نوشتن در مدح قلم در روزگار کم خوانی و پرگویی، شاید جفا باشد، جفایی بر رسالتش، به حقانیت اش در آزادگی و آبادانی و احیای شرافت انسانی! آن جا که جوهر این عدالت پیشه در نطفه خشکیده و در خود می غلتد. جوششی که تاریخ ها را نگاشته و سرنوشت ها را حی و حاضر […]

نوشتن در مدح قلم در روزگار کم خوانی و پرگویی، شاید جفا باشد، جفایی بر رسالتش، به حقانیت اش در آزادگی و آبادانی و احیای شرافت انسانی!

آن جا که جوهر این عدالت پیشه در نطفه خشکیده و در خود می غلتد. جوششی که تاریخ ها را نگاشته و سرنوشت ها را حی و حاضر نموده تا عبرتش را توشه کنیم و جهدمان در طریق راستینش، جهان گشای ایام مهترش گردد. کاوش بشریت در ماوقع را در تمام زوایای عیان و نهانش، با اندرونی پرمهر بر تارک هستی به یادگار نهاده، که امروز و در روزگار استیلای فناوری، هم چنان در صدر خیرخواهان تاریخ ساز با تمام مهجوریت اش، واقع گردد.

صدارتی بی تاج و تخت و حکومتی بی پیرایه! و صدایی که مرگ در آن محلی از اعراب ندارد، با پیروان و رهروانی هر چند اندک، که در تمام اعصار دعوتش را لبیک گفته اند تا چراغ راهش هیچ گاه به ظلمات نیاندیشد.

شاگرد اول کلاس تاریخ و فلسفه، سردمدار سرای ادبیات و هنر و منطق، تنها وام دار کسانی ست که با مکاشفه ی حق و عدالت محوری، ذات مقدس اش را چرکین و بغض آلود نکرده و نخواهند کرد تا هر روز، روزش باشد و سرافرازانه در آوردگاه زندگی رقاصی کند.
روزت بر ساکنینِ قبیله ی شرافت مبارک.

چهاردهم تیرماه هزار و سیصد و نود و شش

نوشتن در مدح قلم در روزگار کم خوانی و پرگویی، شاید جفا باشد، جفایی بر رسالتش، به حقانیت اش در آزادگی و آبادانی و احیای شرافت انسانی!
آن جا که جوهر این عدالت پیشه در نطفه خشکیده و در خود می غلتد. جوششی که تاریخ ها را نگاشته و سرنوشت ها را حی و حاضر نموده تا عبرتش را توشه کنیم و جهدمان در طریق راستینش، جهان گشای ایام مهترش گردد. کاوش بشریت در ماوقع را در تمام زوایای عیان و نهانش، با اندرونی پرمهر بر تارک هستی به یادگار نهاده، که امروز و در روزگار استیلای فناوری، هم چنان در صدر خیرخواهان تاریخ ساز با تمام مهجوریت اش، واقع گردد.
صدارتی بی تاج و تخت و حکومتی بی پیرایه! و صدایی که مرگ در آن محلی از اعراب ندارد، با پیروان و رهروانی هر چند اندک، که در تمام اعصار دعوتش را لبیک گفته اند تا چراغ راهش هیچ گاه به ظلمات نیاندیشد.
شاگرد اول کلاس تاریخ و فلسفه،
سردمدار سرای ادبیات و هنر و منطق، تنها وام دار کسانی ست که با مکاشفه ی حق و عدالت محوری، ذات مقدس اش را چرکین و بغض آلود نکرده و نخواهند کرد تا هر روز، روزش باشد و سرافرازانه در آوردگاه زندگی رقاصی کند.
روزت بر ساکنینِ قبیله ی شرافت مبارک.

چهاردهم تیرماه هزار و سیصد و نود و شش

نویسنده: عمید پورغفار مغفرتی