به گزارش خزرآنلاین، روزنامه جام جم نوشت: «با شروع همه‎گیری کروناویروس جدید در اولین گزارش‎هایی که از سوی ووهان در چین و بعد در ایران و بعدها در ایتالیا منتشر می‎شد، به نظر می‎رسید از دست دادن حس بویایی از علائم قابل توجه ابتلا به این بیماری است. گفته می‌شد نابویایی (آنوسمی) یا کاهش حس بویایی یا […]

به گزارش خزرآنلاین، روزنامه جام جم نوشت: «با شروع همه‎گیری کروناویروس جدید در اولین گزارش‎هایی که از سوی ووهان در چین و بعد در ایران و بعدها در ایتالیا منتشر می‎شد، به نظر می‎رسید از دست دادن حس بویایی از علائم قابل توجه ابتلا به این بیماری است.

گفته می‌شد نابویایی (آنوسمی) یا کاهش حس بویایی یا هیپوزمی ناگهانی، می‎تواند مرتبط با کووید-۱۹ باشد. در برخی افراد نابویایی از نشانه‎های اولیه و در برخی تنها علامت ابتلا به کووید-۱۹ است. از این رو می‎توانیم به نابویایی به شکل روشی تشخیصی نگاه کنیم.

در واقع، با همه‎گیری جهانی کروناویروس جدید، از دست دادن ناگهانی حس بویایی به‌خصوص در شهرهایی که سرعت شیوع عفونت بالاست، بیش از هر عامل دیگری به کووید-۱۹ مرتبط است. چند ماه پس از این گزارش‎ها و پژوهش‎های بالینی، پژوهشگران مدلی را برای توضیح چگونگی از دست رفتن حس بویایی به علت ابتلا به کووید-۱۹ ارائه کرده‎اند.

از دست دادن حس بویایی به علت انسداد بینی رخ می‌دهد که مانع از رسیدن مولکول‎های بو به گیرنده‎های بویایی در بینی می‎شود. نداشتن بویایی می‎تواند به علت سرماخوردگی ساده، عفونت ویروسی، مراحل ابتدایی بیماری آلزایمر و پارکینسون یا افزایش سن باشد.

سارس (Sars) و مرس (Mers) از خانواده کروناویروس نیز باعث سرماخوردگی و از دست دادن حس بویایی می‎شوند، ولی مثل کووید-۱۹ کشنده نیستند. نابویایی و هیپوزمی بسیار رایج هستند، ۴/۱۲درصد آمریکایی‎های بالای ۴۰سال هیپوزمی و ۳ درصد آمریکایی‎ها در سنین مختلف نابویایی را تجربه می‎کنند.

اما در مورد کروناویروس جدید، الگوی از دست‌دادن حس بویایی متفاوت است. بیماران نابویایی ناگهانی و همین طور برگشت ناگهانی و کامل حس بویایی خود را طی یک یا دو هفته گزارش می‎دهند. اما برای برخی نیز تا چند هفته بعد حس بویایی‎شان برنمی‎گردد.

در حال حاضر اختلال در حس بویایی در اوج همه‎گیری از نشانه‎های اصلی کووید-۱۹ است، اما به خودی خود علامت تشخیص کووید-۱۹ نیست؛ بلکه پیش‎بینی است از آن چه بیمار ممکن است تجربه کند. پژوهش جدید دانشگاه کالیفرنیا روی گروه کوچکی از بیماران بیان می‎کند بیمارانی که بویایی خود را از دست می‎دهند بیماری خفیف‎تری خواهند داشت و با احتمال کمتری به بستری در بیمارستان نیاز پیدا می‎کنند. با وجود این‎که بررسی روی گروه کوچکی از بیماران بوده اما از دست دادن بویایی برای پیش‎بینی بیماری می‎تواند موثر باشد.

نیمه پر لیوان

خبر خوب این است که از دست دادن ناگهانی حس بویایی در کووید-۱۹ به شناخت بهتر عملکرد ویروس کووید-۱۹ کمک می‎کند. در اوایل اسفند ۹۸، پژوهشگران حوزه حسگرهای شیمیایی شروع به بررسی گزارش‎های نابویایی مرتبط با کووید-۱۹ در توییتر و دیگر فضاهای مجازی کردند و یک گروه بین‎المللی به نام کنسرسیوم تحقیقات جهانی حسگرهای شیمیایی (Global Chemosensory Research Consortium) تشکیل دادند.

نتیجه این همکاری فوق‎العاده و سریع، شکل‎گیری یک نظرسنجی اینترنتی به سرپرستی دانشگاه پنسیلوانیا و جمع‎آوری داده‎های جهانی بود. تا به امروز بیش از ۳۰ هزار پاسخ به این نظرسنجی به ۳۱ زبان جمع‌آوری شده است. نتایج این نظرسنجی به محققان امکان بررسی وجود رابطه احتمالی بین کاهش حس بویایی، چشایی یا حساسیت شیمیایی دهان، بینی و پوست با کووید-۱۹ و سایر بیماری‎های تنفسی کمک می‎کند.

۱۱ روز پس از انتشار این نظرسنجی، اولین مقاله با توجه به داده‎های آن نشان می‎داد که به طور میانگین ۸۰ درصد مبتلایان حس بویایی، ۶۹ درصد حس چشایی و ۳۹ درصد مبتلایان عملکرد حسگرهای شیمیایی خود را از دست می‎دهند. گیرنده‎های حسی در انسان شامل گیرنده‎های دما، درد، مکانیکی، نور و شیمیایی هستند. مقاله بعدی به تفاوت‎های بین علائم پاسخ به محرک‎های شیمیایی اندام‎ها یا گیرنده‎های بدن بیماران کووید-۱۹ در مقایسه با سایر بیماری‎های تنفسی خواهد پرداخت.

این پژوهش بین‎المللی به صورت علم باز (Open Science) است، با فرضیات، کدهای آنالیز و داده‎های قابل دسترس برای همه و با همکاری گروه بزرگی از دانشمندان (حدود ۷۰۰دانشمند) برای تحلیل داده‎هایی که به صورت جمع‎سپاری جمع‌آوری شده‎اند. چند پژوهش جمع‌سپاری دیگر نیز در مراحل اولیه یا نهایی برنامه‎ریزی خود قرار دارند که در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.

نظرسنجی برای چیست؟

احتمالا اکنون می‌پرسید چرا نیاز داریم که نظرسنجی به ما بگوید که نابویایی یکی از علائم است؛ آن هم وقتی گزارش‎هایی جهانی از نابویایی در اخبار وجود دارد و پروژه‎های دانشمندان را به این سمت سوق می‎دهد؟

سرعت ابتلا به کووید-۱۹ در سرتاسر جهان به این معنی است که نسبت به شرایط عادی افراد بیشتری به این ویروس تنفسی آلوده می‎شوند. آلوده‌ شدن با ویروس‎های تنفسی اغلب می‎توانند به نابویایی و از دست دادن حس چشایی موقت یا حتی دائمی منجر شوند. با داشتن تعداد قطعی افراد مبتلا می‎توانیم سطح معمول نابویایی در بیماران را مشاهده و به شرایط غیر عادی پیش آمده رسیدگی کنیم.

از برخی مطالعات اولیه به نظر می‎رسد که نابویایی مشاهده شده با ابتلا به کووید-۱۹ در بین ۳۰ تا ۹۸ درصد بیماران بستری در بیمارستان‎ها وجود دارد و بسیار بیشتر از نابویایی همراه با سایر عفونت‎های تنفسی از قبل شناخته شده است.

انجام آزمایش عملکرد بویایی به علت مکان‎ها، فرهنگ‎ها و سناریوهای مختلف دشوار است و نمی‎توان استانداردی برای آن تعریف کرد. همین امر منجر به واریانس بالا در تخمین شیوع هیپوزمی می‎شود. یکی دیگر از پژوهش‎های بین‎المللی جمع‌سپاری از مردم خواسته تا با آنچه در خانه دارند حس بویایی‌شان را بسنجند و برای مثال شدت بوی کره بادام‌زمینی، وانیل و خمیردندان را گزارش دهند.

یک بررسی جدید روی زیرمجموعه این داده‎ها در سوئد نشان داده مسیر شیوع هیپوزمی منطبق بر سرعت تخمین زده شده برای درگیری افراد به این بیماری است. این پژوهش‎ها نشان می‎دهد علت خاصی در مورد این ویروس وجود دارد که به حس بویایی حمله می‎کند و این ممکن است در درک ما از چگونگی عملکرد ویروس کمک کند.

چگونه ویروس به حس بویایی ما حمله می‎کند؟

در ابتدا تصور می‎شد احتمالا ویروس کووید-۱۹ نورون‎های بویایی را آلوده و تخریب می‎کند. نورون‎ها همان سلول‎هایی هستند که سیگنال بو را از مولکول‎های سازنده بو در بینی ما به ناحیه‎ای از مغز منتقل می‎کنند که کارش تفسیر سیگنال بو است.

این گروه بین‎المللی به‌تازگی بیان کرده‎اند که پروتئین‎های ACE2 را که ویروس نیاز دارد تا به سلول حمله کند، در نورون‎های بویایی پیدا نکرده‎اند. اما در عوض آنها را در سلول‎های سرتولی یا نگهدارنده که از نورون‎های بویایی پشتیبانی می‎کنند، مشاهده کرده‎اند. به نظر می‎رسد ویروس به همین سلول‎های پشتیبان آسیب وارد می‎کند و نورون‎های بویایی را که مستقیما به کورتکس مغز در پیاز بویایی وصل هستند، دست نخورده باقی می‎گذارد. در اینجا واکنش ایمنی بدن، ورم آن ناحیه است. اما وقتی سیستم ایمنی با ویروس درگیر شود، ورم از بین می‎رود و مولکول‎های بو به گیرنده‎های آسیب ندیده می‎رسند و حس بویایی به حالت طبیعی برمی‎گردد.

بازیابی نسبتا سریع بویایی در بیشتر بیماران نشان‌دهنده از بین نرفتن سیستم نورون‎های حس بویایی است. اگرچه این نورون‎ها در طول زندگی بازسازی می‎شوند، اما این اتفاق سریع رخ نمی‎دهد و ۳۰ روز یا بیشتر طول کشیده و حس بویایی به‌تدریج بهبود می‎یابد. برخی افرادی که دچار نابویایی در اثر ویروس شده‎اند، هنوز حس بویایی خود را به دست نیاورده‎اند. این امر ممکن است اشاره به مرگ گسترده نورون‎ها یا آسیب‎های مرکزی در برخی افراد داشته باشد.

از آنجا که علائم بویایی خیلی زود و قبل از علائم تنفسی هنگام بیماری بروز می‎کنند، این علامت در تشخیص زودهنگام ابتلا به بیماری بسیار مهم است، زیرا ممکن است ویروس وارد سلول‎های اپیتلیایی حس بویایی شده باشد.

التهاب در اپیتلیوم یا بافت پوششی حسی می‎تواند جریان هوا را به شکاف کوچکی که در بالای بینی است محدود کند؛ بدون این‎که فرد احساس گرفتگی بینی یا وقفه تنفسی داشته باشد؛ چنان که این امر در گزارشی از یک بیمار منتشر شده است. آسیب به سلول‎های سرتولی یا سلول‎های پشتیبان (sustentacular cells) در اپیتلیوم حسی می‎تواند روی عملکرد نورون‎های حسی از جهات سوخت‌وساز، ساختاری و التهابی تاثیر بگذارد. بنابراین حتی اگر بو به نورون‎ها برسد، ممکن است آنها قادر به انتقال سیگنال‎ها نباشند.

شواهدی وجود دارد که ویروس کووید-۱۹ می‌تواند از طریق بینی و پیازهای بویایی و سایر مسیرها به سیستم عصبی مرکزی راه پیدا کند، بدون این‌که به نورون‎های حسی حمله کرده باشد. گرچه، الگوی بیانی ACE2 و TMPRSS2، حمله ناگهانی و بهبود به نسبت سریع نشان می‎دهند که نابویایی ناشی از کووید-۱۹ به علت تخریب سیستم عصبی مرکزی نیست بلکه به علت از دست دادن اطلاعات بویایی قبل از رسیدن به مغز است. اگر سیستم عصبی مرکزی آسیب می‎دید روند بهبود آهسته‎تر می‎بود و با علائم پیچیده دیگری همراه می‎شد؛ مثل بویایی پریشی (Parosmia) یا توهم بویایی (Phantosmia) که تاکنون گزارش نشده است. یعنی فرد به ترتیب به جای استشمام بوی طبیعی، بوی ناپسندی احساس کرده یا بوی چیزی را احساس می‎کند که در آنجا وجود ندارد.

هنوز سوالات بسیاری در این زمینه وجود دارد، اما انجام همکاری‎های بین‎المللی بی‎سابقه و به اشتراک‎گذاری داده‎های اولیه بدون شک تحقیقات علمی را سریع‎تر از معمول پیش می‎برد. ارتباط حس بویایی سرنخ مهمی در پی‌بردن به مکانیسم ویروس است و در این پژوهش‎ها از چند دهه مطالعه بنیادی در زمینه گیرنده‎های حسی که تا امروز درموردشان ابهام‎های نسبی وجود داشت، استفاده می‎شود و نابویایی به نقطه عطفی در ناتوانی‎های حسی تبدیل شده است.