به گزارش خزرآنلاین، فردا در حالی اعضای شورای شهر رشت در خصوص استیضاح شهردار فعلی تصمیم گیری می نمایند که برکناری حاج محمدی از کرسی شهرداری می تواند سوت آغاز لابی گری ها برای انتخاب شهردار بعدی و تیر خلاص شورانشینان بر پیکر نیمه جان مدیریت شهری و مفهوم ثبات در آن باشد. استیضاح شهردار […]

به گزارش خزرآنلاین، فردا در حالی اعضای شورای شهر رشت در خصوص استیضاح شهردار فعلی تصمیم گیری می نمایند که برکناری حاج محمدی از کرسی شهرداری می تواند سوت آغاز لابی گری ها برای انتخاب شهردار بعدی و تیر خلاص شورانشینان بر پیکر نیمه جان مدیریت شهری و مفهوم ثبات در آن باشد.

استیضاح شهردار رشت در حالی کلید می خورد که تنها قریب به ۱۰ ماه به پایان عمر شورای پنجم باقی مانده است. با این حال، همین مدت کوتاه هم که بخشی از آن به زودی متاثر از انتخابات ریاست جمهوری و فعالیت های سیاسی شورانشینان خواهد شد، مانع از آن نشده که شورانشینان دست از ماجراجویی برداشته و شهر و مدیریت شهری را حداقل از منظر تهدید همیشگی شهردار به استیضاح، برای مدتی کوتاه به حال خود رها کنند.

شورای پنجم رشت در حالی قصد دارد پس از جمشیدپور، نصرتی، بهارمست، عبدالهی، جذب و حاج محمدی، دوباره سرنوشت شهر رشت را به اما و اگرها پیوند زند که اینبار خسارت تزلزل در مدیریت شهری به مراتب بیشتر از روزهایی است که نامه “خودم به خودم”  جمشیدپور یا “فرار را بر قرار ترجیح دادن” نصرتی شهر رشت را به سوژه اول رسانه ها تبدیل کرده بود. یادمان نمی رود که حاج محمدی در حالی سکان هدایت کشتی طوفان زده شهرداری رشت را در دست گرفت که شهر رشت بخاطر علاقه ۲ تن از اعضای شورا به کرسی شهرداری قریب به ۱۰ ماه بدون شهردار اداره می شد! 

تقارن استیضاح شهردار رشت با حضور فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا به عنوان بزرگترین سرمایه گذار این روزهای کشور در رشت و انعقاد تفاهم نامه ای که مبلغ ریالی اش با ۵ سال بودجه شهرداری رشت برابری می کند، اگر اتفاقی هم باشد، نشاندهنده ارحج دانستن منافع شخصی بر منافع گروهی و ملی توسط برخی شورانشینان است.

چرا برخی اعضای شورا می بایست در روزهایی که حضور بزرگترین سرمایه گذار کشور در رشت، کورسوی امیدی را در دل شهروندان روشن کرده، به دنبال بر هم زدن ثبات مدیریت شهری و ارائه چهره ای متزلزل و آشفته از رشت به سرمایه گذاران باشند؟ با این وضعیت اقتصادی که گریبانگیر شهرداری های بزرگ و کوچک کشور است، حل مشکلات ترافیکی و زیست محیطی جز با حضور سرمایه گذار بیرونی امکان پذیر خواهد بود؟ مگر نه آن که قرارگاه خاتم الانبیا(ص) همان سرمایه گذاری است که تهران را در زمان حضور قالیباف بر راس شهرداری، از پایه متحول ساخت؟! اگر تهرانِ آن روزها مثل رشتِ این روزها در کش و قوس ماندن یا نماندن شهرداران به سر می برد، می توانست ردی هرچند کمرنگ از تحول ارزشمند این روزها را بر کالبد خود ببیند؟!

عامل دیگری که به نظر می رسد دخیل در استیضاح شهردار رشت است، علاقه بی حد و حصر برخی شورانشینان برای نشستن بر کرسی شهرداری است. شهردار رشت تاوان این علاقه را می پردازد! علاقه ای که گفته می شود این بار برای سردمدار استیضاح حاج محمدی، چیزی فراتر از یک علاقه است! چیزی در حد و اندازه های یک احیا! فرصتی برای سر درآوردن در سرای مدیران رده بالای استانی و حتی کشوری! شاید پس از تلاش نافرجام برای تصدی بر کرسی مجلس، حضور در کرسی شهرداری بتواند نوعی احیای سیاسی محسوب شود!

البته سوال اساسی اینجاست که این عضو شورا چگونه توانسته دیگر اعضای شورا را که قریب به سه سال از مخالفان وی محسوب می شدند، با خود همراه سازد تا هم شهردار را استیضاح کنند و هم به او برای تصدی بر کرسی شهرداری، رای مثبت دهند؟!!

تاریخ برای شهرداری رشت در دوره تکرار ناصواب خود افتاده است. دود آتشی که به خانه شهرداری افتاده، بر چشم مردمی می رود که مدت هاست نالان و خسته از تصمیمات شورانشینان، بی تفاوتی آگاهانه را نسبت به آن چه در شورا می گذرد، برگزیده اند. حاج محمدی اگر برود، یعنی آغاز لابی گری های شبانه و کش و قوس های مخفیانه. 

استیضاح حاج محمدی، یعنی این تازه آغاز ماجراست!