انتخابات تمام شد و سختی چهره به چهره متقاعد کردن مردم برای رای دادن، از تعمیرکار تلویزیون تا استاد دانشگاه و پیر و جوان و بی سواد و مذهبی و غیرمذهبی که بماند، انچه فردای انتخابات روحمان را آزرد خبر موثق خرید رای، توسط کسانی بود که حتی رای خود من بودند. وقتی همه مان […]

انتخابات تمام شد و سختی چهره به چهره متقاعد کردن مردم برای رای دادن، از تعمیرکار تلویزیون تا استاد دانشگاه و پیر و جوان و بی سواد و مذهبی و غیرمذهبی که بماند، انچه فردای انتخابات روحمان را آزرد خبر موثق خرید رای، توسط کسانی بود که حتی رای خود من بودند.

به ما زخم نزنید!

وقتی همه مان می دانیم و معترضیم به شرایط و سیاست های غلطی که موجبات این فقر شدید فرهنگی را فراهم می کنند چرا از وجود همان ها سواستفاده می کنیم و در تاریکی با چشم های بسته به بدن خودمان زخم می زنیم؟ کسی که رای خود را می فروشد در بدبختی همگانی سهمی دارد؛ اما کسی که از ضعف آگاهی و ناتوانی مالی دیگری سو استفاده می کند سهم عظیم تری دارد زیرا در مقام انتخاب، افکاری را نمایندگی می کند و با توهم شایستگی و داناییِ بیش از دیگران، خیانت می کند ودر طول زمان هزینه های گزافی تحمیل می کند.دشمن ما چشم های بسته و مغزهای بی تحلیلی ست که کتاب نمی خواند که رشد نمی کند اما لحظه به لحظه برای کسب قدرت حریص تر می شود.

باید به ابعاد غمبار فاجعه فکر کنیم! به دروغ های کشدار چندین ساله، به دیدن و معاشرت با کسانی که طبیعی ترین حقوق فردی و مدنی مان را لگد مال کرده اند؛ باید فکر کنیم به حقوق ازدست رفته مردم، به ساز و کار درستی که در عدم تکرارش نقش داشته باشیم، ما در قبال کسانی که ترغیبشان کرده ایم مسئولیم؛ باید تمام کارهایمان را زمین بگذاریم و به جنس گلوله ای فکر کنیم که سالها پیش به مغز اصلاحات ایران شلیک شد، به جهل، به تمام آن چه پشت سر گذاشتیم، به تک تک لحظاتی که در خلوت خود حق طلب بوده ایم و خود را برای کوچکترین حقوق پایمال کرده ی دیگران سرزنش کرده ایم و با نکبت دامن گیر همگانی مان مقایسه اش کنیم؛ به کسانی که معامله رای می کنند و مردمی که به ریش تک تک ما می خندند و رای می فروشند، باید به خودمان در جامعه، در نقش آجر یک دیوار و درعین حال، به شعور هماهنگ دیوار فکر کرد.
باید بیشتر نظارت کرد و کمتر هورا کشید.

نویسنده: مهتا صدری