاریخی معماری اسلامی و خانه به عنوان اولین بنای ساخته شده به وسیله بشر بهترین مکان­ها برای ایجاد چنین حس و حالت معنوی برای انسان­ها می­باشد. دلیل عمده انتخاب موضوع این تحقیق در خصوص ویژگی­های هنر اسلامی و تجلی آن در خانه و مسجد به همین خاطر می­باشد. البته باید متذکر شد که بررسی تمامی هنرهای اسلامی نیازمند وقت بسیار می­باشد که در این مبحث نمی­گنجد به همین منظور فقط به بررسی چند مورد در این نوشتار می­پردازیم.

معماری سنتی:

معماری سنتی عبارت است از آن گونه معماری که اولاً بار فرهنگی خاصی داشته باشد و ثانیاً در طول زمان دست به دست شده و از نسلی به نسلی دیگر رسیده باشد. این تعبیر از معماری سنتی را الیور نیز در مقاله ای به همین عنوان آورده است( oliver,1989, p80). و به گفته­ای دیگر معماری سنتی عبارت است از بناهای که از نسلی به نسلی دیگر منتقل می­شوند(Bourdier, 1989,p80).

 

 

نگاه عرفانی در معماری:

از نظر عارف انسان این نیست که صرفا در ذهن خود تصویری از هستی داشته باشد، بلکه به این است که با قدم سیر و سلوک به اصلی که از آنجا آمده است باز گردد و دوری و فاصله را با ذات حق از بین ببرد و در بساط قرب، از خود فانی و به او باقی گردد. ابزار فیلسوف عقل و منطق و استدلال است ولی ابزار کار عارف دل و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حرکت و تکاپو در باطن است (معماریان، ۱۳۸۴، ص۴۷۶).

از نظر عرفان معرفت الله معرفت همه چیز است، همه چیز در پرتو معرفه الله و از وجه توحیدی باید شناخته شود. معرفت مطلوب عارف، معرفت حضوری و شهودی است، نظیر معرفتی است که برای یک آزمایشگر در آزمایشگاه حاصل شود. وسیله ای که عارف بکار می­برد قلب و تصفیه و تهذیب و تکمیل نفس است. عارف می­خواهد با تمام وجودش حرکت کند و به کنه حقیقت هستی برسد و مانند قطره ای که به دریا می­پیوندد به حقیقت بپیوندد. عارف که کمال را در رسیدن می­داند نه در فهمیدن، برای وصول به مقصد اصلی و عرفان حقیقی، عبور از یک سلسله منازل و مراحل مقامات را لازم و ضروری می­داند و نام آن را سیر و سلوک  می گذارد(مطهری، بی تا، ص۱۲۵و۱۲۴). اما معمار یا سازنده اثر با انسان سنتی عامی جامعه سنتی اسلامی یک تفاوت اصلی دارد. معمار سنتی از دیدگاه اردلان متخصصی است که بر رمز و رموز صنعت و هنر خود اشراف کامل دارد و از طرف دیگر او یک صوفی است(اردلان، ۱۳۸۰، ص۵). رسیدن به حقیقت برای یک معمار صوفی به معنای با جان و دل به خدا رسیدن است. معمار عارف مانند دیگر عارفان به توحیدی اعتقاد دارد که باید با طی طریق به مرحله ای که جز خدا هیچ نبیند برسد( مطهری، بی تا، ص۷۲).با توجه به توضیحات و نوشته های بالا می توان گفت، هنر اسلامی بطور کلی می کوشد تا محیطی به وجود آورد که در آن انسان بتواند وزن و وقار فطری و اولیه خود را بازیابد و بنابراین از هرگونه بت دوری می­ورزد حتی به معنای نسبی و موقت آن هیچ چیز نباید حجاب بین انسان و حضور نامرئی خداوند قرار گیرد(بورکهارت، ۱۳۷۶ ،الف، ص۶۹).

هنر اسلامی ایجاد یک نوع خلاء می کند و همه پریشانی ها و تمایلات شهوانی را از میان بر می دارد و نظامی را جایگزین آن    می­سازد که مبین تعادل و آرامش و صلح است(معماریان، ۱۳۸۴، ص۴۵۴).

و حال بهترین مکان های که ما میتوانیم در آن حضور و تجلی این هنر مقدس را بیابیم خانه ومسجد است در حالی که هر دو این موارد به گونه ای ملهم شده و برگرفته از شیءای مقدس به نام خانه کعبه می­باشند به همین منظور قبل از اینکه به تجلی هنر اسلامی در خانه و مسجد اشاره بکنیم لازم است به صورت مختصری به خصوصیات و ویژگی های کعبه و مقدس بودن آن اشاره بکنیم.

کعبه تجلی گاه هبوط:

کعبه تنها موجود عالم هستی است که اگر چه توسط انسان(آدم ع، ابراهیم و اسماعیل ع) ایجاد یا تجدید بنا شده اما طراح اصلی آن خداوند سبحان بوده، و صدور دستور ایجاد و تعین مکانش نیز مستقیما از سوی خداوند تبارک و تعالی انجام شده است. این انتساب و فرایند ایجاد است که عزت و شرافت و زیبایی را برای کعبه مسجل می دارد(نقی زاده، ۱۳۸۳، ص۶).

حال به یک سری از اصول مطرح شده برای زیبایی معنوی کعبه اشاره می کنیم:

معبد بودن: معبد بودن کعبه یکی از مهمترین ادله زیبایی معنوی آن است. عبادت یکی از جلوه های زیبایی است … انسان وقتی به عبادت می پردازد، در واقع به عبادت و تسبیح زیبایی مطلق نیز پرداخته است.

کعبه هم مرکز است و هم اصل: از نظر مسلمین تنها کعبه است که به عنوان مرکز زمین و نقطه توجه نماز گزاران و دعا کنندگان خدای سبحان فضا را قطبی می نماید. فضای حاصل از حضور کعبه فضای کمی و هندسی نیست. این فضا فضایی کیفی است که با هندسه قدسی مرتبط بوده و به دلیل حضور امر قدسی انتظام یافته است( نصر، ۱۹۷۳)، به این ترتیب مرکزیت آن امری واقعی است. مرکزیت کعبه نه تنها برای زندگان که برای مردگان( از مسلمین) نیز معنا دار بوده و حالت دفن آنان بیانگر توجه به سمت کعبه است. به این ترتیب جهان مردگان نیز با تمرکز بر مرکزیت کعبه جلوه ای زمینی از “انا لله و ان الیه راجعون” را به نمایش میگذارد(نقی زاده، ۱۳۸۳، ص۹).

جنبه انتزاعی کعبه: پوشاندن بنای کعبه با کسو(پارچه مشکی منقش به آیات قرآنی بر روی خانه کعبه)، مبین جنبه انتزاعی و از سوی دیگر نمایشگر جنبه رمزی و عرفانی این بنای مقدس است. پوشاندن یک بنای مقدس به مثابه تلقی کردن آن چون موجود زنده و یا صندوقی است که تاثیر معنوی دارد(بورکهارت، ۱۳۷۶، ب، ص۳۷). مکعب با مفهوم “مرکز” ارتباط دارد، زیرا آن ترکیب متبلوری از همه فضاهاست و هر یک از سطوح آن با یکی از جهات اصلی یعنی اوج و حضیض و چهار سمت مطابقت می کند. مرکز عالم خاکی، نقطه ای است که محور آسمان آن را قطع می کند. عمل طواف به دور کعبه که در یکی از اشکال آن در اکثر اماکن مقدس دیده می شود، به مثابه باز آفرینی گردش آسمان به دور محور قطبی خود است…(بورکهات، ۱۳۷۶، ب، ص۶۶).

جنبه نمادین شکل و اجزاء: فرم مکعب و به تبع آن مربع از نظر جملگی ادیان و مکاتب معتقد به ماوراءالطبیعه به عالم محسوس تعبیر می شود و نماد دنیاست … فضای خالی کعبه بیانگرجضور در محضر الهی و برداشته شدن حجاب طبیعت است( نقی زاده، ۱۳۸۳،ص ۹و۱۰).

علت نامگذاری کعبه به این نام: وجه تسمیه کعبه به این نام از آن حیث است که چهار گوش و مربع است به دلیل آنکه به محاذات بیت المعمور در آسمان دنیاست و آن نیز به محاذات ضراح در آسمان چهارم است و آن هم به محاذات عرش الهی است که مربع و چهار گوش است زیرا کلماتی که دین اسلام بر مبنای آنها استوار گردیده است چهار تا است(قمی، ۱۳۷۸، ص۳).

سادگی خانه کعبه: در مورد سادگی کعبه قابل ذکر است که شکل مکعب آن ساده ترین شکل شناخته شده مادی و دنیایی است که نماد جهان محسوس است. ساختمان کعبه با مصالح محدود بومی(سنگ و ملات) بنا شده است( نقی زاده، ۱۳۸۳، ص۱۲).

نمود هنر اسلامی در خانه و مسجد:

هنر اسلامی نمودار همان مفهومی است که از نامش بر می آید، بدون هیچ ابهام و تردیدی. هنر اسلامی بیرونی ترین و ملموس ترین چهره اسلام است( بورکهات، ۱۳۶۵،ص۱۶). بنابراین می توان گفت هنر اسلامی، مکاشفه ای است از صور گوناگون هستی تا

« حقیقت این صور» را در قالب کلام، موسیقی، تصویر، حجم و معماری و … به تجسم و نمایش گذارد و در روند این مکاشفه، حیات فردی و جمعی انسانی را برتر آورد تا آن حد که به غربت انسان پایان بخشد و قرب به آن یگانه برتر را میسر سازد.  در هر حال قلمرو هنر اسلامی جهان عظیم هستی است از غیب تا شهادت و از روح تا طبیعت و از آنجا تا جامعه و تا معاد و تا… . در هنر مقدس اسلامی که صرفا تجریدی است، تمامی آنچه مطرح شد به صورت کدهای زیباشناختی یا جهان نمادهای اسلیمی و گره و تذهیب ظاهر شده و اغلب کاربرد مذهبی نیز دارد و در مساجد، حرمها، جلد کتاب­ها و سایر موارد به کار گرفته می­شود(رهنورد، ۱۳۸۹، ص۶۵). و حال با توجه به گفته های بالا از نقوش هندسی، خوشنویسی، تذهیب، نگارگری، نقاشی، فلز کاری، نقوش اسلیمی، منبت کاری، سفالگری و حتی قالی بافی و … می توان به عنوان نمونه های، موثق از هنر اسلامی برای بیان مفاهیم مورد نظر نام برد. البته ما در این بحث به چند مورد از این موارد اشاره می کنیم زیرا صحبت در مورد تمامی هنرها و شرح و توصیف معنای ماورای آنها نیازمند وقت بیشتر است که خارج از بحث ما در اینجا می باشد. و سپس به نحوه استفاده آنها در خانه و مسجد که بهترین مکان ها برای نمود هنر اسلامی می باشند اشاره می کنیم.

راز خطاطی در هنر اسلامی:

کلام الله با قرآن به اسلام راه یافت. خط بدینسان تجسم بصری وحی الهی است، هم به صورت هم به محتوا مقدس. نفس ساختار خط، مرکب از کشه­های بهم بافته طولی و عرضی در بافتی سخت و غنی، از نمادگرائی کیهان شناختی توش و توان می­گیرد.   کشه های طولی، چون تار قالی، سبب می شوند تا طرح با هستی رابطه برقرار سازد و در عین حال ساختاری به خود گیرد؛ حال آنکه کشه های عرضی، همچون پود، با آفرینش همخوانی دارند که توسعه بخش توازن و سیلان طرح تصوری اصلی ست(اردلان، ۱۳۸۰ ، ص۴۵). یکی از دلایل ظهور نوشته ها و خطوط و تزئینات صدر اسلام ناشی از آنست که مسلمین اولیه کلیه خلاقیت های هنری وابسته به جهان مادی را عجب شر تلقی می نمودند و لهذا هرگونه طبیعت گرایی، شمایل نگاری و شبیه سازی را از همان مظاهر منفی دانسته و بدین ترتیب روبه شکل های دیگر هنری نموده اند که خط یکی از نمونه های گریز از مظاهر هنر فرهنگ ها و تمدن های گذشته است(گرابار، ۱۳۷۹ ، ص ۱۱۱-۱۱۰). اما این دلیل ارائه شده توسط گرابار، نمی تواند تنها علت گریز از طبیعت و روی آوردن به خوشنویسی و تزئین تلقی شود بلکه لایه های عمیق تر کاوش، حاکی از گرایش ژرف تر و متعالی تری برای بیان حقایق دینی و عرفی در بین مسلمین است زیرا اسلام هنگامی که به عنوان فاتحی بزرگ بر سرزمین ها و امپراطوری های جهان دست یافت وارث هنر و زیباشناسی عظیمی گردید که طی هزاره ها پیش در قلب فرهنگ ها و تمدن های متنوعی چون ایرانی _ رومی، یونانی بین النهرین و مصری و بیزانس مسیحی، ذخیره شده و گنجینه گرانبهایی را پیشکش دین جدید نموده بود(رهنورد، ۱۳۸۲، ص۱۸). اما روح ماورا جوی اسلامی و تمایل به لایه های عمیق تر معانی و فهم رمز های رویدادها و تصاویر و احجام، موجب شد که دین جدید، گزینه های دیگری را برای مقاصد خود انتخاب کند. در هنرهای پیشین طبیعت به عنوان منشاء زیباشناسی و متون دینی، به عنوان منبع مضامین و مفاهیم قدسی و اسطوره های ادیان کهن، منشاء تخیلات هنری بودند، اما اسلام علاوه بر واقعیت ها به بیان فراسوی واقعیت ها و رویدادها و عناصر بیان کننده آن پرداخت و در این روند خط و خوشنویسی را به عنوان معادلی به جای مجسمه های قرون وسطی مسیحی معرفی نمود(همان، ص ۱۸). مسجد به خاطر اینکه مکانی است برای اتصال انسان به مبدأ هستی و دارای ویژگی های معنوی و آسمانی که تجربه عروج را برای انسان تسهیل می بخشد استفاده از کتیبه هایی شامل عبارات و جملات مقدس در آن بیشتر از خانه می­باشد. البته این بدان معنا نیست که در مسجد از اشعار فارسی و یا در خانه از آیات قرآنی استفاده نشود. از اشعار به کار رفته در مسجد می توان به شعر خواجه نصیرالدین طوسی که در وصف چهارده معصوم سرایده است اشاره کرد(همایونی، ۱۳۷۱ ، ص ۴۰ ). که این شعر در ایوان شمالی مسجد نصیر الملک و مقبره سید در مسجد سید به کار رفته است و یا می توان به شعر دیگری(تازه شد مسجد اقصی ز سلیمان زمان) که بر کتیبه سردر ورودی مسجد رکن الملک قرار دارد اشاره کرد. گاهی بعضی آیات و احادیث خاص را در جاهای خاصی بیشتر به کار می برند مثلا آیه “واسجد و اقترب” که معمولا در محراب مساجد و حدیث “انا مدینه العلم و علی بابها” که به نظر می رسد همواره در بالای درگاه

ها و ورودی ها می نوشته اند.

نقوش اسلیمی در هنر اسلامی:

اسلیمی ها اصولا باز آفریننده فرایندهای کیهانی آفریدگار از طریق طبیعت­اند. همچنان که نواخت(ریتم) بنیاد طبیعت است، اسلیمی­ها نیز معناًَ نواخت دارند. هر اسلیمی باز نمای تحرکیست که تکرر منتظم ویژگی­ها، عناصر، و پدیده­ها بر آن دلالت می­کنند؛ هم از این روی دارای تناوب است(اردلان، ۱۳۸۰، ص۴۳). هنرمند با روحی که از مخزن عظیم و پنهان مذهب و فرهنگ اسلامی مایه می­گیرد به خلاقیت می­پردازرد. در نقوش اسلیمی هنرمند در این تلاش است که عناصر تصویری خود را با نظمی کائناتی ارائه دهد، آنها را به دو صورت، و البته در هر دو صورت با توازن و تقارن، ارائه می­دهد. یا به سان جریان مداوم رودخانه­ای، بدون مرکزیت، تصاویر را در تسخیر و تبدیلی منظم و متقارن جلوه گر می­سازد و آهنگ و وزنی یکنواخت بدان می­بخشد یا به صورت عناصر تصویری متقارن که به گرد مرکز یعنی مبدأ و منشأ هستی در گردش و جریان­اند، عناصر را به هم تبدیل می­کند. نقوش اسلیمی نیز از چنین فلسفه تصویری برخوردارند. همیشه برگ که با پیچش خود سر به سویی دارد، برگ نیست؛ گاه پرنده است، گاه سرو و گاه باغ و در هر حال نگاه او به مرکز، منشأ و مرجع خود است(رهنورد، ۱۳۸۹، ص ۶۱). نقوش اسلیمی در مساجد بر روی دیوارها، پوشش داخلی گنبد و پوشش خارجی گنبد و سر درهای ورودی و ایوان­های مساجد استفاده می­شود و در خانه­های ایرانی در سردر ورودی بناها و دیوارها و پوشش داخلی سقف استفاده می­شود. البته میزان استفاده از این تزئین در مسجد بخاطر وسعت و معنویتی که این بنا دارد بیشتر است. باید یادآور شد که در قالی ها و فرش های ایرانی هم از نقوش اسلیمی به وفور استفاده می­شود که همین فرش­ها و قالی ها در مساجد علی­الخصوص در خانه­های ایرانی بسیار استفاده می­شوند.

نقوش هندسی نشانی از کثرت آفریدگار:

طراح تصوری الگوهای هندسی بر عدد ۱و بر پیدایش آن در جهان،که محل وفور شکل­ها و الگوهای هندسی­ست، بنا شده. این شکل ها، در حد تشخص اعداد، از نظر انسان سنتی به مثابه جنبه هایی از کثرت آفریدگارند. این طرح بسان عدد، بر پایه ی تقارن و تناسب است، بر پایه ی همخوانی در اندازه، در شکل، ودر موقعیت نسبی جزء ها در کل … (اردلان، ۱۳۸۰،ص۴۰).

 

نمود انسان در تزئینات اسلامی:

در معماری مساجد استفاده از صورتگری و مجسمه سازی و کلاًَ ترسیم اشکال جاندار مورد تحریم قرار گرفته که مبارزه با بت پرستی از ادلهء بارز در این مورد است. در اصل این موضوع اشاره به توجه انسان به درون می باشد برای رسیدن به زندگانی که کمال مطلوبش حضور یافتن در حضرت حق می باشد. حال برای حل این مساله هنر قدسی اسلامی، به ویژه در زمینه هنرهای تجسمی، مضمون انسان را مانند اتوپیای تصویری به صورت غیر فیگوراتیو و به شکل آرمانی محض تصویر می کند. این هنر انسان را به گونه ای انتزاعی به سان برگی که خلاصه و ساده شدهء بته سرکجی سرو گونه همچنان جاودانگی را به نمایش می گذارد و حرکت عاشقانه او را بدون هیچ مانع و رداعی به سوی خداوند مطرح می کند، نمونه اش نقوش تجریدی « آبستره » هندسی و اسلیمی نقاشی شده بر دیوارها و گنبد های مساجد و جلد کتابها است(رهنورد، ۱۳۸۹ ، ص ۷۱). این موضوع را باید متذکر شد که این مساله زیاد در مورد خانه ها صادق نمی باشد زیرا بعضی از خانه های ایرانی از نقوش جانداران و صورتگری­های برای تزئیناتشان

استفاده کرده اند. البته این موضوع از ارزش تزئینات اسلامی که در این بناها استفاده شده نمی­کاهد.

نتیجه گیری:

هدف از این مقاله جستجو در دنیای هنر اسلامی و کنکاش در رابطه بین تزئینات اسلامی، انسان و عالم بالا می باشد. تزئینات اسلامی به عنوان نمادی برای نشان دادن معانی والا و متافیزیکی هستند که راز های طبیعت و اندرون آن­ها را آشکار می سازند. تمامی نقوش و عناصر موجود در تزئینات اسلامی، نشان و نمودی از موجودات هستی می­باشند که با یکدیگر در نظمی خاص، برای رسیدن به مبدأ به نمایش در آمده­اند. از آنجا که انسان به عنوان اشرف مخلوقات و نمایندهء خداوند بر روی زمین می­باشد سعی کرده با روح دادن به اشیاء بی جان، آنها را چون موجودات زنده ای قلم داد کند تا به وسیله آنها خود را از سردرگمی و غربتی که در این جهان احساس می کند برهاند و اصل گمشده و گوهر وجودی خود را بیابد، تا با ضمیری پاک در محظر آن جلیل بی همتا حضور یابد.

منابع:

  • قرآن کریم
  • اردلان، نادر و بختیار، لاله( ۱۳۸۰ )، حس وحدت، سنت عرفانی در معماری ایرانی، ترجمه: حمید شاهرخ، نشر خاک، اصفهان.
  • بورکهارت، تیتوس( ۱۳۶۵ )، هنر اسلامی، زبان و بیان، انتشارات سروش، تهران.
  • بورکهارت، تیتوس(الف)، ( ۱۳۷۶ )، ارزش های جاویدان هنر اسلامی، ترجمه: سید حسین نصر، در مبانی هنر معنوی،
  • دفتر مطالعات هنر دینی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران.
  • بورکهارت، تیتوس(ب)، ( ۱۳۷۶ )، نقش کعبه درهنر اسلامی، ترجمه: سید حسین نصر، در مبانی هنر معنوی، دفتر مطالعات هنر دینی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران.
  • حجت، عیسی( ۱۳۸۴ )، هویت انسان ساز و انسان هویت پرداز؛ تأملی در رابطه هویت و معماری نشریه هنرهای زیبا، شماره ۲۴٫ رهنورد، زهرا( ۱۳۸۲ )، نوآوری در خوشنویسی در روند مراسلات، تجارت و تبلیغات، هنر های زیبا، شماره ۱۴ ، ص ۳۱ -۱۶ ، تابستان.
  • رهنورد، زهرا( ۱۳۸۹ )، حکمت هنر اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران.
  • قمی، قاضی سعید( ۱۳۷۸ )، رموز صورت کعبه، ترجمه: سید علی عمادی استر آبادی، رواق، شماره ۳، تابستان.
  • گرابار، الگ ( ۱۳۷۹ )، شکل گیری هنر اسلامی، ترجمه: مهرداد وحدتی، پژوهشگاه علوم و مطالعات فرهنگی.
  • مطهری، مرتضی(بی تا)، آشنایی با علوم اسلامی، کلام و عرفان، انتشارات صدرا، قم.
  • مطهری، مرتضی(بی تا)، جامعه و تاریخ، انتشارات صدرا، قم.
  • معماریان، غلام حسین( ۱۳۸۴ )، سیری در مبانی نظری معماری، انتشارات سروش دانش.
  • نصر، سید حسین( ۱۳۷۳ )، هنر قدسی در فرهنگ ایرانی، انتشارات برگ، تهران.
  • نقی زاده، محمد( ۱۳۸۳ )، کعبه: تجلی و تفسیر زیبایی هستی، نشریه هنر های زیبا، شماره ۱۷ ، ص ۱۸- ۵، بهار ۸۳٫

*کارشناسی ارشد معماری

نویسنده: علیا انوری