تمام تلاشهایش القای حس خوشایند در اقشار پایین جامعه است و از این رو توجه ای به توصیه های افراد مجرب و نخبه و کارآمد ندارد .اطراف او از انسانهای منفعل و مغفول پر است! او همیشه در پشتیبانی از مردم سخن می راند و ادعا می کند با مردم است و خود را وقف […]

تمام تلاشهایش القای حس خوشایند در اقشار پایین جامعه است و از این رو توجه ای به توصیه های افراد مجرب و نخبه و کارآمد ندارد .اطراف او از انسانهای منفعل و مغفول پر است!

او همیشه در پشتیبانی از مردم سخن می راند و ادعا می کند با مردم است و خود را وقف مردم نموده است .همیشه برای خود دشمن می تراشد و از زدن هرگونه اتهام و دروغ پراکنی و دادن نسبتهای نادرست و ناروا به مخالفان ابایی ندارد. او تنها شعار می دهد و از مقدسات تا جایی که راه دارد استفاده ابزاری می کند و معمولا روی سخنش با افرادی است که خود را در نظم موجود اجتماعی و اقتصادی و سیاسی متضرر می بینند. او راست و چپ نمی شناسد وچاپلوسی و تملق گویی از توده ها را سر لوحه کار خود قرار می دهد!

در طول گذشت دوران دولت یازدهم تنها محمود احمدی نژاد بود که با هنر سخنوری خاص خود و رفتارهای عوام فریبانه به تمامی ویژگی های شمرده شده یک فرد پوپولیست جامع عمل پوشاند تا همچنان به تنهایی و انحصاری یکه تاز رفتارهای خارق العاده و شگفتی ساز در سپهر سیاست ایران باشد. تافته جدا بافته ای! که فقط خود و همفکرانش را بر حق دانسته تا اشتهای ماندن در قدرت را همواره به رخ دیگران بکشاند.

احمدی نژاد و مشایی و بقایی همچون سه قسم خورده جدایی ناپذیر این روزها دست به حرکتی انتحاری زدند و با رمزی وحدت آفرین وارد شدند تا کسی این بار نتواند خم به ابرویشان آورد و مردم نیز شیفته حس میهن پرستی و روحیه خدمتگزاری آنها گردند. به زعم اسفندیار رحیم مشایی در روز درختکاری ، احمدی نژاد برای گسترش عدالت با شجاعت تمام وارد عرصه انتخابات شد. او در آن روز گفته بود ” خیلی از افراد خوب بودند که عاشق بودند و عدالت را دوست داشتند چون طبیعتشان اقتضا می کرد ولی شجاعت لازم را نداشتند ،شجاعت ،شجاعت و…” او در آن زمان همچنان که بر شانه های نحیف احمدی نژاد و بقایی می کوبید به خوبی پیش بینی کرده بود که تنها احمدی نژاد و هم پیمانانش شجاعت خلف وعده و بی ثباتی در کلام و بی اعتنایی به نفی و نهی رهبری را دارند و حتی به گفته بقایی در تکمیل کلام مشایی، حاضرند برای ملت در این راه فدا شوند!

پس می آیند ولی این بار با اسم رمز “مردم ما را می خواهند” ثبت نام می کنند تا کسی نتواند آنها را از ورودشان به آوردگاه انتخابات پیش رو شماتت و سرزنش کند و با نقاب مردم داری و مردم سالاری خط بطلانی بر آنچه قبلا گفته اند و اکنون نقض کرده اند کشیده شود .

اما آنچه که اکنون بسیار حائز اهمیت است آمدن یا نیامدن احمدی نژاد و همفکرانش در عرصه انتخابات نیست شاید از نگاه دموکراتیک نباید این حق را از آنان سلب نمود و چه بسا که حضور و عدم حضور آنها می تواند برخی معادلات سیاسی را در انتخابات ۹۶ تغییر دهد ولی آنچه که امروز مهم جلوه می نماید عدم اعتماد مردم به این جریان فکری است .کسی که چنین صریح و آشکار دست نوشته خود به رهبری را نقض نموده و بارها وبارها تناقض و تضاد در کلامش آشکار است تا چه حد می تواند در جایگاه یک رییس جمهور برای آینده مردم قابل اعتماد و اعتنا باشد ؟! او که امروز یاران دیرینش نیز از او روی برگردانده و به عملکرد و کلامش اعتماد و اعتقاد ندارند چه انتظاری است که مردم زخم دیده از هشت سال سوء مدیریت و تنش و بحران، دل به وعده های حباب گونه و بی پایه و اساس وی دهند . احمدی نژاد قبلا امتحانش را پس داده و کار آزموده را دوباره آزمودن خطاست .در خوشبینانه ترین حالت می توان پنداشت که احمدی نژاد با اعلام کاندیداتوری اش ،خود را فدای بقایی در ظاهر و فدای رشد جریان فکری و حس قدرت طلبی اش در باطن نموده است نه فدای ملت ایران که داعیه آن را دارد .  او در هیچ برهه ای از زمان قابل اعتماد نیست و نخواهد بود چه رسد به اکنون که دست به ترور سیاسی خود زده است..!

*منتشر شده در روزنامه قانون شنبه ۲۶ فروردین

نویسنده: مهدی روحی