در یونان باستان ،پیروان مکتب « کلبی» ( مانند دیوجانوس) را که بی ملاحظه حرف می زدند « سینیک» یا « گستاخ‌» می نامیدند. من می خواستم عنوان یادداشت امروز خود را « هوک چپ اصلاحات بر چانه اصولگرایی رادیکال» بگذارم ،ولی عنوان بالا را پسندیده تر دیدم.برای من یک تحلیل گر کمپین های انتخاباتی […]

در یونان باستان ،پیروان مکتب « کلبی» ( مانند دیوجانوس) را که بی ملاحظه حرف می زدند « سینیک» یا « گستاخ‌» می نامیدند.
من می خواستم عنوان یادداشت امروز خود را « هوک چپ اصلاحات بر چانه اصولگرایی رادیکال» بگذارم ،ولی عنوان بالا را پسندیده تر دیدم.برای من یک تحلیل گر کمپین های انتخاباتی هستم و یک فعال سیاسی ،مناظره روز جمعه کاندیداهای ریاست جمهوری حرفهای زیادی داشت‌ و البته شعف و سرخوردگی های بسیاری که بر خواهم شمرد:

جناب گستاخ سخن می گوید

۱_ ایرادهایی که من به اقای قالیباف می گیرم ، ایرادهای فیزیولوژیک یا جسمی نیستند یا حتی ایراداتی در نحوه بیان کلمات و‌ یا سوابق ایشان.البته دلیلی هم ندارد انها را با عبارات زیباشناختی و جذاب پنهان کنم.بخصوص انکه ایشان در این اولین مناظره بسیار عصبی ،تند وگستاخ بنظر امدند.بطوریکه بینندگان عادی این مناظره از این همه گستاخی والبته نیشخندهای ایشان منزجر گردیدند.
ولی از خود پرسیدم قالیباف از اینکه خود را سیبل مناظره کند ویا نقطه تمرکز آن چه سودی می برد؟ بخصوص انکه همراه جمنایی وی بیشتر سکوت کرده و از او حمایت نمی کرد.منظورم آقای رییسی است. آیا گروه مشاوران وی در اینمورد حساس به وی تذکر نداده اند که صرف انتقاد کردن از وضعیت موجود و سیاه نمایی بهیچ وجه موجب جلب نظر مخاطبان نمی شود وحتی ممکن است سبد رای او را کوچک تر کند. آنچه مسلم است بقول نیچه« انتقاد کردن وحفظ وجدان صادق در مخالفت با انچه که همیشگی ،سنتی و مقدس است هنری والاتر از تحمل و تحریک انتقاد است » ( حکمت شادان ؛ ص۲۶۵) و این هنر نزد مردم و فرهنگ ما حقیقتا بزرگ ،نو‌وشگفت اور است والبته آزاد اندیشی را متصور می کند که روحانی بخوبی بران پای فشرد ،یعنی اصل صداقت و‌ وقار و این چیزی است که بیننده عادی می بیند و می پسندد نه دهن به دهن شدن هایی که قالیباف قصد آن را  داشت.

۲_ شاید گروه مشاوران قالیباف والبته آقای رییسی به ایشان تاکید کرده اند که بر دوگانه بورژوا _ پرولتاریا یا فقیر_ غنی یعنی همان چیزی که قالیباف مرتبا بنام « اقلیت ۴٪ » از ان نام می برد پافشاری کنند تا  آن قسمت از رای های متمایل به احمدی نژاد که متعلق به طبقات حاشیه نشین شهرها و روستاها هستند را جذب نمایند.ولی این تلاش مشخصا ثمره ای نداد ، و تاکیدات مرتب قالیباف هم بر چهار درصد نتوانست برند سازی را ایجاد نماید که حسن روحانی در مناظره چهار سال قبل در برابر او با بولد کردن کلمه « گاز انبری» ایجاد کرد.کلمه ای که با نام قالیباف سنجاق شده و آقای جهانگیری هم بجا از آن استفاده کرد تا قالیباف با چهره ای برافروخته و مضطرب شکست خود را جلوی مخاطبان تلویزیون به نمایش بگذارد.ولی دلیل این شکست قالیباف علاوه بر ادبیات توتالیتری وی ، در کشتن بارقه های امید در رای دهندگان باید دانست ،سیاه نمایی زیاد گاهی نتیجه ای عکس می دهد.
و البته مخاطبین بخوبی درک می کنند که آب های کم عمق ترجیح می دهند گل آلوده بنظر آیند تا سطحی بودن آن ها مشخص نشود.

پس باید گفت اتفاقا در این مناظره گستاخی قالیباف والبته سکوت غیر استراتژیک و ظهور ضعیف اقای رییسی بیش از حرفهای جهانگیری طبقات مستضعف را قانع کرده که اگر هم قرار باشد رای دهند این دونفر گزینه مناسبی نیستند.

۳_مسلما در چند روز آینده فشارها از سوی تیم مشاوران بر دو کاندید اصلی جمنا فزونی خواهد گرفت که رفتاری انقلابی تر و تهاجمی تر همچون محمود احمدی نژاد را برگزینند.این بخصوص شامل اقای رییسی است که بسیار منفعلانه وبی برنامه ها در گفتگوها ظاهر شده است.ولی تیم مشاوران روحانی باید به این نکته دقت بیشتری بکنند که دیگر نباید منتظر رفتار مصلحت اندیشانه و باوقار از سوی قالیباف باشند. چون او دیگر چیزی برای باختن ندارد و می خواهد چهره حسن روحانی را تخریب کند.پس باید برای جلوگیری از غافل گیری احتمالی ، به اقای روحانی تذکرات لازم را بدهند.تا همچون میرحسین موسوی یا کروبی در سال ۸۸ غافلگیر نشوند.هر چند قالیباف توانایی ایجاد یک گفتمان فراگیر را ندارد.
وقار حسن روحانی در مناظره اول و پرهیز از او از دهن به دهن شدن با قالیباف خود نکته مثبتی است که باید تقویت شود،زیرا در بین رای دهندگان این مورد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

نویسنده: علی دادخواه