فصل فوتبالی کشور ما در حالی به انتها رسیده است که با درخشش سرخپوشان پایتخت تکلیف قهرمانش در لیگ برتر مشخص شده است و سقوط کننده هایش هم یکی ماشین سازی تبریز است و دیگری اگر سیاه جامگان نباشد قطعا یا صبای قم است یا سایپای کرج. برای این مهم نیز کافی است یک هفته […]

فصل فوتبالی کشور ما در حالی به انتها رسیده است که با درخشش سرخپوشان پایتخت تکلیف قهرمانش در لیگ برتر مشخص شده است و سقوط کننده هایش هم یکی ماشین سازی تبریز است و دیگری اگر سیاه جامگان نباشد قطعا یا صبای قم است یا سایپای کرج. برای این مهم نیز کافی است یک هفته منتظر بمانیم.

اما روی دیگر سکه، لیگ دسته اول فوتبال کشورمان جام آزادگان امروز حساس ترین روز خود را سپری خواهد کرد. در این لیگ نیز به سان لیگ برتر تکلیف قهرمان مشخص شده است و حتی یکی از تیم های سقوط کننده به لیگ دو نیز مشخص گردیده با این حال رقابت نفسگیری بین سه تیم برای انتخاب دومین تیم صعود کننده به لیگ برتر برپاست.

امروز از بین سه تیم سپیدرود رشت، گلگهر سیرجان و ملوان بندر انزلی یکی بساط عروسی به پا می کند و دو تیم رخت عزا برتن می کنند.

در جام آزادگان، پارس جنوبی جم در حالی قهرمان شد و دو هفته به پایان رقابتها صعودش به لیگ برتر را برای نخستین بار جشن گرفت که در طول سی و چهار هفته شاید کمتر از انگشتان یک دست حضور در صدر جدول را تجربه کرده بود حتی در فواصلی کمرکش جدول را نیز حس کرد اما با درایت مهدی تارتار این تیم در نهایت برای نخستین بار در طول تاریخش به لیگ برتر صعود کرد.

از طرفی سپیدرود رشت که بیش از بیست هفته صدرنشینی را در کارنامه دارد روزهای اخر کمی وا داده و اگر نبود امتیازهای گرانی که در طول فصل جمع کرده، معلوم نبود الان چه جایگاهی داشت. این تیم حتی اگر بخواهد هم نمی تواند بی خیال لیگ برتر شود، تماشاگرانی که شاید حتی سرخابی ها هم حسرتش را بخورند، لیگ برتر به چنین تیم هایی با چنین پتانسیل اجتماعی، بسیار نیاز دارند، اما فراموش نکنیم که لیگ حرفه ای دسیپلین خاص خود را دارد و سپیدرودی ها نمی توانند همانطور که لیگ یک را کج دار و مریز طی کرده اند لیگ برتر را نیز به همان منوال به سر کنند. آنها باید تکلیف خود را یک بار برای همیشه مشخص کنند و صاحب مدیریت منسجمی شوند، این سپیدرود، مشتاق لیگ برتر است و اگر اتفاقی غیر از این بیفتد با نوع مدیریتی که دارد شک نکنید در فصل آتی در جام آزادگان سرانجام ناخوشایندی اتظارش را خواهد کشید و می شود یکی مثل استقلال اهواز.

تیم دیگری که مدعی صعود است گل گهرسیرجان می باشد که حتی در صورت پیروزی در دیدار آخر باید منتظر شکست سپیدرودی ها باشد. کرمانی ها که مثل شمالی ها روزگاری دو تا دو تا تیم در لیگ برتر داشته اند این فصل را بدون نماینده در سطح اول فوتبال کشور گذرانده اند آرزو برایشان جهت داشتن تیمی در لیگ برتر جای دوری نمی رود اما این مهم را باید با چنگ و دندان خیلی پیشترها محقق می کردند نه روزهای واپسین لیگ.

اما ملوان بندر انزلی را نه تنها انزلی چی ها بلکه هیچ ایرانی دوست ندارد در لیگ دسته اول ببیند، تیم جوان و خود ساخته ای که تماشاگران خونگرمی دارد و همیشه فوتبال را بلد بودند؛ حال که روزگار نامراد دستش را به خون لیگ یک آشنا کرد تلاش فراوانی برای نجات از این مخمصه بکار برد اگرچه تا یکی دو هفته پایانی همگان یکی از صعودکننده ها را به نام قوی سپیدر خزری ذخیره کرده بودند اما داروی شفا بخش مایلی کهن ظاهرا برای روزهای پایانی کم آمد و اکنون برای صعود نه تنها پیروزی خود بلکه شکست دیگران را نیز باید به انتظار بنشیند.

این تیمهاهرکدام امید هزاران جوان و پیر و زن و مردی هستند که امروز می توانند با نتایج شان هم قلبی را بشکنند و هم دلی را شاد کنند. امروز سپیدرود و ملوان نه تنها نماینده گیلان بلکه نماینده شمال کشورند و از طرفی سیرجانی ها هم نباید تصور کنند فقط کرمانی ها را دارند بلکه یک جنوب منتظر صعود انهاست. اما نه آن قلب شکسته باید گمان کند روزگار به انتها رسیده است و نه آن دل شاد باید تصور کند همه چیز بدست آورده است بلکه همه چیز برایش تازه شروع شده است.

آری، اگرچه بازی های لیگ دسته اول است و جام جهانی نیست اما امروز همه ایران از شمال گرفته تا جنوب شاید حتی بیشتر از روز دربی سرخابی ها، چشم به قاب جادویی روبه روی خود دارند و منتظر نتیجه دلخواه خود هستند فقط حیف، حیف که کسی نیست قدر این همه شور و هیجان را بداند قدر این همه پتانسیل اجتماعی را بداند، آری حیف و دو صد حیف که این نشاط اجتماعی خودساخته، ارج گذاری نمی شود و فردا وجود نخواهد داشت.

نویسنده: صاحب مقصودی