استان گیلان بعنوان یکی از استانهای پر تراکم به لحاظ جمعیتی علی رغم وسعت نه چندان زیادش از تنوع قومی ، نژادی ، فرهنگی ، زبانی و مذهبی قابل توجهی برخوردار است. بگونه ای که گیلک ، تالش ، تات ، آذری ، کرد ، لر، سنی ، شیعه ، ارمنی و … در سرزمینی […]

استان گیلان بعنوان یکی از استانهای پر تراکم به لحاظ جمعیتی علی رغم وسعت نه چندان زیادش از تنوع قومی ، نژادی ، فرهنگی ، زبانی و مذهبی قابل توجهی برخوردار است. بگونه ای که گیلک ، تالش ، تات ، آذری ، کرد ، لر، سنی ، شیعه ، ارمنی و … در سرزمینی با خصوصیات منحصر بفرد به لحاظ برخوداری از تمام مواهب الهی نظیر جنگل ، دریا ، کوه و دشت سرسبز در کنار هم با زندگی مسالمت آمیز رنگین کمانی از تنوع زیست اقوام و مذاهب را شکل می دهند.

بطور معمول این تنوع باید به دنبال خود پراکندگی در گزینش به هنگام انتخابات بویژه از نوع ملی را به همراه داشته باشد. اما بررسی کلی نتایج انتخابات ریاست جمهوری دو دهه اخیر این اصل را رد می کند . از این رو باید عاملی فراتر از نگرش قومی ، فرهنگی و زبانی را در نوع انتخابات مردم این سرزمین دخیل دانست تا بتوان آن را تحلیل مقبول نمود.

در بررسی این موضوع گزینش دوره هایی از انتخابات ریاست جمهوری که در آن رئیس جمهور مستقر در بین نامزدین انتخابات حضور نداشتند(دوره هفتم سال ۷۶،دوره نهم سال ۸۴ و دوره یازدهم سال۹۲) بهترین نمونه برای رسیدن به چرائی نوع انتخاب مردم فارغ از تاثیر پذیری از عوامل مذکور می باشد. در این میان، دوره اخیر آن یعنی دوره یازدهم سال ۹۲ بهترین شاهد مثال برای این تحلیل می باشد.

نتایج دوره یازدهم علی رغم تعدد نامزدها از گرایش های مختلف سیاسی و در شرایطی که در آن هیچ شواهدی از پیشی گرفتن نامزدخاصی در اوایل انتخابات وجود نداشت بخوبی نشان دهنده تاثیر تحولات سیاسی در چند روز مانده به انتخابات از یک طرف و نیز عدم تاثیر تکثر قومی ، قرهنگی و زبانی از طرف دیگر می باشد. بطوریکه رای منتخب مردم جناب دکتر روحانی با بیش از شصت درصد آرای شهرستان از میانگین رای کشوری ایشان بسیار بیشتر بود. در حالی که در چند روز مانده به انتخابات ، سهم هر نامزد بطور متوسط کمتر از ۱۵ درصد از کل اراء برآورد می شد.لذا نتیجه حاصل بیش از هر چیز نشان از درک سیاسی مشترک مردم گیلان با وجود تفاوت قومی ، نژادی ، فرهنگی و زبانی می باشد.

در تحلیل این برداشت مشترک می توان دلایل عمومی متعددی را از جمله دسترسی بیشتر و آسانتر آحاد مردم به اطلاعات و اخبار روز ، افزایش سطح تحصیلات بخصوص در قشر تاثیر گذار جوان جامعه و نیز فراگیری توجه به تعیین سرنوشت سیاسی از سوی تعداد بیشتری از اعضای جامعه مورد بررسی قرار داد. ولی در کنار این دلایل می توان به یک دلیل خاص نیز اشاره کرد که همانا احساس مسئولیت مشرک در نیاز به تغییر روند مدیریت و اداره کشور بواسطه حاکمیت دولت نهم و دهم بود. دولتی که علی رغم برخورداری از بیشترین در آمد نفتی در طول تاریخ ایران ، کمترین رشد اقتصادی ، بیشترین نرخ بیکاری و تورم و به تبع آن بیشترین نرخ فلاکت که حاصل دو نرخ بیکاری و تورم است را در سنوات آخر عمر خود به بارآورد.

لذا مردم گیلان که در برهه های حساس تاریخی نظیر انقلاب مشروطه و مانند آن در راستای منافع کشور حضور درخور توجه داشتند این بار نیز با همان درک موقعیت خطیر کشور با انتخاب دکتر روحانی خواهان تغییر شرایطی شدند که تحت مدیریت تفکر و منش آن دولت بر ایران حاکم شده بود.ایرانی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان، ماشین اقتصادش به ته دره در حال سقوط بود و سیاست خارجی اش با چندین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه پرونده های هسته اش تحریم های فلج کننده بر آن تحمیل کرده بود.

با این تحلیل و باتوجه به دستاوردهای دولت یازدهم و موفقیت آن در تغییر شرایط سخت حاکم بر کشور ، ضرورت تدوام پیدا کردن روند مثبت دولت یازدهم عقلانی بنظر می رسد. لذا این عوامل در کنار و به کمک رشد روز افزون و بیش از پیش فناوری و افزایش فراگیر سطوح تحصیلی بخصوص در مقطع تحصیلات عالی و تکمیلی حتی نسبت به چهار سال پیش و نیز حساسیت اقشار مردم بخصوص جوانان به آینده بهتر ، پیش بینی ادامه گرایش مردم ایران و بخصوص گیلان زمین به ادامه دولت تدبیر و امید در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری و مجال بیشتر به دکتر روحانی در خدمت به مردم امری بعید و سخت نیست.

نویسنده: خیرالله کریمی