به گزارش خزرآنلاین، علاقه به دیده شدن در برخی افراد حد و مرز مشخصی ندارد. محل ارضای این شهوت به خصوص اگر از بودجه بیت المال باشد، می تواند میلیون ها تومان را در آتش این شهوت بی حد و حرص بسوزاند. بعضا این علاقه به اندازه ای رشد می کند که فرد را می بایست […]

به گزارش خزرآنلاین، علاقه به دیده شدن در برخی افراد حد و مرز مشخصی ندارد. محل ارضای این شهوت به خصوص اگر از بودجه بیت المال باشد، می تواند میلیون ها تومان را در آتش این شهوت بی حد و حرص بسوزاند. بعضا این علاقه به اندازه ای رشد می کند که فرد را می بایست بیماری مبتلا به “اختلال شخصیت نمایشی”دانست. اختلالی که در آن فرد سعی می کند با هر روشی در کانون توجه قرار گرفته و البته فاصله عمیقی بین ظاهر و باطن او وجود دارد. 

در بین مدیران استانی، این موضوع اما ممکن است در قالب تجمل گرایی های شاهانه نمود پیدا کند. از هزینه کردهای فراوان برای تجهیز دفتر کار گرفته تا پرداخت های بی حساب و کتاب به رسانه ها برای تعریف و تمجیدهای پولکی! نمونه واضح این موضوع را می توان در یکی از مدیران استانی مشاهده کرد. مدیری که اگرچه وظیفه اصلی سازمان تحت امرش خدمت رسانی به مردم مناطق محروم و فراهم سازی زیرساخت ها برای آنان است اما از زمان انتصاب و ارتقا تا کنون بیشتر توجه خود را معطوف به برجسته سازی تعریف و تمجیدهای صورت گرفته از او توسط مقامات بالادستی اش در پایتخت یا بزرگ نمایی انتصابش در منصبی که به صورت عرفی هر ساله به جایگاه حقوقی وی تعلق می گرفته، نموده است.

پرداخت مبالغ به برخی رسانه ها با این بهانه که بخشنامه های درون سازمانی چنین اجازه ای را به وی داده است، عملا به اهرمی برای گرفتن ژست های تبلیغاتی تبدیل شده است. غافل از آن که اگر هم چنین بخشنامه ای موجود باشد، هدف از وضع آن، ارایه گزارش عملکرد به مردم در خصوص خدمات صورت گرفته و امیدآفرینی در بین شهروندان است نه تعریف و تمجید از مدیران استانی و درایت و مدیریت شان! 

البته از مدیرکلی که ساعت گران قیمت ۱۰ میلیون تومانی بر دست می بندد، انتظار درک وضعیت محرومان و خدمت رسانی به آنان، گزاف و بیهوده است.